چرا پول فروش نفت ایران به کشور باز نمیگردد؟ / دلایل و رازها
صادرات نفت ایران به رکورد جدیدی رسیده است، اما بازگشت ارز آن با چالشهایی مانند واسطههای پیچیده و هزینههای بالای انتقال روبرو است، که سؤال "پول فروش نفت کجا میرود؟" را پررنگتر میکند.
چرا درآمدهای نفتی ایران وارد کشور نمیشود؟
به گزارشهای مختلف از تحلیلگران، شرکتهای ردیابی نفتکشها و رسانههای معتبر جهانی، از عملکرد صادرات نفت ایران طی ماههای اخیر تصویر روشنی ارائه دادهاند. این دادهها نشان میدهند که صادرات نفت خام ایران نه تنها کاهش نداشته، بلکه در برخی دورهها به بالاترین سطح خود طی هفت سال گذشته رسیده است.
دور زدن تحریمها؛ واقعیت صادرات نفت ایران
موسسه آمریکایی «گیتاستون» در تحلیل رفتار ایران در دور زدن تحریمهای غرب، بیان میکند که افزایش صادرات نفت ایران ناشی از همکاری دولتها و شرکتهایی است که یا از تحریمها چشمپوشی میکنند یا از خلأهای موجود در اجرای آن استفاده میبرند. به عقیده این اندیشکده، تحریمها زمانی مؤثر خواهند بود که تقاضای نفت ایران توسط خریداران کلیدی متوقف شود؛ در غیر این صورت، ایران مسیرهای جدیدی برای فروش نفت پیدا خواهد کرد.
چین، بهعنوان یک خریدار اصلی نفت ایران، نقش کلیدی دارد و خریدهای عمده این کشور، به جریان نقدینگی ضروری برای ایران کمک میکند. علاوه بر این، گیتاستون اذعان دارد که «تحریمهای محدودکننده توان مقابله جدی با ایران را ندارند». از همین رو، فروش نفت توسط ایران همچنان بازتابدهنده اهداف اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور است.
نگاهی به ارقام صادرات نفت
بر اساس تخمینهای مؤسسه «کپلر»، صادرات روزانه نفت ایران در سال ۲۰۲۵ به ۱.۶۷ میلیون بشکه رسیده است که نسبت به سال قبل حدود ۵ درصد افزایش داشته و بالاترین رقم از زمان بازگشت تحریمهای سال ۲۰۱۸ است.
از این مقدار، حدود ۷۵۰ هزار بشکه به طور مستقیم به چین صادر شده است و باقی مانده صادرات روزانه، نزدیک به ۹۰۰ هزار بشکه، به مقاصدی میرود که محل نهایی آنها مشخص نیست. این رقم نسبت به سال گذشته که حدود ۲۹۰ هزار بشکه نفت به مقاصد نامشخص فرستاده میشد، رشد قابل توجهی نشان میدهد و حکایت از روشهای پیشرفتهتر برای دور زدن تحریمها دارد.
چگونه نفت ایران به چین میرسد؟
مسیرهای ارسال نفت ایران به چین با پیچیدگیهای فراوان همراه است. نفتکشها از راههایی مانند انتقال کشتی به کشتی در آبهای آزاد بهره میبرند تا ردیابی منبع اصلی محموله را دشوار کنند. خاموش کردن یا دستکاری سیستمهای شناسایی خودکار کشتیها (AIS) نیز از تکنیکهای رایج است.
بهطور معمول نفت ایران از طریق کشورهایی مانند مالزی یا دیگر مراکز ترانشیپی شرق آسیا به فروش میرسد، که این امر شناسایی مبدأ محمولهها را پیچیدهتر میکند. پالایشگاههای کوچک چینی، که ارتباط مستقیم با بازار آمریکا ندارند، عمده خریداران این نفت هستند و به دلیل تخفیفهای قیمت و میزان ریسک بالاتر، نگرانی کمتری در مورد تحریمها دارند.
