بررسی سوگ در کودکان؛ کدام رفتارها طبیعی و کدام‌ ها هشداردهنده‌ اند؟

به گزارش رکنا، از دست دادن یکی از اعضای خانواده، دوست یا فرد مهم زندگی می‌تواند برای کودک یا نوجوان تجربه‌ای بسیار دشوار باشد. با این حال، سوگ در کودکان یک شکل ثابت ندارد و واکنش‌ها می‌توانند بر اساس سن، میزان درک کودک از مرگ، شخصیت، تجربه‌های قبلی و شرایط خانواده متفاوت باشند.

سوگ در کودکان چگونه خودش را نشان می‌دهد؟

کودک ممکن است نتواند احساسات خود را مانند یک بزرگسال با کلمات بیان کند. به همین دلیل، سوگ گاهی از طریق رفتار او دیده می‌شود.

برخی واکنش‌های شایع عبارت‌اند از:

  • غمگینی و گریه
  • ترس و اضطراب
  • تحریک‌پذیری یا عصبانیت
  • تغییر در الگوی خواب
  • تغییر اشتها
  • کاهش تمرکز
  • افت عملکرد تحصیلی
  • کناره‌گیری از دوستان و فعالیت‌های مورد علاقه
  • چسبیدن بیشتر به والدین یا ترس از جدایی
  • احساس گناه یا خودسرزنشی
  • صحبت مکرر درباره فرد فوت‌شده یا شرایط مرگ
  • تغییر در بازی و رفتار کودک

وجود این واکنش‌ها به‌تنهایی به معنای وجود یک اختلال روانی نیست. کودکان ممکن است در دوره سوگ، برای مدتی رفتارهایی متفاوت از حالت معمول خود داشته باشند.

نوجوانان ممکن است سوگ خود را پنهان کنند

در نوجوانان، سوگ گاهی کمتر آشکار است. ممکن است نوجوان درباره احساساتش صحبت نکند و در عوض، تغییرات رفتاری از خود نشان دهد.

برای مثال، ممکن است:

  • بیشتر در اتاق خود بماند؛
  • ارتباطش را با خانواده یا دوستان کاهش دهد؛
  • تحریک‌پذیر یا پرخاشگر شود؛
  • انگیزه‌اش برای مدرسه و فعالیت‌های روزمره کاهش پیدا کند؛
  • تمرکز خود را از دست بدهد؛
  • خواب و اشتهایش تغییر کند؛
  • یا به شکل مداوم درباره مرگ و نحوه وقوع آن فکر کند.

بنابراین، «به نظر رسیدنِ کودک یا نوجوان به اینکه حالش خوب است» لزوماً به معنای پایان سوگ نیست. برخی نوجوانان احساسات خود را پنهان می‌کنند و ممکن است ناراحتی آنها بیشتر در رفتارشان دیده شود.

چه زمانی مراجعه به روان‌شناس ضروری‌تر می‌شود؟

مهم‌ترین معیار، فقط گذشت زمان نیست؛ بلکه باید دید واکنش‌های کودک چقدر شدید هستند و تا چه اندازه زندگی او را مختل کرده‌اند.

اگر کودک یا نوجوان برای مدت قابل‌توجهی با مشکلاتی مانند ناراحتی شدید، اختلال خواب، مشکلات تمرکز، خشم یا اضطراب مواجه باشد و این وضعیت در خانه، مدرسه یا روابط اجتماعی او اختلال ایجاد کند، بهتر است با روان‌شناس کودک و نوجوان یا پزشک کودک مشورت شود.

برخی نشانه‌هایی که اهمیت بیشتری دارند عبارت‌اند از:

۱. افت محسوس در مدرسه

اگر کودک بعد از مرگ فرد مورد علاقه، توانایی تمرکز و مشارکت در فعالیت‌های مدرسه را به شکل قابل‌توجهی از دست بدهد یا عملکرد تحصیلی‌اش به‌طور محسوسی افت کند، ارزیابی تخصصی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۲. ناراحتی عاطفی شدید و مداوم

گریه‌های مکرر، خشم شدید، تحریک‌پذیری یا ناتوانی در تنظیم احساسات، به‌ویژه اگر ادامه‌دار باشد و زندگی روزمره را مختل کند، می‌تواند نشانه‌ای برای دریافت کمک حرفه‌ای باشد.

۳. انزوای شدید

اگر کودک یا نوجوان به شکل محسوسی از دوستان، خانواده و فعالیت‌هایی که قبلاً دوست داشته فاصله بگیرد، بهتر است این تغییر نادیده گرفته نشود.

