هانیه ۲۰ ساله  دانشجوی یکی از دانشگاه ها است روزی که آخرین امتحان ترم تحصیلی برگزار شد نحستین اتفاق تاثیرکننده در مسیر زندگی اش رقم خورد.

این دختر بعد از بلاهایی که بر سرش آمد پیش روی دادیار جرایم رایانه ای قرار گرفت و گفت:آن روزصبح زود به ایستگاه اتوبوس  رفتم،در حرکت تاخیر داشتند بناچار سوار ماشین سخصی شدم تا به شهر دیگری بروم تا از جلسه امتحان باز نمانم در این هنگام راننده جوانی مقابلم توقف کرد و در حالی که دانشجویان دیگری هم مسافر او بودند من هم سوار آن خودرو شدم .

وی افزود: امتحان را دادم و بعد متوجه شدم موبایلم گمشده است هاج و واج بودم تا اینکه چند ساعت بعد راننده مسافرکش که از طریق شماره های ذخیره شده در گوشی ام آدرس منزل ما را پیدا کرده بود گوشی را به من بازگرداند .باورم نم شد  از روز بعد مزاحمت های تلفنی ام آغاز شد و فرد ناشناسی قصد داشت به هر طریقی با من ارتباط برقرار کند آن مرد که حتی اطلاعاتی را درباره زندگی خصوصی ام به دست آورده بود مطالب زشتی را در فضاهای مجازی منتشر کرد و سپس مرا تهدید کرد که اگر با او ارتباط نداشته باشم عکس های خصوصی و همچنین تصاویر دوستانم را منتشر خواهد کرد ابتدا نمی دانستم او چگونه به این تصاویر دست یافته است وقتی موضوع را برای نامزدم شرح دادم او به راننده ای که گوشی تلفن را به من بازگردانده بود مشکوک شد آن روز نامزدم خیلی مرا دلداری داد و گفت که من می دانم تو دختر پاکی هستی و کسی می خواهد از این تصاویر سوءاستفاده کند به همین دلیل به  همسرم علیه آن فرد شکایت کردیم .

دادیار با این ادعاها دستور بازداشت جوان مزاحم را صادر کرد و ماموران  خیلی زود او را دستگیر کردند .

سعید در بازجویی ها به دادیار گفت:می ترسیدم موبایل این دختر که در ماشینم جامانده بود ردیابی شود خیلی زود آن را به صاحبش بازگرداندم ولی وسوسه شدم و اطلاعات داخل مموری آن را کپی کردم و سپس برخی اطلاعات شخصی آن دختر را نیز در تماس با شماره های دوستانش به دست آوردم می خواستم با او دوستی کنم نمی دانستم نامزد دارد و پشیمان هستم.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 386392
  • فیلم / شهید لاریجانی چگونه شناسایی شد ؟! / روایت تازه سردار کوثری از نحوه شهادت لاریجانی و فرزندش / فقط یک تماس !

اخبار تاپ حوادث