ترندترین خبرهای روز زیر ذره بین گروه روانشناسی رکنا
تحلیل روانشناسی خبر ترند/ روز جهانی سلامت روان گذشت/ جهان برای شنیدن صدای بیماران چه کرد و ایران هنوز با چه پرسش هایی روبروست؟
رکنا: روز جهانی سلامت روان در ۱۰ اکتبر به پایان رسید، اما مهمترین پرسش آن هنوز بی پاسخ مانده است: چرا درباره افراد مبتلا به اختلالات روانی این همه سخن گفته می شود، اما خود آنها کمتر در تصمیم هایی که زندگی و درمانشان را شکل می دهد حضور دارند؟
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۶ از کشورها خواسته است تجربه زیسته بیماران را به بخشی از تصمیم گیری تبدیل کنند، نه صرفا موضوع سخنرانی و روایت های احساسی. بررسی اقدامات جهانی و وضعیت ایران نشان می دهد مسئله امروز دیگر فقط آگاهی بخشی نیست؛ سنجش فاصله میان شعار، دسترسی به درمان، حقوق بیمار و مشارکت واقعی اوست. یک روز پس از این مناسبت، زمان مناسبی است که به جای مرور پیام های تبریک، بپرسیم چه چیزی باید تغییر کند.
شعار امسال جهان، شنیدن صدایی است که سال ها به حاشیه رفته است
دهم اکتبر هر سال به عنوان روز جهانی سلامت روان شناخته می شود. شعار جهانی سال ۲۰۲۶ بر شنیده شدن تجربه های زیسته و تبدیل صدای واقعی افراد به تغییر واقعی تاکید دارد.
مقصود از تجربه زیسته، دانشی است که فرد از زندگی با یک مشکل سلامت روان، دریافت درمان، مواجهه با انگ اجتماعی یا حتی ناتوانی در دسترسی به خدمات به دست آورده است. سازمان جهانی بهداشت تاکید می کند افراد دارای تجربه زیسته نباید فقط دریافت کننده خدمات باشند؛ آنها باید در طراحی، اجرا و ارزیابی خدمات نیز نقش داشته باشند.
این تغییر نگاه، از یک پرسش اساسی آغاز می شود: آیا متخصصان و سیاست گذاران می توانند بدون شنیدن تجربه واقعی بیماران، همه نیازهای آنها را بشناسند؟
جهان چه کرد؟ از شعار مناسبتی تا برنامه های مشخص
سازمان جهانی بهداشت در کارزار امسال، مشارکت افراد دارای تجربه زیسته را در مرکز توجه قرار داده است. بر اساس داده های اطلس سلامت روان ۲۰۲۴، در میان کشورهای پاسخ دهنده، ۴۵ درصد از همکاری مستمر با گروه های مدافع حقوق بیماران و خانواده ها در برنامه ریزی، ارائه یا پایش خدمات گزارش داده اند.
همچنین ۸۰ درصد از کشورهایی که سیاست یا برنامه سلامت روان داشتند، اعلام کردند در تدوین آن با افراد دارای تجربه زیسته مشورت شده است. اما این ارقام به معنای مشارکت موثر و برابر در همه کشورها نیستند.
مشورت گرفتن با بیمار با داشتن حق تاثیرگذاری واقعی بر تصمیم ها تفاوت دارد. در همین داده ها، فقط ۹ درصد کشورها اعلام کرده اند گذار کامل از مراقبت بیمارستان محور به خدمات سلامت روان جامعه محور را انجام داده اند. این فاصله نشان می دهد حتی در سطح جهانی نیز تغییر رویکرد بسیار کندتر از آن چیزی پیش رفته که در شعارها دیده می شود.
سازمان جهانی بهداشت؛ بیمار نباید فقط موضوع درمان باشد
یکی از اقدامات مهم جهانی در آستانه روز سلامت روان ۲۰۲۶، تاکید سازمان جهانی بهداشت بر گذار از مراقبت های طولانی مدت و انزواگرایانه به خدمات جامعه محور بوده است. در این رویکرد، هدف فقط کاهش بستری نیست. فرد باید بتواند در کنار دریافت درمان مناسب، ارتباط خود را با خانواده، آموزش، اشتغال و زندگی اجتماعی حفظ کند. البته انتقال خدمات از بیمارستان به جامعه بدون تامین حمایت های لازم می تواند خود خطرآفرین باشد.
به همین دلیل، مراقبت جامعه محور نیازمند تیم های تخصصی، خدمات پیگیری، حمایت خانوادگی، مسکن و امکانات اجتماعی مناسب است. در این نگاه، بهبودی فقط کاهش علائم بیماری نیست؛ بازگشت امکان انتخاب و مشارکت در زندگی نیز اهمیت دارد.
