تبلیغات

بعد از جدایی خواهرم، اوضاع خانه ما خیلی بی‌ریخت شد. او دچار افسردگی شدید شده بود. البته پدرم همچنان با غرور حرف می‌زد. او حتی در پاسخ به یکی از آشنایان که قصد داشت پا‌درمیانی کند گفت: «اگر دامادم بیاید و به دست و پایم بیفتد و بگوید غلط کرده‌ است او را می‌بخشم.»

چند ماه از این ماجرا گذشت. تصور می‌کردیم شوهرخواهرم بیاید و معذرت‌خواهی کند اما یک روز خبر آوردند او با دخترخانمی ازدواج کرده است.

این خبر مثل پتکی آهنین شخصیت و غرور خواهر و پدرم را خرد کرد و در هم شکست. مادرم نیز راه می‌رفت و گریه می‌کرد.

با این وضعیت، من خیلی عذاب می‌کشیدم و احساس سرخوردگی می‌کردم تا اینکه در فضای مجازی با دختری آشنا شدم. دلم را باخته بودم و از خانواده‌ام خواستم به خواستگاری‌اش بروند. پدرم می‌گفت این دختر وصله ناجوری برای خانواده ما می‌شود؛ اما کو گوش شنوا؟

با اصرار و تهدید من، خانواده‌ام کوتاه آمدند و ازدواج کردم. حالا با اینکه هنوز یک سال از دوران عقدمان نگذشته است، از کرده خود پشیمان شده‌ام. همسرم از نظر پوشش و نوع آرایش خیلی زننده رفتار می‌کند.

از مدتی قبل هم متوجه شده‌ام در فضای مجازی با پسری در ارتباط است. مشکل پیدا کرده‌ایم و پدرش با من همان‌طور برخورد می‌کند که پدر من با دامادمان توهین‌آمیز رفتار می‌کرد. از دایره اجتماعی کلانتری به مرکز مشاوره پلیس Police معرفی شده‌ایم. این زن اهل زندگی نیست و تعهدی به من و آینده‌مان ندارد.

اشتباه پدر و خواهرم باعث شد سرنوشت او خراب شود و ندانم‌کاری من در مواجهه با مشکل خانواده، این‌طوری برایم دردسر درست کرد.

فکر می‌کنم آه دامادمان دامن ما را این طوری گرفت چون پدر همسرم تا جایی که می‌تو‌اند به من توهین می‌کند و شخصیتم را زیر پایش خرد کرده است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 350468
  • فیلم/ شهره سلطانی: به خاطر داشتن سگ دوبار ممنوع الکارم کردن

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات