چرا در چشم ما همه مقصرند، جز خودمان؟
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه-
رکنا: گاهی در یک جمع، هر کس از بی اخلاقی دیگران می گوید: از قانون گریزی، دروغ، بی مسئولیتی و حق خوری. اما همین افراد ممکن است در موقعیتی مشابه، برای رفتار خودشان توضیحی آماده داشته باشند. یکی می گوید چاره ای نداشتم، دیگری می گوید همه همین کار را می کنند و نفر سوم رفتار خودش را خطایی کوچک می داند که نباید با خطای دیگران مقایسه شود. پرسش اینجاست: چطور ممکن است انسان ها همزمان از بی اخلاقی بیزار باشند و در عمل، برای خودشان استثنا بسازند؟
خطای من، خطای تو
ما رفتار دیگران را معمولا از روی آنچه دیده ایم قضاوت می کنیم، اما رفتار خودمان را با نیت ها و شرایطی توضیح می دهیم که دیگران به آنها دسترسی ندارند. وقتی کسی در صف جلو می زند، ممکن است او را بی ملاحظه بدانیم؛ اگر خودمان این کار را کنیم، شاید بگوییم عجله داشتیم یا فقط یک سوال کوتاه داشتیم. رفتار بیرونی یکسان است، اما روایت درونی ما متفاوت می شود.
این تفاوت همیشه از بدخواهی آگاهانه نمی آید. ذهن انسان برای حفظ تصویری قابل قبول از خودش، تمایل دارد دلایل رفتار خودش را پیدا کند. ما می خواهیم خودمان را منصف، مسئول و اخلاقی ببینیم. وقتی رفتاری با این تصویر ناسازگار است، ذهن به جای کنار گذاشتن تصویر مطلوب، گاهی توضیحی می سازد که میان آن تصویر و عمل واقعی فاصله بیندازد.
وقتی فشار جمع، معیار را جابجا می کند
افراد در خلوت ممکن است رفتاری را نادرست بدانند، اما در جمعی که آن رفتار رایج است، حساسیت شان کمتر شود. وقتی می بینیم دیگران قانون را دور می زنند، از امکانات عمومی سوءاستفاده می کنند یا مسئولیت را گردن هم می اندازند، ممکن است رفتار خودمان هم در ذهنمان عادی تر به نظر برسد. تکرار یک رفتار، آن را لزوما درست نمی کند؛ اما می تواند مرز میان درست و نادرست را در تجربه روزانه مبهم کند.
در چنین وضعی، اعتراض به دیگران گاهی جای پرسش دشوارتر را می گیرد: من در همین موقعیت چه می کنم؟ نقد رفتار عمومی لازم است، اما اگر فقط دیگران را نشانه بگیریم، اعتراض به راهی برای تثبیت برتری اخلاقی خودمان تبدیل می شود. فرد به جای آنکه سهم خود را ببیند، از محکوم کردن دیگران برای تایید پاک دستی خودش استفاده می کند.
خشم اخلاقی چه زمانی به نمایش تبدیل می شود؟
خشم از بی عدالتی می تواند نیرویی برای دفاع از حق باشد اما خشم به تنهایی تضمین نمی کند که داوری ما منصفانه است. گاهی از خطای کسانی خشمگین می شویم که به گروه ما تعلق ندارند، اما همان خطا را در نزدیکان، همفکران یا خودمان قابل چشم پوشی می دانیم. در این حالت، معیار اخلاقی به جای آنکه درباره رفتار باشد، به هویت فرد وابسته می شود.
این گزینشی دیدن، اعتماد عمومی را فرسوده می کند. مردم متوجه می شوند بعضی خطاها برای عده ای بحران اخلاقی است و برای عده ای دیگر سوءتفاهم، اجبار یا اشتباه لحظه ای. نتیجه آن است که اعتراض ها نیز کم کم شبیه تسویه حساب به نظر می رسند. جامعه ای که هر کس فقط تخلف رقیب را می بیند، به جای ساختن معیار مشترک، در حال تقسیم خطاها به خطای خودی و غیرخودی است.
از اعتراف کوچک تا مسئولیت جمعی
پاسخ به پرسش متهم کجاست، پیدا کردن یک چهره برای سرزنش نیست. متهم می تواند در رفتارهای کوچک روزمره پنهان باشد؛ در زمانی که نوبت را رعایت نمی کنیم، حقیقتی را به نفع خود تغییر می دهیم، مسئولیت اشتباه را نمی پذیریم یا از سکوت دیگران برای توجیه رفتارمان کمک می گیریم. این مثال ها اندازه خطاها را یکسان نمی کند، اما نشان می دهد اخلاق فقط در محکوم کردن تخلف های بزرگ آزموده نمی شود.
مسئولیت پذیری از اینجا شروع می شود که میان توضیح دادن و توجیه کردن فرق بگذاریم. شرایط دشوار ممکن است رفتار ما را توضیح دهد، اما همیشه آن را بی اثر یا بی پیامد نمی کند. می توان گفت چرا کاری را انجام داده ایم و همزمان پذیرفت که به دیگری آسیب زده یا حقی را نادیده گرفته ایم.
جامعه ای که همه در آن شاکی اند، لزوما جامعه ای پر از افرادی بی اخلاق نیست؛ ممکن است جامعه ای باشد که هر کس سهم خودش را کوچک تر از سهم دیگران می بیند. راه بیرون رفتن از این چرخه، خاموش کردن اعتراض نیست. باید پرسش را کامل کرد: چه کسی خطا کرده، چه شرایطی آن را ممکن کرده، چه کسی از آن آسیب دیده و من برای تکرار نشدنش چه مسئولیتی دارم؟ تا وقتی پاسخ فقط دیگری است، متهم همیشه بیرون از ما می ماند.
-
فیلم / تکرار تهدید ترامپ علیه ایران توسط وزیر جنگ اسرائیل
ارسال نظر