چرا در رابطه ای که ناراضی مان می کند می مانیم؟
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه-
رکنا: از بیرون، ماندن در رابطه ای ناراضی کننده گاهی ساده به نظر می رسد: اگر خوشحال نیستی، جدا شو. اما کسی که در رابطه زندگی می کند، فقط میان خوشحالی و جدایی انتخاب نمی کند. او با خاطره ها، تعهدها، مسائل مالی، فرزند، خانواده، ترس از تنهایی و تصویری که از آینده ساخته، روبه روست. تصمیم رابطه ای معمولا یک دکمه روشن و خاموش نیست؛ مجموعه ای از وابستگی ها و هزینه هاست که می توانند رفتن را دشوار کنند.
گاهی فرد می ماند چون هنوز رابطه را دوست دارد و امیدوار است تغییر کند. گاهی می ماند چون نمی داند پس از جدایی کجا زندگی خواهد کرد یا چطور هزینه ها را تامین می کند. گاهی هم رابطه آن قدر میان لحظه های خوب و بد نوسان دارد که فرد نمی تواند آن را یکسره ناسالم یا تمام شده ببیند. این وضعیت پیچیده را نباید با یک جمله درباره ضعف یا بی ارادگی توضیح داد.
امید، خاطره و وعده تغییر
در بسیاری از رابطه ها، بخش های خوب واقعی اند. دو نفر ممکن است خاطره های مشترک، علاقه و روزهای صمیمی داشته باشند، اما همزمان با تحقیر، بی اعتمادی یا تعارض حل نشده روبه رو باشند. فرد گاهی به خاطره روزهای خوب تکیه می کند و امیدوار است آن دوران برگردد. اگر طرف مقابل پس از هر بحران عذرخواهی کند یا قول تغییر بدهد، امید دوباره فعال می شود.
امید ذاتا چیز بدی نیست. مسئله این است که آیا تغییر در رفتار قابل مشاهده است یا فقط در وعده ها تکرار می شود. برای سنجیدن این تفاوت، باید به الگو نگاه کرد: آیا گفت وگو امن تر شده؟ آیا مسئولیت پذیری بیشتر شده؟ آیا رفتاری که آسیب زده متوقف شده؟ تغییر پایدار معمولا در طول زمان و در موقعیت های واقعی دیده می شود، نه فقط بلافاصله پس از دعوا.
ترس از تنهایی و هزینه جدایی
ترس از تنهایی می تواند در تصمیم ماندن نقش داشته باشد. فرد ممکن است فکر کند کسی را پیدا نمی کند، دوباره از نو ساختن زندگی از توانش خارج است یا خانواده و اطرافیان او را سرزنش خواهند کرد. این ترس ها همیشه خیالی نیستند. گاهی فرد واقعا با موانع اقتصادی، اجتماعی یا حقوقی روبه روست و برای رفتن به حمایت عملی نیاز دارد.
همچنین ممکن است فرد مدت زیادی برای رابطه سرمایه گذاشته باشد و با خود بگوید حالا که این همه سال گذشته، باید بمانم. اما زمان گذشته به تنهایی تضمین نمی کند که آینده بهتر خواهد شد. تصمیم امروز بهتر است بر پایه کیفیت فعلی رابطه، امکان تغییر، امنیت و نیازهای واقعی فرد گرفته شود، نه فقط بر پایه آنچه قبلا صرف شده است.
ماندن همیشه به معنای رضایت نیست
بعضی افراد در رابطه می مانند، اما عاطفی عقب می کشند. کمتر حرف می زنند، کمتر توقع دارند و برای دور ماندن از دعوا، خواسته هایشان را پنهان می کنند. از بیرون ممکن است رابطه آرام به نظر برسد، اما این آرامش گاهی حاصل حل شدن اختلاف نیست؛ حاصل خاموش شدن یکی از طرفین است.
در چنین وضعی، پرسش مهم فقط این نیست که بمانم یا بروم. باید پرسید آیا امکان گفت وگوی صادقانه و امن وجود دارد؟ آیا هر دو نفر حاضرند سهم خود را ببینند؟ آیا مرزهای فردی رعایت می شوند؟ آیا رابطه جایی برای تغییر دارد یا یک نفر تمام هزینه سازگاری را می پردازد؟ پاسخ این پرسش ها می تواند تصویر روشن تری از وضعیت بسازد.
تصمیم را به یک لحظه هیجانی نسپاریم
اگر خشونت، تهدید، اجبار یا خطر فوری وجود دارد، اولویت با ایمنی و حمایت تخصصی و عملی است. در وضعیت های دیگر، فرد می تواند تصمیم را با نوشتن تجربه ها، صحبت با یک فرد قابل اعتماد، بررسی منابع حمایتی و دریافت مشاوره روشن تر کند. این فرایند به معنای تعویق بی پایان نیست؛ فرصتی است برای آن که انتخاب از ترس یا یک دعوای لحظه ای بیرون بیاید.
افراد در رابطه های ناراضی کننده می مانند، چون زندگی واقعی پیچیده تر از توصیه های کوتاه است. فهمیدن این پیچیدگی نباید به توجیه آسیب تبدیل شود. ماندن هم به خودی خود نشانه عشق نیست و رفتن هم همیشه ساده یا فوری نیست. مهم این است که فرد بتواند نیازها، امنیت و امکان تغییر را جدی بگیرد و مجبور نباشد برای حفظ رابطه، خودش را از زندگی خودش حذف کند.
-
فیلم / نگاهی به کارت عروسی پینترستی مریم مومن و سهیل قاصدی به همراه گیفت های عروسی جذابشان
ارسال نظر