وقتی شریک عاطفی عذرخواهی نمی کند؛ چرا دلبستگی اضطرابی می تواند تعارض را مخرب تر کند؟

به گزارش رکنا پژوهشی اخیرا نشان می دهد این مرحله برای افرادی که دلبستگی اضطرابی بیشتری دارند اهمیت ویژه ای پیدا می کند: وقتی آنها شریک خطاکار خود را «غیر عذرخواه» می بینند، احتمال بیشتری دارد که خودشان نیز واکنش های مخرب تری در تعارض نشان دهند. در روانشناسی دلبستگی، افراد دارای دلبستگی اضطرابی معمولا حساسیت بیشتری نسبت به نشانه های طرد شدن، فاصله عاطفی یا در دسترس نبودن شریک دارند. ممکن است اتفاقی که برای یک نفر صرفا «یک دعوا» محسوب می شود، برای فردی با اضطراب دلبستگی بالاتر معنای بزرگ تری پیدا کند: آیا هنوز برایش مهم هستم؟، اگر اشتباه کرده، چرا مسئولیتش را نمی پذیرد؟ ،نکند این رفتار یعنی رابطه برای او اهمیتی ندارد؟

پژوهش جدید Brianna Davison، C. Ward Struthers، Jingyuan Sophie Li و Amy Muise دقیقا روی همین نقطه تمرکز کرده است: تعامل میان ویژگی های فرد آسیب دیده و واکنش شریک خطاکار پس از یک تخلف رابطه ای.

پژوهشگران چه چیزی را بررسی کردند؟

آنها می خواستند بدانند آیا افرادی که اضطراب دلبستگی بیشتری دارند، پس از خطای شریک خود بیشتر به سمت پاسخ های مخرب می روند و مهم تر از آن، آیا نوع واکنش شریک خطاکار این ارتباط را تغییر می دهد. منظور از واکنش غیر عذرخواهانه فقط نگفتن کلمه ببخشید؛ نیست رفتارهایی مانند حمله متقابل، واکنش خشمگینانه، توجیه خطا یا سایر پاسخ هایی که فرد آنها را غیر عذرخواهانه تلقی می کند نیز در این مفهوم جای می گیرند.

یافته اصلی پژوهش

نتیجه کلی سه مطالعه قابل توجه بود: افرادی که دلبستگی اضطرابی بیشتری داشتند، هنگامی که شریک خطاکار خود را غیر عذرخواه تلقی می کردند، پاسخ های مخرب تری به تعارض گزارش کردند. به عبارت دیگر، اضطراب دلبستگی به تنهایی تمام داستان نبود.

رفتار شریک بعد از خطا نیز اهمیت داشت. این نکته مهم است، زیرا نگاه را از این تصور ساده دور می کند که واکنش فرد در تعارض فقط حاصل شخصیت خودش است. آنچه میان دو نفر اتفاق می افتد، یک فرایند تعاملی است.

سبک دلبستگی و دعوا در رابطه

پاسخ مخرب یعنی چه؟

در چنین پژوهش هایی، پاسخ مخرب می تواند شامل رفتارهایی باشد که به جای ترمیم رابطه، تعارض را حفظ یا تشدید می کنند؛ برای مثال نگه داشتن کینه یا پاسخ های مقابله ای و منفی. این نتیجه به این معنا نیست که هر فرد دارای دلبستگی اضطرابی حتما پس از یک دعوا واکنش مخرب نشان می دهد. صحبت از یک ارتباط آماری و الگوی احتمالی است، نه سرنوشت رفتاری افراد.

یک سوال مهم دیگر: آیا مسئله فقط در دسترس نبودن شریک است؟

پژوهشگران احتمال دیگری را نیز بررسی کردند. شاید افراد دارای دلبستگی اضطرابی وقتی با واکنش نامناسب شریک مواجه می شوند، او را کمتر «در دسترس و پاسخ گو» احساس کنند و همین ادراک توضیح دهد که چرا واکنش مخرب تری نشان می دهند اما نتایج مطالعه سوم نشان داد رابطه اصلی میان اضطراب دلبستگی، غیر عذرخواهی و پاسخ مخرب به طور کامل با کاهش ادراک از در دسترس بودن و پاسخ گویی شریک توضیح داده نمی شود.

در عین حال، یک یافته ظریف تر به دست آمد: در شرایطی که شریک هیچ پاسخی نمی داد، اضطراب دلبستگی بیشتر با ادراک پایین تر از در دسترس و پاسخ گو بودن شریک همراه بود، در مقایسه با شرایطی که شریک واکنشی غیر عذرخواهانه نشان می داد. این نتیجه نشان می دهد سکوت، واکنش منفی و عذرخواهی نکردن الزاما برای ذهن فرد یک پیام واحد ندارند.

یافته پژوهش

آنچه داده ها مستقیما نشان می دهند این است که ترکیب اضطراب دلبستگی بالاتر و ادراک واکنش غیر عذرخواهانه شریک با پاسخ های مخرب تر به تعارض همراه بود. این الگو در سه مطالعه با ترکیبی از روش های همبستگی و آزمایشی بررسی شد.