اروپا سلامت روان را به سیاست عمومی پیوند زد
اتحادیه اروپا از سال ۲۰۲۳ رویکردی جامع به سلامت روان را دنبال کرده است. در این رویکرد، سلامت روان فقط به درمان اختلالات محدود نمی شود و عوامل اجتماعی، محیطی، شرایط زندگی و فشارهای فضای دیجیتال نیز مورد توجه قرار می گیرند. در پیام روز جهانی سلامت روان ۲۰۲۶، کمیسیون اروپا بر اهمیت گفت و گو و شنیدن تجربه افراد تاکید کرده است.
همچنین موضوعاتی مانند آسیب های فضای آنلاین، آزار اینترنتی و فشارهای ناشی از استفاده از شبکه های اجتماعی در دستور کار سیاست گذاری قرار دارند. این اقدامات به معنای حل مشکلات سلامت روان در اروپا نیستند. تفاوت مهم آن است که مسئله در سطح سیاست عمومی مطرح شده و درباره ابزارهای پیشگیری و مسئولیت نهادهای مختلف نیز بحث می شود.
آسیا چه کرد؟ تجربه بیمار را وارد بحث حقوق و سیاست گذاری کرد
در منطقه جنوب شرق آسیای سازمان جهانی بهداشت، اقداماتی برای گسترش خدمات جامعه محور و دسترسی به حمایت روانشناختی انجام شده است. هند برنامه ملی خدمات سلامت روان از راه دور را توسعه داده و برخی کشورهای منطقه نیز در مسیر تقویت خدمات اجتماعی و اولیه حرکت کرده اند. در سال ۲۰۲۴، نشستی منطقه ای در نپال با حضور افراد دارای تجربه زیسته و مراقبان آنها برگزار شد. حاصل این گفت و گوها، منشوری درباره حقوق افراد دارای تجربه مشکلات سلامت روان بود که بر استقلال در تصمیم گیری، دسترسی به خدمات، فرصت های برابر و مشارکت در سیاست گذاری تاکید داشت.
اهمیت این اقدام در آن است که بیمار فقط برای روایت رنج خود دعوت نشده، بلکه تجربه او به بحث حقوق و اصلاح نظام خدمات پیوند خورده است. با این حال، سازمان جهانی بهداشت همچنان از شکاف های جدی درمان، تمرکز خدمات در شهرها و هزینه های بالا در بسیاری از کشورهای منطقه خبر می دهد.
ایران چه کرده است؟ تصویر نه کاملا خالی است و نه کافی
ایران سابقه ادغام برخی خدمات سلامت روان در نظام مراقبت های اولیه را دارد. یکی از برنامه های مهم در این زمینه، طرح سراج است که با هدف پیوند دادن شناسایی اولیه مشکلات، خدمات تخصصی و حمایت های اجتماعی طراحی شده است.
دفتر منطقه ای سازمان جهانی بهداشت در گزارشی در سال ۲۰۲۶ به این برنامه پرداخته و از وجود حدود ۵۷۵۰ مرکز خدمات جامع سلامت، حدود ۳۴۰۰ روانشناس در این شبکه و ۱۰۴ مرکز تخصصی سراج در چارچوب گزارش ارائه شده سخن گفته است.
این ارقام نشان دهنده تلاش برای ایجاد ساختار خدماتی هستند؛ اما به تنهایی مشخص نمی کنند که همه شهروندان، در همه مناطق، خدمات کافی و باکیفیت دریافت می کنند. برای چنین قضاوتی باید میزان پوشش واقعی، زمان انتظار، کیفیت درمان، هزینه پرداختی بیمار و پیامدهای درمان نیز بررسی شوند.
گزارش جهانی درباره ایران چه می گوید؟
پروفایل ایران در اطلس سلامت روان ۲۰۲۴ سازمان جهانی بهداشت، تصویری قابل توجه ارائه می کند. بر اساس اطلاعات ثبت شده، ایران دارای سیاست یا برنامه مستقل سلامت روان است و برنامه هایی در زمینه سلامت روان کودکان و نوجوانان و پیشگیری از خودکشی نیز گزارش شده است.
در مقابل، در همین پروفایل وجود راهبرد اختصاصی مقابله با انگ سلامت روان گزارش نشده است. همچنین منابع مالی و انسانی مورد نیاز برای اجرای سیاست سلامت روان، به صورت نسبی یا ناقص تامین شده اند. یکی از مهمترین داده های این گزارش به هزینه خدمات مربوط است.
