شب بخیر به مادری که آخر از همه می خوابد
رکنا: همه خوابیده اند و خانه بالاخره ساکت شده است، اما برای تو هنوز روز تمام نشده. ظرفی مانده، لباسی باید آماده شود و فکری درباره فردا گوشه ذهنت می چرخد. حتی وقتی می نشینی، بخشی از ذهنت هنوز مراقب است کسی صدایت نکند، کودکی بیدار نشود و کاری از قلم نیفتد.
شاید همین چند دقیقه، تنها زمان روز باشد که کسی چیزی از تو نمی خواهد. دلت می خواهد چایت را آرام بنوشی، کمی چیزی ببینی یا فقط چند دقیقه هیچ کاری نکنی. اما همان جا یک صدای آشنا در ذهنت می گوید: بهتر نیست اول خانه را جمع کنم؟
خانه می تواند کمی صبر کند
همه کارها ضروری نیستند. امشب یکی را برای فردا بگذار. خانه اگر کمی نامرتب بماند، اتفاقی نمی افتد؛ اما اگر هر دقیقه آزاد تو دوباره تبدیل به کار شود، کم کم خودت از زندگی روزمره ات حذف می شوی.
تو فقط کسی نیستی که برای همه غذا آماده می کند، لباس می چیند، یادآوری می کند و مراقب است چیزی از قلم نیفتد. تو هم به سکوت، خواب و چند دقیقه بی مسئولیتی نیاز داری.
خودت را امشب امتحان کن پیش از اینکه سراغ کار بعدی بروی، از خودت بپرس: اگر این کار را امشب انجام ندهم، واقعاً چه اتفاقی می افتد؟
اگر جوابش هیچ چیز مهمی نیست، بگذار برای فردا بماند.
شب بخیر به تو که معمولاً آخرین چراغ را خاموش می کنی. امشب لازم نیست همه چیز کامل باشد. خانه می تواند کمی صبر کند؛ تو نه.
-
آتش سوزی عظیم در تنگه هرمز پس از انفجار یک سوپرنفتکش + فیلم
ارسال نظر