۴. درگیری شدید با شرایط مرگ

گاهی کودک نه‌تنها با فقدان فرد، بلکه با نحوه مرگ او درگیر می‌شود؛ به‌خصوص اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا همراه با حادثه‌ای آسیب‌زا بوده باشد. در چنین شرایطی ممکن است واکنش‌های سوگ با علائم تروما ترکیب شوند و نیاز به ارزیابی تخصصی بیشتر شود.

۵. اختلال جدی در زندگی روزمره

اگر سوگ باعث شود کودک نتواند به شکل معمول در خانه، مدرسه، روابط دوستانه یا فعالیت‌های روزمره حضور داشته باشد، مراجعه به متخصص اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

سوگ طولانی؛ چه زمانی باید جدی‌تر بررسی شود؟

سوگ همیشه طبق یک جدول زمانی مشخص پیش نمی‌رود و نمی‌توان انتظار داشت همه کودکان در مدت معینی به حالت قبلی برگردند.

با این حال، در اختلال سوگ طولانی‌مدت، غم و دلتنگی یا اشتغال ذهنی شدید با فرد فوت‌شده برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کند و با اختلال قابل‌توجه در عملکرد همراه می‌شود. طبق معیارهای DSM-5-TR، این اختلال در کودکان و نوجوانان زمانی مطرح می‌شود که دست‌کم ۶ ماه از مرگ گذشته باشد.

البته تشخیص چنین اختلالی فقط با توجه به گذشت زمان انجام نمی‌شود و نیازمند ارزیابی متخصص سلامت روان است.

والدین چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

اولین قدم، تلاش برای حذف احساسات کودک نیست؛ بلکه ایجاد فضایی امن برای تجربه و بیان آنهاست.

والدین می‌توانند:

  • اجازه دهند کودک درباره فرد فوت‌شده صحبت کند؛
  • به پرسش‌های او صادقانه و متناسب با سنش پاسخ دهند؛
  • احساسات او را کوچک یا بی‌اهمیت جلوه ندهند؛
  • از جملاتی مانند «قوی باش» یا «دیگر به آن فکر نکن» پرهیز کنند؛
  • تا حد امکان برنامه روزمره کودک را حفظ کنند؛
  • با معلم یا مشاور مدرسه در ارتباط باشند؛
  • و در صورت مشاهده تغییرات نگران‌کننده، از روان‌شناس کودک و نوجوان یا پزشک کمک بگیرند.

متخصص اطفال نیز می‌تواند وضعیت کودک را بررسی و در صورت نیاز او را به متخصص سلامت روان ارجاع دهد.

اگر کودک درباره مرگ خودش صحبت کرد چه کنیم؟

این مورد را نباید صرفاً به‌عنوان بخشی از سوگ نادیده گرفت.

اگر کودک یا نوجوان از خودکشی، مردن، آسیب زدن به خودش یا نخواستنِ ادامه زندگی صحبت می‌کند، باید موضوع را جدی گرفت و ارزیابی فوری از سوی متخصص سلامت روان یا خدمات اورژانسی دریافت شود؛ به‌ویژه اگر خطر فوری وجود داشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای والدین

سوگ یک بیماری نیست و کودکی که عزادار است لزوماً به درمان نیاز ندارد.

کودکان می‌توانند با گریه، سکوت، خشم، بازی، سؤال‌های تکراری یا حتی دوره‌هایی از رفتار عادی، سوگ خود را تجربه کنند. آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که آیا کودک به‌تدریج می‌تواند با فقدان کنار بیاید و به زندگی روزمره، روابط و رشد طبیعی خود ادامه دهد یا خیر.

اگر علائم شدید، مداوم یا مختل‌کننده زندگی هستند، کمک گرفتن از روان‌شناس به معنای «بیمار دانستن کودک» نیست؛ بلکه می‌تواند فرصتی باشد تا کودک یا نوجوان یاد بگیرد چگونه با فقدان بزرگی که تجربه کرده، سالم‌تر کنار بیاید.

سوگ را نمی‌توان از کودک گرفت؛ اما می‌توان کاری کرد که کودک مجبور نباشد آن را به تنهایی تحمل کند.

منبع: ایسنا

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238131
  • مردم مراقب خرید طلای آب‌شده باشند؛ عیارش را نمی‌توانید با چشم تشخیص دهید! + فیلم