او را نمی خواهی، اما هنوز منتظر پیامش هستی! / خودسنجی کنید: عاشق او هستید یا جذب ابهام شده اید؟
رکنا: گاهی عقل می داند یک رابطه آرامش، ثبات و آینده ای قابل اعتماد ندارد؛ اما کافی است نام همان فرد روی گوشی ظاهر شود تا بدن واکنش دیگری نشان دهد. این تپش قلب واقعی است، ولی لزوما ثابت نمی کند با عشق سالم یا انتخابی مناسب روبه رو هستیم. گاهی آنچه ما را نگه می دارد، خود فرد نیست؛ انتظار، ابهام و امید به نسخه ای از رابطه است که هنوز اتفاق نیفتاده است.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ممکن است کاملا بدانید فردی برایتان مناسب نیست. رفتارهایش بارها آزارتان داده، خواسته هایتان با یکدیگر هماهنگ نیست و رابطه با او بیش از آنکه آرامش بیاورد، اضطراب ایجاد می کند. اما کافی است پیام بدهد. ناگهان ضربان قلبتان بالا می رود، تمام توجهتان به او برمی گردد و تصمیم هایی که چند ساعت قبل قطعی به نظر می رسیدند، دوباره زیر سوال می روند. چرا بدن هنوز به کسی واکنش نشان می دهد که عقل او را انتخاب مناسبی نمی داند؟
کشش، عشق و انتخاب یک چیز نیستند
واکنش شدید به یک نفر می تواند واقعی باشد، اما معنای آن همیشه روشن نیست. پژوهش های هلن فیشر و همکارانش درباره عشق رمانتیک نشان داده اند دیدن فرد مورد علاقه می تواند بخش هایی از شبکه پاداش و انگیزش مغز، از جمله ناحیه تگمنتوم شکمی، را درگیر کند. این شبکه ها با توجه متمرکز، انگیزه و دنبال کردن پاداش ارتباط دارند.
به همین دلیل دیدن نام یا چهره یک نفر ممکن است توجه و بدن را به سرعت فعال کند. اما فعالیت سیستم پاداش به تنهایی درباره مناسب بودن یک رابطه تصمیم نمی گیرد. مغز می تواند فردی را مهم تلقی کند، در حالی که زندگی در کنار او امن، محترمانه یا پایدار نباشد.
تپش قلب یک داده است؛ حکم نهایی نیست.
گاهی ابهام از خود رابطه هیجان انگیزتر می شود
فردی را تصور کنید که رفتارش قابل پیش بینی است. حرف و عملش هماهنگ است و می دانید در رابطه چه جایگاهی دارید. حالا فرد دیگری را در نظر بگیرید که یک روز بسیار نزدیک و روز دیگر ناپدید می شود. گاهی علاقه نشان می دهد و گاهی شما را در انتظار نگه می دارد. رابطه دوم ممکن است هیجان بیشتری ایجاد کند، اما پرتحرک بودن احساسات با باکیفیت بودن رابطه یکی نیست.
در یک مطالعه آزمایشگاهی درباره کشش رمانتیک، زنانی که مطمئن نبودند مردان مورد نظر تا چه اندازه به آنان علاقه دارند، در مقایسه با بعضی گروه های دیگر، اشتغال ذهنی و کشش بیشتری گزارش کردند. این پژوهش محدودیت هایی داشت و ثابت نمی کند هر رابطه مبهمی جذاب تر یا اعتیادآور است. اما یک نکته را نشان می دهد: ندانستن می تواند توجه را درگیر نگه دارد. وقتی پاسخ قطعی نداریم، ذهن بیشتر فکر می کند؛ و گاهی همین فکر کردن زیاد را با عشق عمیق اشتباه می گیریم.

چرا با فاصله گرفتن او، علاقه شدیدتر می شود؟
وقتی فردی همیشه در دسترس نیست، هر نشانه کوچک از توجه او اهمیت بیشتری پیدا می کند. یک پیام کوتاه می تواند امید را برگرداند. چند ساعت سکوت می تواند ترس از طرد شدن را فعال کند. بازگشت دوباره او نیز ممکن است مانند تاییدی قدرتمند تجربه شود.
چرخه ای شکل می گیرد: نزدیکی، فاصله، اضطراب، بازگشت و آرامش موقت.
اگر این الگو بارها تکرار شود، ممکن است فرد به جای لذت بردن از خود رابطه، بیشتر درگیر پیش بینی حرکت بعدی شریک عاطفی شود. در این وضعیت سوال اصلی دیگر این نیست که کنار او چه احساسی دارم. سوال به این تبدیل می شود که آیا دوباره مرا انتخاب خواهد کرد؟
شدت احساس را با کیفیت رابطه اشتباه نگیرید
از نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی، باقی ماندن احساس نسبت به یک فرد لزوما به معنای مناسب بودن بازگشت به رابطه نیست. ممکن است یک نفر کشش زیادی ایجاد کند، اما امنیت کمی بدهد. ممکن است دلتان برای او تنگ شود، اما زندگی واقعی کنار او پاسخگوی نیازهای اساسی شما نباشد.
