روانشناسی / گرانی چگونه وارد رابطه زن و شوهر می شود؟
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: گرانی معمولا از در خانه وارد نمی شود؛ از جایی بسیار نامرئی تر وارد می شود: از ذهن زن و شوهر. اول فقط قیمت ها بالا می روند، بعد خریدها کمتر می شوند، تفریح ها حذف می شوند، نگرانی درباره اجاره و هزینه های زندگی بیشتر می شود و کم کم همان فشار اقتصادی که قرار بود فقط حساب بانکی خانواده را تحت تاثیر قرار دهد، وارد رابطه عاطفی زوجین می شود. ناگهان زن و شوهر درباره چیزهایی بحث می کنند که در ظاهر مربوط به پول است، اما در عمق ماجرا، پای احساس امنیت، ارزشمندی، اعتماد و حتی دوست داشته شدن در میان است.
در شرایط اقتصادی سخت، ذهن انسان بیشتر درگیر بقا می شود. وقتی فرد مدام نگران این است که اگر این ماه کم بیاوریم چه؟، ظرفیت روانی او برای صبر کردن، شنیدن و همدلی کردن کاهش پیدا می کند. به همین دلیل ممکن است جمله ای که در یک شرایط عادی فقط یک اختلاف نظر کوچک ایجاد می کرد، حالا به یک دعوای جدی تبدیل شود. چرا این را خریدی؟ دیگر فقط یک سؤال درباره خرید نیست؛ ممکن است برای طرف مقابل معنای تو مرا درک نمی کنی، داشته باشد. تو هیچ وقت به فکر آینده نیستی، هم دیگر صرفا درباره مدیریت مالی نیست؛ ممکن است به معنای تو همسر مسئولیت پذیری نیستی، شنیده شود. اینجاست که گرانی، آرام آرام زبان رابطه را تغییر می دهد.
یکی از خطرناک ترین اتفاق ها این است که زن و شوهر به جای اینکه با مشکل اقتصادی روبرو شوند، روبروی یکدیگر قرار بگیرند. یعنی به جای ما در یک شرایط سخت اقتصادی هستیم، تبدیل شود به تو باعث شدی زندگی ما اینطور شود. به جای بیا ببینیم چطور از پس این هزینه برآییم، گفته شود اگر تو بیشتر درآمد داشتی...یا اگر تو این قدر خرج نمی کردی.... در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط پول نیست؛ عزت نفس دو نفر هم وارد میدان شده است و وقتی عزت نفس وارد دعوای مالی می شود، خیلی زود دفاع، سرزنش و تحقیر جای گفت و گو را می گیرد.
گاهی حتی رابطه بدون دعوای مستقیم آسیب می بیند. زن و شوهر ممکن است کمتر با هم حرف بزنند، کمتر بیرون بروند، کمتر شوخی کنند و کمتر به هم نزدیک شوند. هر دو خسته اند، اما خستگی خود را به شکل دیگری نشان می دهند. یکی سکوت می کند، دیگری فاصله می گیرد. یکی بیشتر کار می کند، دیگری احساس می کند دیده نمی شود. یکی مدام حساب و کتاب می کند و دیگری احساس می کند تحت کنترل است. کم کم رابطه ای که زمانی محل آرامش بود، خودش تبدیل به یکی دیگر از منابع استرس می شود.
تلنگر روانشناسی اینجاست که بدانیم گاهی آنچه یک زوج را از هم دور می کند، خود گرانی نیست؛ احساسی است که گرانی در آنها ایجاد می کند؛ احساس اینکه من در این زندگی تنها مانده ام.
مردی که تمام روز برای تامین هزینه های زندگی تلاش می کند ممکن است در درون خودش بگوید هیچکس نمی فهمد چقدر تحت فشارم. زنی که مجبور شده از بسیاری از خواسته های خودش بگذرد ممکن است احساس کند هیچکس نمی بیند من چقدر دارم تحمل می کنم. هر دو ممکن است رنج بکشند و هر دو ممکن است احساس کنند دیگری رنج آنها را نمی بیند. اینجاست که یک تناقض تلخ شکل می گیرد: دو نفری که هر دو تحت فشارند، به جای اینکه پناه یکدیگر باشند، ممکن است ناخواسته درد یکدیگر را بیشتر کنند.
البته پول در زندگی مشترک مهم است و نمی توان با چند جمله زیبا مشکلات واقعی اقتصادی را حل کرد. اما یک تفاوت مهم وجود دارد بین زوجی که در فشار اقتصادی، تیم باقی می ماند و زوجی که در همان فشار، به دو طرف یک میدان جنگ تبدیل می شود. زوجی که هنوز می توانند درباره ترس هایشان حرف بزنند، درباره هزینه ها بدون تحقیر مذاکره کنند، خواسته هایشان را به جای سرزنش بیان کنند و به یکدیگر یادآوری کنند که مشکل، ما نیستیم؛ مشکل، شرایطی است که با آن روبرو شده ایم، شانس بیشتری دارند که اجازه ندهند فشار اقتصادی تمام فضای عاطفی رابطه را اشغال کند.
شاید در روزهایی که خرید یک هدیه، رفتن به رستوران یا حتی یک سفر ساده برای بسیاری از خانواده ها دشوار شده است، لازم باشد تعریفمان از مراقبت عاطفی را هم تغییر دهیم. عشق همیشه با خریدن و خرج کردن نشان داده نمی شود. گاهی در شرایط سخت، عشق یعنی اینکه قبل از سرزنش کردن همسرتان بپرسید چقدر خسته ای؟؛ یعنی وقتی نمی توانید خواسته ای را برآورده کنید، به جای خجالت کشیدن یا پرخاش کردن، درباره آن حرف بزنید؛ یعنی اگر همسرتان دیگر مثل گذشته برای شما هزینه نمی کند، فورا نتیجه نگیرید که دوست تان ندارد. ممکن است او هم درگیر ترسی باشد که هنوز نتوانسته درباره اش حرف بزند.
گرانی ممکن است سفر را از زندگی یک زوج حذف کند، اما نباید گفت و گو را حذف کند. ممکن است خریدهای اضافی را از زندگی آنها کم کند، اما نباید محبت را کم کند. ممکن است امکانات زندگی کمتر شود، اما اگر زن و شوهر هنوز بتوانند به یکدیگر احساس امنیت بدهند، همه چیز از دست نرفته است.
در بحران اقتصادی، شاید مهمترین جمله ای که یک زن می تواند به همسرش بگوید این باشد: می دانم شرایط سخت است؛ بیا با هم از پسش بربیاییم و شاید مهمترین جمله ای که یک مرد می تواند بگوید این باشد: لازم نیست همه این فشار را تنهایی تحمل کنی. چون زندگی مشترک فقط تقسیم درآمد و هزینه نیست؛ تقسیم ترس ها، خستگی ها و امیدها هم هست و گاهی در روزهایی که پول کمتر از همیشه است، آنچه بیش از هر چیز باید از زندگی کم نشود، احساس ما بودن است.
-
فیلم/ انهدام 3 هسته عملیاتی گروهک تروریستی در جنوب شرق کشور
ارسال نظر