تبیین احتمالی

یک توضیح ممکن این است که فرد دارای دلبستگی اضطرابی نسبت به نشانه هایی که امنیت رابطه را تهدید می کنند حساس تر باشد. در چنین شرایطی، رفتار غیر عذرخواهانه شریک ممکن است فقط به شکل «او عذرخواهی نکرد» پردازش نشود؛ بلکه معنایی بزرگ تر پیدا کند:

احساس من برای او مهم نیست، رابطه در خطر است، او حاضر نیست برای حفظ رابطه کاری انجام دهد.

فعال شدن چنین نگرانی هایی می تواند احتمال پاسخ های دفاعی یا مخرب را افزایش دهد. اما این قسمت تبیین احتمالی است. پژوهش ثابت نکرده است که چنین افکاری دقیقا واسطه روان شناختی تمام واکنش های مشاهده شده هستند.

چرا بعضی زوج ها مدام در یک چرخه دعوا می افتند؟

یکی از نکات مهمی که پژوهش های حوزه دلبستگی در سال های اخیر مطرح کرده اند این است که مشکل همیشه فقط «سبک یک نفر» نیست؛ بلکه ترکیب واکنش های دو نفر می تواند چرخه تعارض را تشدید کند برای مثال، در بعضی روابط یک نفر هنگام احساس تهدید یا فاصله عاطفی به دنبال نزدیکی بیشتر، توضیح گرفتن یا اطمینان گرفتن می رود، در حالی که نفر دیگر هنگام فشار هیجانی بیشتر عقب نشینی می کند، سکوت می کند یا فاصله می گیرد. این همان الگویی است که در ادبیات دلبستگی اغلب در ارتباط با ترکیب دلبستگی اضطرابی و دلبستگی اجتنابی مورد توجه قرار گرفته است اما باید دقیق بود: پژوهش ها نمی گویند این ترکیب در همه زوج ها حتما بیشترین مشاجره را ایجاد می کند. شواهد بیشتر نشان می دهند که اضطراب و اجتناب هر دو می توانند با الگوهای ناکارآمدتر تعارض مرتبط باشند و در بعضی زوج ها ترکیب اضطرابی ـ اجتنابی می تواند یک چرخه تعقیب و عقب نشینی ایجاد کند.

گاهی موضوع دعوا عوض می شود، اما الگوی پشت دعوا ثابت می ماند

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه در تفسیر این یافته می گوید: وقتی زن و شوهر زیاد با هم مشاجره می کنند، فقط نباید به موضوع ظاهری دعوا نگاه کرد. ممکن است یک روز بحث درباره خانواده ها باشد، روز دیگر درباره دیر آمدن، پیام دادن یا مسائل مالی؛ اما الگوی هیجانی پشت همه این دعواها شبیه هم باشد.

او اضافه می کند: در بعضی زوج ها، یک نفر با ترس از فاصله یا طرد شدن، بیشتر به دنبال توضیح، اطمینان یا نزدیکی می رود و طرف مقابل برای کم کردن فشار، بیشتر فاصله می گیرد. همین فاصله گرفتن می تواند اضطراب نفر اول را بیشتر کند و او را به پیگیری شدیدتر وادار کند. اگر این چرخه شناخته نشود، هر دو نفر ممکن است تصور کنند مشکل فقط رفتار طرف مقابل است.

به گفته دکتر سامانی در چنین شرایطی، ارزیابی توسط روان شناس بالینی می تواند کمک کند سبک های دلبستگی، محرک های اصلی تعارض و الگوی تکرار شونده میان دو نفر بهتر شناخته شود. هدف از این بررسی برچسب زدن نیست؛ هدف این است که زوج بفهمد هر کدام در لحظه احساس ناامنی چه واکنشی نشان می دهند و چگونه واکنش یکی، واکنش دیگری را تشدید می کند.

بیشترین مشاجره بین کدام سبک های دلبستگی دیده می شود؟

دکنر مریم سامانی می  افزاید : پاسخ علمی این است که نمی توان یک ترکیب را برای همه زوج ها به عنوان پر دعواترین معرفی کرد اما پژوهش های زوجی بارها به الگوی اضطرابی ـ اجتنابی توجه کرده اند. فرد دارای دلبستگی اضطرابی ممکن است در تعارض بیشتر به دنبال نزدیکی، پاسخ فوری، اطمینان گرفتن یا حل سریع اختلاف باشد. فرد دارای دلبستگی اجتنابی ممکن است هنگام همان فشار بیشتر به سمت فاصله گرفتن، سکوت، کاهش ارتباط یا عقب نشینی برود.

در نتیجه می تواند چنین چرخه ای شکل بگیرد: احساس فاصله، افزایش اضطراب، پیگیری بیشتر ، احساس فشار در شریک که موجب عقب نشینی بیشتر و افزایش اضطراب و تشدید مشاجره می شود.