تفاوت صادرات نفت و بازگشت ارز
با وجود آمار مثبت صادرات نفت، فضای اقتصادی داخلی ایران نشان دهنده چالشهای جدی در بازگشت ارز حاصل از فروش نفت است. مقامات اقتصادی بارها اعلام کردهاند که بازگشت ارز با مشکلاتی نظیر تأخیر در انتقال، هزینههای بالای تراکنش و یا عدم بازگشت کامل برخی درآمدها مواجه است.
این تناقض آشکار که از یک سو صادرات نفت افزایش یافته اما از سوی دیگر منابع ارزی به کشور باز نمیگردند، ذهنیت عمومی را دچار ابهام کرده و تحلیلهای نادرست درباره میزان اثر تحریمها را تقویت میکند.
تحریمهای نوین، تمرکز بر پول نفت
علت اصلی این تناقض، تغییر تمرکز تحریمهاست. آمریکا به جای جلوگیری از صادرات نفت، تلاش داشته تا شبکههای مالی، لجستیکی و تسویه درآمدهای نفتی را تحت فشار قرار دهد. محدودیتهایی که شرکتهای واسطه، نفتکشها، بیمهگران و افراد حقیقی فعال در زنجیره مالی ایران را هدایت میکنند، موجب شده تا هزینه بازگشت پول نفت برای ایران افزایش پیدا کند.
در واقع، تحریمها بیش از کاهش حجم صادرات نفت، بازگشت ارز ناشی از آن را محدود کردهاند.
تأخیر در تسویه درآمد؛ یک توضیح محتمل؟
یکی از سناریوهای مطرح در توضیح تناقض موجود، موضوعی مبنی بر انباشت نفت فروخته نشده یا تأخیر در فروش نهایی است. هرچند چنین مواردی در اقتصاد تحریمی احتمالپذیر هستند، اما شواهد نشان میدهند که این موارد تنها بخش کوچک مشکل را تشکیل میدهند.
پالایشگاههای مستقل چینی همچنان به خرید نفت ایران ادامه میدهند و در صورت تخفیف قیمتی حتی مشتری ثابت ایران باقی خواهند ماند. از این رو، مشکل اصلی در «فروش نرفتن» نفت نیست، بلکه به موانع مربوط به «تسویه درآمد» بازمیگردد.
شبکههای واسطهای؛ معضل بازگشت ارز
یکی از عوامل اساسی این شرایط، شبکههای مالی و تراستیهایی است که ایران در دوران تحریم برای دسترسی به ارزهای نفتی شکل داده است. ارزهای حاصل از فروش نفت به جای بازگشت مستقیم به کشور، از کانالهای متعدد واسطهای عبور میکنند و با هزینههای اضافی و عدم شفافیت همراه میشوند.
به دلیل فشارهای تحریمی بیشتر، قدرت چانهزنی واسطهها افزایش یافته و سهم قابل توجهی از درآمد نفتی ایران در همین چرخه تراستی از دست میرود.
لزوم تغییر مسیر مالی با چین
با وجود سختیهای ناشی از تحریمها، تحولات اقتصادی بینالمللی فرصتهایی تازه برای ایران ایجاد کردهاند. تنش میان چین و آمریکا و تلاش پکن برای کاهش وابستگی به دلار شرایطی ایجاد کرده که ایران میتواند روابط مالی مستقیمی با چین برقرار کند. تجربه کشورهایی نظیر روسیه نشان داده که ایجاد کانالهای بانکی مستقیم، گرچه دشوار و زمانبر است، اما کاملاً عملی و مقرونبهصرفه میباشد.
برای ایران، ایجاد این مسیرهای مالی مستقیمی میتواند هزینههای بازگشت ارز را کاهش دهد، شفافیت را افزایش دهد و وابستگی به واسطههای پرهزینه را به حداقل برساند.
عبور از تناقض تحریمها
تناقض میان صادرات نفت و بازگشت ارز، نتیجه تغییر میدان اثر تحریمهاست. در این شرایط، ادامه اتکا به راههای موقتی و روشهای واسطهمحور تنها به فرسایش بیشتر اقتصاد ایران منجر میشود. بازنگری در سیاستهای ارزی و اقدام برای ایجاد مسیرهای مالی مستقیم، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور از این چالش است.
ارسال نظر