در اطلاعات گزارش شده، سهم پرداخت مستقیم بیماران برای درمان های روانشناختی در گروهی قرار دارد که ۵۱ تا ۱۰۰ درصد هزینه را شامل می شود. این رقم، میانگین پرداخت همه بیماران ایرانی نیست؛ بلکه طبقه بندی گزارش شده درباره سهم هزینه پرداختی اکثر استفاده کنندگان از آن خدمت است.
با این حال، همین داده پرسشی جدی ایجاد می کند: وقتی درمان روانشناختی برای بسیاری از خانواده ها هزینه بر است، چگونه می توان از دسترسی عادلانه به خدمات سخن گفت؟
مقایسه ایران و جهان؛ مسئله اصلی فقط تعداد مرکز درمانی نیست
در مقایسه وضعیت ایران با روندهای جهانی، سه موضوع اهمیت ویژه دارد. نخست، دسترسی به درمان است. ایجاد مراکز خدماتی ضروری است، اما باید مشخص شود شهروندان در عمل با چه هزینه، فاصله جغرافیایی و زمان انتظاری به خدمات دسترسی دارند.
دوم، حقوق و کرامت بیمار است. کیفیت نظام سلامت روان فقط با تعداد تخت یا متخصص سنجیده نمی شود؛ نحوه برخورد، حفظ محرمانگی، رضایت آگاهانه و امکان شکایت و پیگیری نیز اهمیت دارند.
سوم، مشارکت بیماران در تصمیم گیری است. شعار جهانی امسال دقیقا بر همین موضوع تاکید دارد. در داده های در دسترس، نمی توان با اطمینان گفت ایران در همه این شاخص ها از کشورهای دیگر جلوتر یا عقب تر است؛ زیرا شاخص ها، روش های گردآوری داده و سطح گزارش دهی یکسان نیستند.
اما می توان پرسید آیا سازوکارهای روشن و قابل ارزیابی برای مشارکت افراد دارای تجربه زیسته در طراحی و پایش خدمات وجود دارد و نتایج آن تا چه اندازه منتشر می شود؟
تحلیل روانشناختی؛ چرا شنیده نشدن بیمار می تواند بر درمان اثر بگذارد؟
در روانشناسی سلامت، رابطه درمانی یکی از عوامل مهم در کیفیت تجربه درمان است. فردی که احساس می کند نگرانی هایش جدی گرفته نمی شوند، ممکن است اعتماد کمتری به فرایند درمان داشته باشد.
در مقابل، زمانی که بیمار فرصت بیان تجربه، ترجیحات و نگرانی های خود را پیدا می کند، زمینه مناسب تری برای تصمیم گیری مشترک ایجاد می شود. تصمیم گیری مشترک به معنای کنار گذاشتن دانش تخصصی پزشک یا روانشناس نیست. این رویکرد تلاش می کند شواهد علمی، قضاوت حرفه ای و ارزش ها و ترجیحات بیمار را در کنار هم قرار دهد برای مثال دو بیمار ممکن است تشخیص مشابهی داشته باشند، اما درباره عوارض دارو، شرایط خانوادگی، امکان مراجعه منظم یا هدف های درمانی نگرانی های متفاوتی داشته باشند.
اگر این تفاوت ها شنیده نشوند، برنامه درمانی ممکن است با زندگی واقعی فرد هماهنگی کافی نداشته باشد.
انگ اجتماعی؛ وقتی تشخیص روانپزشکی به هویت کامل فرد تبدیل می شود
اروینگ گافمن جامعهشناس برجسته کانادایی در مطالعات خود درباره انگ اجتماعی نشان داد چگونه یک ویژگی می تواند در نگاه دیگران بر سایر ابعاد هویت فرد سایه بیندازد. در حوزه سلامت روان، این اتفاق زمانی رخ می دهد که فرد صرفا بر اساس تشخیص روانپزشکی تعریف شود. ممکن است توانایی ها، خواسته ها، روابط و حقوق او زیر سایه برچسب بیماری قرار گیرند. این فرایند می تواند به تبعیض بیرونی یا انگ درونی شده منجر شود.
انگ درونی شده زمانی رخ می دهد که فرد برخی نگرش های منفی جامعه درباره بیماری روانی را درباره خودش بپذیرد.چنین وضعیتی می تواند با کاهش عزت نفس و امید به بهبودی ارتباط داشته باشد. البته همه افراد مبتلا به اختلالات روانی این تجربه را ندارند و شدت و پیامدهای انگ به شرایط فردی و اجتماعی بستگی دارد. یکی از راه های مقابله با انگ، ایجاد فرصت برای شنیدن روایت های متنوع و واقعی افراد است؛ روایت هایی که آنها را فقط به رنج و بیماری محدود نمی کنند.