گاهی فرد نمی خواهد شریک عاطفی سابقش را دوباره انتخاب کند؛ می خواهد این بار از سوی او انتخاب شود. این تفاوت مهم است. در حالت اول، فرد ویژگی ها و واقعیت رابطه را می خواهد. در حالت دوم، ممکن است بیشتر به دنبال تایید ارزش شخصی، جبران طرد شدن یا پایان دادن به احساس شکست باشد. بنابراین سوال فقط این نیست که آیا هنوز احساس دارم؟
سوال دقیق تر این است که این احساس مرا به چه چیزی دعوت می کند: یک رابطه سالم یا تلاشی دوباره برای گرفتن تایید از کسی که آن را پایدار نداده است؟
گاهی عاشق چیزی هستیم که هنوز اتفاق نیفتاده است
بعضی رابطه ها بیشتر با امید ادامه پیدا می کنند تا واقعیت. فرد با خود می گوید اگر بالاخره متعهد شود، اگر ترسش بریزد، اگر شرایطش بهتر شود یا اگر بفهمد چقدر دوستش دارم، همه چیز تغییر خواهد کرد.
در این حالت، چیزی که رابطه را زنده نگه می دارد ممکن است رفتار امروز فرد نباشد؛ نسخه احتمالی او در آینده باشد. اما انتخاب رابطه باید بر اساس چیزی انجام شود که اکنون وجود دارد، نه فقط چیزی که شاید روزی به وجود بیاید. عاشق پتانسیل یک نفر بودن می تواند احساس قدرتمندی ایجاد کند، اما پتانسیل به تنهایی یک رابطه قابل زندگی نمی سازد.

خودسنجی کنید: او را می خواهید یا می خواهید انتخابتان کند؟
از خودتان بپرسید:
وقتی او در دسترس است، علاقه ام کمتر می شود و وقتی فاصله می گیرد، شدیدتر می شود؟
بیشتر دلتنگ شخصیت واقعی او می شوم یا لحظه هایی که دوباره به من توجه می کرد؟
کنار او بیشتر احساس امنیت دارم یا بیشتر منتظر حرکت بعدی اش هستم؟
آیا رفتار فعلی او را دوست دارم یا امیدوارم روزی تغییر کند؟
اگر فرد دیگری همین رفتارها را داشت، باز هم آنها را نشانه عشق می دانستم؟
آیا می خواهم با او زندگی کنم یا فقط نمی خواهم از سوی او رد شوم؟
اگر مطمئن بودم دیگر هرگز مرا انتخاب نمی کند، کدام بخش بیشتر دردناک بود: از دست دادن رابطه یا آسیب دیدن احساس ارزشمندی ام؟
یک آزمایش ساده برای دیدن واقعیت رابطه
نام آن فرد را بالای یک کاغذ بنویسید و دو ستون بسازید.
در ستون اول بنویسید: آنچه واقعا از او دریافت می کنم.
در ستون دوم بنویسید: آنچه امیدوارم روزی از او دریافت کنم.
احترام، ثبات، پاسخگویی، محبت، تعهد و توانایی حل اختلاف را بر اساس رفتارهای واقعی بررسی کنید.
اگر ستون دوم بسیار پررنگ تر از ستون اول است، ممکن است بخش بزرگی از کشش شما به آینده ای مربوط باشد که ذهن ساخته است، نه رابطه ای که اکنون وجود دارد.
قلب می تواند تند بزند و پاسخ همچنان نه باشد
لازم نیست خودتان را به دلیل باقی ماندن احساس سرزنش کنید. احساسات با یک تصمیم منطقی بلافاصله خاموش نمی شوند. می توان کسی را خواست و انتخابش نکرد. می توان دلتنگ شد و برنگشت. می توان با دیدن یک نفر هیجان زده شد و همزمان دانست که رابطه با او امنیت، احترام یا ثبات لازم را ندارد.
قلب و عقل دشمن یکدیگر نیستند. قلب اطلاعاتی درباره کشش و نیازهای هیجانی می دهد و عقل باید این اطلاعات را کنار واقعیت رابطه قرار دهد. شاید سوال اصلی این نباشد که چرا هنوز او را می خواهم.
سوال دقیق تر این است: آیا خود او را می خواهم، رابطه واقعی با او را یا احساسی را که تلاش برای به دست آوردنش در من ایجاد می کند
-
غذای بی کیفیت، هزینه درمان حیوانات خانگی را چند برابر می کند / غذای درمانی هم از دسترس خارج شده است / صاحبان توان مالی پرداخت ندارند + فیلم
ارسال نظر