پشت روپوش سفید چه می گذرد؟ راز تلخی که پزشکان سالها در سکوت تحمل می کنند!
رکنا: مرگ بیمار برای خانواده او یک فقدان آشکار است، اما پزشک چه می شود؟ مطالعه تازه ای که تجربه متخصصان سرطان را بررسی کرده نشان می دهد مرگ های مکرر بیماران می تواند پزشکان را با غم، احساس ناتوانی و پرسش درباره تصمیم های درمانی روبه رو کند؛ احساساتی که در فضای حرفه ای پزشکی همیشه فرصت بیان شدن ندارند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، پژوهشگران می گویند مسئله فقط فرسودگی شغلی نیست؛ پزشکان ممکن است نوعی سوگ حرفه ای را نیز تجربه کنند که نیازمند توجه جداگانه است.
پزشک هم بعد از مرگ بیمار سوگوار می شود
مطالعه جدیدی در Scientific Reports، تجربه متخصصان سرطان در مواجهه با مرگ بیماران را بررسی کرده است. پژوهشگران از روش مصاحبه کیفی استفاده کردند تا بفهمند پزشکان مرگ بیماران را چگونه تجربه می کنند و چه چیزهایی کنار آمدن با این فقدان را دشوار یا آسان می کند.
در پزشکی، مرگ بیمار بخشی از واقعیت حرفه ای است، به ویژه در رشته هایی مانند سرطان شناسی، مراقبت تسکینی و مراقبت های ویژه. اما تکراری بودن این اتفاق به معنای بی اثر شدن آن نیست.
رابطه پزشک و بیمار ممکن است ماه ها یا سال ها ادامه داشته باشد. پزشک شاهد تشخیص بیماری، امید به درمان، عود بیماری و در نهایت مرگ بیمار است. در چنین رابطه ای، مرگ می تواند از یک رویداد صرفا پزشکی فراتر برود.
![]()
سوگی که باید پشت در اتاق بیمار بماند
یکی از مسائل مهم در این حوزه، انتظار حرفه ای از پزشک برای حفظ کنترل هیجانی است. پزشک باید بعد از مرگ یک بیمار همچنان بیماران دیگر را ویزیت کند، تصمیم بگیرد و با خانواده های دیگر صحبت کند. در نتیجه ممکن است فرصتی برای پردازش هیجان وجود نداشته باشد.
این وضعیت در ادبیات علمی با مفهوم سوگ حرفه ای بررسی می شود؛ واکنش عاطفی کارکنان درمان پس از مرگ افرادی که از آن ها مراقبت کرده اند. پژوهش های گذشته نیز نشان داده اند پزشکان می توانند پس از مرگ بیمار غم، ناراحتی، بی حسی یا افکار مکرر درباره بیمار را تجربه کنند. مسئله زمانی پیچیده تر می شود که پزشک احساس کند نباید درباره این هیجان ها صحبت کند، زیرا سوگ او در مقایسه با سوگ خانواده بیمار مشروع تلقی نمی شود.
وقتی مرگ های متعدد روی هم جمع می شوند
یک بیمار ممکن است فوت کند و پزشک فرصت چندانی برای پردازش آن نداشته باشد. چند روز بعد بیمار دیگری می میرد و این چرخه بارها تکرار می شود. مطالعه دیگری که در ژوئیه ۲۰۲۶ روی متخصصان تومورهای مغزی در آلمان منتشر شد، دقیقا به همین مسئله پرداخت. پژوهشگران واکنش های کوتاه مدت به مرگ بیمار و همچنین تغییراتی را که ممکن است در اثر مواجهه تجمعی با فقدان ایجاد شوند بررسی کردند و ارتباط آن ها را با خستگی هیجانی سنجیدند.
این موضوع نشان می دهد تجربه پزشک را نمی توان همیشه با یک مرگ منفرد توضیح داد. بار عاطفی ممکن است در طول سال ها شکل بگیرد.
ارتباط سوگ بیمار با اضطراب و فرسودگی
شواهد تازه فقط محدود به متخصصان سرطان نیست. مطالعه ای در سال ۲۰۲۶ روی ۷۴۷ پزشک قلب در فرانسه نشان داد حدود یک چهارم پاسخ دهندگان، تاثیر عاطفی مرگ بیمار را بسیار بالا ارزیابی کردند.
در گروهی که بیشترین تاثیر عاطفی را گزارش کرده بودند، نشانه های اضطراب، افسردگی، استرس پس از سانحه و فرسودگی شدید نیز بیشتر مشاهده شد. اما این یک مطالعه مقطعی بود؛ بنابراین نمی توان گفت مرگ بیمار به تنهایی علت این مشکلات بوده است. ممکن است پزشکانی که از قبل تحت فشار روانی بیشتری قرار دارند نیز مرگ بیمار را شدیدتر تجربه کنند.
راه حل این نیست که پزشک کمتر احساس کند
فاصله عاطفی کامل شاید در ظاهر راهی برای محافظت از پزشک به نظر برسد، اما ارتباط انسانی بخشی از مراقبت پزشکی است. هدف حمایت روانی از پزشکان این نیست که وابستگی عاطفی آن ها به بیمار حذف شود، بلکه باید فضایی ایجاد شود که تجربه مرگ بدون احساس ضعف یا شرم پردازش شود.
گفت و گو با همکاران، جلسات مرور و حمایت تیمی از راهکارهایی هستند که در تحقیقات این حوزه مطرح شده اند. پژوهش های قدیمی تر نیز نشان داده اند حمایت عاطفی همکاران یکی از شیوه های رایج پزشکان برای کنار آمدن با مرگ بیمار است.
مطالعه جدید متخصصان سرطان یک نکته مهم را دوباره برجسته می کند: پشت تصمیم های پزشکی، پرونده ها و آمار مرگ و میر، رابطه ای انسانی وجود دارد. مرگ بیمار فقط خانواده را با فقدان روبه رو نمی کند؛ گاهی پزشکی که چند دقیقه بعد باید وارد اتاق بیمار بعدی شود نیز چیزی را از دست داده است.
-
تریلر عرضه ریمیک های رزیدنت اویل برای نینتندو سوییچ ۲
ارسال نظر