رکنا گزارش می دهد
حراج امنیت ملی در دکان ترامپ/ وقتی میز مذاکره و توافق آمریکا نه برای منافع کشور، که برای پر کردن جیب تاجران کاخ سفید پهن میشود!
سیاسی رکنا: تاجران کاخ سفید؛ وقتی تصمیمهای سیاسی و امنیتی در آمریکا به کالای قابل معامله و دلارهای نفتی گره میخورد، مرز میان قدرت و تجارت بهکل محو میشود.
به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا، در سیاست همیشه از منافع ملی، امنیت، ثبات و صلح حرف زدهاند اینکه سیاست پدر و مادر ندارد هم حرف تازهای نیست. اما در دولت ترامپ، ماجرا از این کلیشهها عبور کرده است. در حلقه نزدیکان او، مرز میان قدرت سیاسی، پول و منفعت شخصی چنان فرو ریخته که دیگر تصمیمها برای منافع عمومی گرفته نمیشوند و معاملههای خصوصی اهمیت بیشتری دارند.
بخش افشاگرانهای از کتاب «شاهزادگان و دزدان» که در مجله ونیتی فیر منتشر شده دقیقا همین موضوع را اثبات میکند. بر اساس این گزارش، جرد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور سابق او، با محمد بن زاید، رئیس امارات، و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، درباره منابع مالی کلان و پیشبرد برنامههای سیاسی آنان در واشنگتن ارتباط داشته است. در گزارش از حسابهایی با مجموع مبالغی نزدیک به دو میلیارد دلار سخن گفته میشود که دسترسی کوشنر به ترامپ با چنین روابط مالیای بیارتباط نبوده است.
بنابراین دیگر نمیتوان ماجرا را یک سرمایهگذاری معمولی یا رابطهای دوستانه جا زد به عبارت دیگر مورخان و تحلیلگران در آینده به جای اینکه عوامل اصلی بروز آنچه را که ما در این روزها شاهد آن هستیم در بین علل و عواملی که مبنای کار تحلیل است دنبال کنند سروکارشان بیشتر با نقل و انتقالات وجوهی است که به حساب نزدیکان ترامپ واریز شده است ، حسابهایی که هرکدام به یک تصمیم سیاسی و نظامی ختم شده اند.
طبق گزارش منتشرشده، اطلاعات مربوط به این روابط از دسترسی دستگاه اطلاعاتی هلند به آیفون کوشنر به دست آمده است. در این گزارش همچنین از مذاکره درباره مشارکت مالی بیش از ۱۰ میلیارد دلار و حسابهایی با موجودی صدها میلیون دلاری سخن گفته میشود.
طبق گزارش کوشنر در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در پروندههای مهم خاورمیانه نقش داشته و به رئیسجمهور دسترسی مستقیم پیدا میکرده ، در سال ۲۰۲۱، هم صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان دو میلیارد دلار در شرکت سرمایهگذاری او، Affinity Partners، سرمایهگذاری کرده است.
از اینجا به بعد، دیگر نمیشود همهچیز را پشت عنوانهایی مثل «روابط دوستانه»، «سرمایهگذاری خصوصی» یا «فعالیت اقتصادی» پنهان کرد. وقتی پای چنین رقمهایی در میان است و طرفهای معامله هم دولتهایی هستند که برای پیش بردن سیاستهایشان در واشنگتن به نفوذ و دسترسی نیاز دارند، پرسشی که مطرح میشود این است که چه کسی به چه کسی پول داده، در برابر چه چیزی و برای گرفتن کدام امتیاز؟
اینجاست که باید درباره دولت ترامپ صریحتر حرف زد زیرا دیگر کاملا مشخص است که در حلقه نزدیکان او، مرز میان سیاست، تجارت و منفعت شخصی نهفقط کمرنگ، بلکه عملا محو شدهاند بنابراین برای پیش بردن یک خواسته سیاسی در دولت ترامپ لازم نیست از مسیرهای رسمی، وزارت خارجه یا کانالهای دیپلماتیک استفاده کرد، کافی است به آدم نزدیک به او دسترسی داشت، پای معامله نشست و مبلغ را واریز کرد. در چنین فضایی، دیپلماسی ابزار گفتوگو و حل اختلاف نیست بلکه پوششی برای چانهزنیهای پشت پرده و خریدوفروش نفوذ است.
وقتی این ماجرا را کنار پرونده ایران میگذاریم، مساله جدیتر میشود. ما از مذاکره حرف میزدیم؛ از استدلال، تعهد، توافق و سنجیدن هزینه و فایده. اما آیا همه عواملی که بر سرنوشت مذاکرات اثر میگذاشتند، آن مذاکرهکنندگان آمریکایی یا میانجیگران جورواجور قطری و پاکستانی بودند؟ برای فهم رفتار دولت ترامپ، نباید فقط به بیانیههای رسمی یا حرفهایی که پشت میز مذاکره زده میشود یا صغرا کبراهای ژئوپلتیک نگاه کرد. باید دید در حلقه نزدیکان او چه رابطههایی شکل گرفته، چه منافعی در میان بوده، چه کسانی پول دادهاند و چه کسانی از دسترسی به قدرت سود بردهاند.
در سیاست همیشه پای منفعت دولتها در میان بوده است اما وقتی در دولتی مرز میان منفعت عمومی و جیب خصوصی چنان از بین میرود که دسترسی به رئیسجمهور خودش به کالایی برای معامله تبدیل میشود، دیگر با سیاست به معنای معمول آن روبهرو نیستیم. کاخ سفید امروز فقط محل تصمیمگیری نیست؛ دکانی است که در آن رابطه سرمایه است، نفوذ کالای معامله و تصمیم سیاسی چیزی که باید برای به دست آوردنش دست به جیب شد.
-
فرهاد آئیش: «میترسم امسال بمیرم و این سفر را نرفته باشم» /روایت دردناک مائده طهماسبی از اشکهای همسرش
ارسال نظر