چرا روایت بیمار نباید به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود؟
دعوت از یک بیمار برای تعریف تجربه شخصی، به خودی خود به معنای مشارکت واقعی نیست. گاهی تجربه افراد فقط برای تاثیرگذاری احساسی بر مخاطبان استفاده می شود، در حالی که آنها هیچ نقشی در تصمیم های بعدی ندارند. در مطالعات مشارکت اجتماعی، این وضعیت با مفهوم مشارکت نمادین ارتباط پیدا می کند.
مشارکت معنادار زمانی شکل می گیرد که فرد بتواند بر طراحی خدمات، اولویت ها و ارزیابی نتایج تاثیر بگذارد. همچنین روایت تجربه زیسته باید داوطلبانه، همراه با رضایت آگاهانه و با رعایت حریم خصوصی باشد. هیچ بیماری نباید برای اثبات اهمیت سلامت روان، مجبور به افشای تشخیص یا جزئیات شخصی خود شود.
چرا گروه روانشناسی رکنا یک روز پس از روز جهانی سلامت روان به این موضوع می پردازد؟
زیرا ارزش یک مناسبت جهانی فقط به تعداد پیام هایی نیست که در همان روز منتشر می شوند. روز جهانی سلامت روان می تواند نقطه آغاز پرسشگری باشد اما بررسی اینکه کشورها چه برنامه هایی دارند، چه خدماتی ارائه می دهند و بیماران تا چه اندازه در تصمیم گیری مشارکت می کنند، به نگاهی فراتر از خبرهای مناسبتی نیاز دارد.
یک روز پس از پایان مراسم، می توان از فضای تبریک و شعار فاصله گرفت و به مسئله اصلی پرداخت: آیا زندگی افراد دارای مشکلات سلامت روان واقعا بهتر شده است؟ این پرسش، به ویژه در ایران، باید با توجه همزمان به ظرفیت های موجود و موانع دسترسی به درمان مطرح شود.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
نخست، لازم است شاخص های دسترسی واقعی به خدمات سلامت روان، از جمله هزینه، زمان انتظار، پوشش مناطق کم برخوردار و کیفیت پیگیری درمان، به شکل شفاف منتشر شوند.
دوم، مشارکت افراد دارای تجربه زیسته و خانواده ها در طراحی و ارزیابی خدمات باید از سطح مشورت تشریفاتی فراتر برود. سوم، تقویت حمایت مالی از خدمات روانشناختی و کاهش موانع دسترسی باید در برنامه ریزی نظام سلامت مورد توجه قرار گیرد.
چهارم، برنامه های مقابله با انگ اجتماعی باید با اهداف قابل سنجش و ارزیابی مستقل همراه باشند. پنجم، رعایت رضایت آگاهانه، محرمانگی و کرامت افراد دریافت کننده خدمات باید بخشی جدایی ناپذیر از ارزیابی کیفیت مراکز باشد.
راهکار برای خانواده ها؛ چگونه صدای فرد مبتلا به اختلال روانی را واقعا بشنویم؟
بجای اینکه فقط درباره فرد با دیگران صحبت کنید، تا حد امکان با خود او گفت و گو کنید. از او بپرسید چه نوع حمایتی برایش مفید است و چه رفتارهایی باعث می شود احساس نادیده گرفته شدن داشته باشد. تشخیص روانپزشکی را به تمام هویت فرد تبدیل نکنید. در تصمیم های درمانی، متناسب با شرایط بالینی و توان تصمیم گیری فرد، مشارکت او را جدی بگیرید.
اگر درباره درمان نگرانی دارد، به جای سرزنش یا برچسب زدن، موضوع را با تیم درمان در میان بگذارید. همچنین به یاد داشته باشید که حمایت خانوادگی به معنای کنترل کامل زندگی فرد نیست؛ هدف آن کمک به امنیت، درمان و حفظ بیشترین میزان ممکن از استقلال اوست.
تلنگر روانشناختی
سالهاست درباره سلامت روان سخنرانی می کنیم، آمار می دهیم، هشدار می دهیم و روزهای جهانی را گرامی می داریم اما یکی از مهمترین پرسش ها هنوز ساده مانده است: آخرین بار چه زمانی از فردی که با یک اختلال روانی زندگی می کند پرسیدیم خودش چه می خواهد؟
سلامت روان زمانی از یک شعار مناسبتی به یک تعهد اجتماعی تبدیل می شود که بیمار فقط موضوع تصمیم های ما نباشد؛ در شکل دادن به آن تصمیم ها نیز سهم داشته باشد.
روز جهانی سلامت روان تمام شده است، اما آزمون واقعی تازه آغاز می شود: آیا پس از خاموش شدن پیام های مناسبتی، صدای بیماران همچنان شنیده خواهد شد؟
-
طرز تهیه پای شکلات و نارگیل با هواپز
ارسال نظر