دکتر مریم سامانی این چرخه را چنین توضیح می دهد: در زوج اضطرابی ـ اجتنابی، هر دو نفر معمولا قصد ندارند رابطه را خراب کنند. هر کدام در حال محافظت از خود در برابر ناراحتی است، اما راهبرد دفاعی یک نفر دقیقا می تواند حساسیت نفر دیگر را فعال کند.

آیا بررسی سبک دلبستگی می تواند مشاجرات را کاهش دهد؟

دکتر مریم سامانی تاکید می کند: شناخت سبک دلبستگی به تنهایی درمان نیست، اما می تواند نقشه ای از چرخه رابطه به دست بدهد. وقتی زوج متوجه شود که مثلا یکی هنگام ترس به سمت نزدیک شدن می رود و دیگری هنگام فشار به سمت فاصله گرفتن، امکان دارد به جای حمله به شخصیت یکدیگر، خود چرخه را هدف قرار دهند.

اگر تعارض ها مکرر، شدید، تحقیرآمیز یا فرساینده شده اند، بررسی حرفه ای توسط روان شناس بالینی یا متخصص واجد صلاحیت در حوزه زوج می تواند به شناسایی الگوهای ارتباطی، تنظیم هیجان و شیوه های پاسخ به تعارض کمک کند.

این به معنای آن نیست که هر دعوای زناشویی نیازمند درمان است، اما وقتی یک الگوی ثابت بارها تکرار می شود و خود زوج نمی تواند آن را متوقف کند، ارزیابی تخصصی می تواند مفید باشد.

روش پژوهش

این مقاله شامل سه مطالعه بود و پژوهشگران از ترکیبی از روش های همبستگی و آزمایشی استفاده کردند. تمرکز اصلی بر سه متغیر بود: اضطراب دلبستگی فرد آسیب دیده، واکنش شریک خطاکار پس از تخلف رابطه ای و نوع واکنش فرد آسیب دیده به تعارض.

این ترکیب روش شناختی اهمیت دارد؛ زیرا پژوهش فقط به یک پرسشنامه منفرد محدود نشده و نویسندگان تلاش کرده اند فرضیه اصلی را در چند مطالعه بررسی کنند.

چیزی که نباید از این پژوهش نتیجه گرفت

این مطالعه نمی گوید: افراد دارای دلبستگی اضطرابی روابط مخربی دارند. اگر شریک عذرخواهی نکند، فرد مضطرب حتما پرخاشگر می شود.

و نمی گوید: زوج اضطرابی ـ اجتنابی محکوم به شکست است. و همچنین ثابت نمی کند: عذرخواهی همیشه تعارض را حل می کند. روابط عاطفی بسیار پیچیده تر از چنین فرمول هایی هستند. شدت خطا، سابقه رابطه، اعتماد، شیوه ارتباط، شخصیت هر دو نفر، نوع عذرخواهی و بسیاری متغیرهای دیگر می توانند نتیجه یک تعارض را تغییر دهند.

محدودیت پژوهش

بخشی از داده ها به ادراک و گزارش افراد درباره رفتار خود یا شریکشان متکی است. این موضوع مهم است، زیرا ادراک فرد از غیر عذرخواهانه بودن رفتار شریک، الزاما همان چیزی نیست که یک مشاهده گر مستقل از بیرون ثبت می کند. همچنین حتی وجود بخش های آزمایشی در مجموعه مطالعات به این معنا نیست که تمام پیچیدگی تعارض های واقعی زوج ها در آزمایشگاه بازسازی شده است. یک اختلاف واقعی ممکن است سال ها تاریخچه، زخم های قبلی و پیامدهای بسیار بیشتری داشته باشد.

کاربرد عملی

یکی از مهمترین پیام های این پژوهش این است که در روابط عاطفی، تعارض با وقوع خطا تمام نمی شود. رفتار بعد از خطا نیز بخشی از خود تعارض است. پذیرفتن مسئولیت، شنیدن تجربه طرف مقابل و نشان دادن پاسخ گویی ممکن است معنایی فراتر از چند جمله داشته باشد، به ویژه برای فردی که نسبت به طرد یا از دست دادن رابطه حساس تر است.

در مقابل، توجیه، حمله متقابل یا بی اعتنایی ممکن است مسئله را از کاری که انجام شد به آیا این رابطه امن است؟؛ تبدیل کند. این پژوهش نسخه درمانی ارائه نمی کند و از آن نمی توان یک دستورالعمل واحد برای حل تمام اختلاف های زوجین استخراج کرد. ارزش اصلی آن نشان دادن ماهیت تعاملی تعارض است: واکنش یک نفر را نمی توان همیشه جدا از رفتار نفر دیگر فهمید.

 

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1245175
  • فیلم / طعنه بقایی به آمریکا درباره اصلاح نقشه جهان: چون اندازه گرینلند کوچک‌تر می‌شود رأی منفی داد!