زیدآبادی هشدار داد:
ما ایرانی ها در این شرایط تاریخی فقط دو راه در پیش داریم و راه سومی وجود ندارد!
رکناسیاسی: اصلاحستیزی با شعار حمایت از وضع موجود، به حفظ شرایط موجود منجر نمیشود، بلکه به بیثباتی و ناامنسازی فاجعهبار جامعه و کشور میانجامد.
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان «قبل از آنکه به پل برسید مسیر خود را انتخاب کنید!» در کانال تلگرامی خود نوشت: «آیا چیزی به اسم "تقدیر تاریخ" برای کشورها و ملتها وجود دارد؟ مرحوم مرتضی مطهری پاسخی ساده و تکراری برای این نوع پرسشهای کلی داشت و پاسخش این بود؛ هم آره، هم نه! پس به شیوهٔ مرحوم مطهری میتوان گفت که از یک حیث، چیزی به عنوان تقدیر تاریخی برای کشورها وجود ندارد زیرا انسان صاحب عقل و اراده و اختیار است و میتواند روندها را تغییر دهد.
از حیث دیگر اما تقدیر تاریخی برای کشورها وجود دارد و آن هنگامی است که به دلیل انتخابهای گذشته و روندهای نهادینهشده و ساختار آگاهی جامعه و توازن قوایِ سیاسی و اجتماعیِ متصلب و امور خارج از کنترل منطقهای و جهانی، دایرهٔ انتخابهای مردم یک کشور بسیار محدود و منحصر به دو مسیر میشود. حال بنا به این تعریف، آیا کشور ما در وضعیت تقدیر تاریخی قرار گرفته است؟ متأسفانه به طرز دردناکی پاسخ مثبت است.
مجموعهٔ شرایط عینی و ذهنی حاکم بر کشور ما نشان میدهد که ما ایرانیها در این شرایط تاریخی فقط دو راه در پیش داریم و راه سومی پیش پایمان وجود ندارد! راه اول، اصلاح وضعیت موجود طبق میل و گرایش اکثریت جامعه است. اکثریت جامعه هم اکنون سازوکاری سیاسی را طلب میکند که چرخ اقتصاد در آن به درستی بچرخد و به فقر و فلاکت و رکود و تورم و بیکاری و مزدهای نامکفی پایان دهد. این سناریو هم متأسفانه فقط یک بدیل و جایگزین دارد و آن غرق شدن کشور در بیثباتی و ناامنی خانمانسوز و ایران بر باد ده است. این وضعیت را من رقم نزدهام و نقشی در پدید آمدن آن نداشتهام که عدهای بخواهند مرا به باد فحش و ناسزا بگیرند!
این وضعیت، در یک کلام برآیند انتخابهای جمعی گذشتگان و معاصران ما به علاوهٔ موقعیت جغرافیایی کشورمان است و من فقط آن را بیان میکنم. بنابراین، راه و چاه از نظر من روشن و آشکار است. راه، کوشش در جهت اصلاح سیاستها، ساختارها و نظام تصمیمگیری در قصد جلب رضایت و آرامش و امید اکثریت مطلق جامعه است. چاه نیز جلوگیری از اصلاح و یا به عبارتی اصلاحستیزی تحت هر عنوان و شعاری چه در دفاع از وضع موجود و چه با ادعای براندازی و اسقاط آن است.
اصلاحستیزی با شعار حمایت از وضع موجود، به حفظ شرایط موجود منجر نمیشود، بلکه به بیثباتی و ناامنسازی فاجعهبار جامعه و کشور میانجامد. اصلاحستیزی تحت عنوان براندازی و سرنگونطلبی نیز سبب ظهور یک نظم و نظام تازه و جایگزین نمیشود بلکه کشور را به عرصهٔ تاخت و تاز گروههای شبه نظامی و جنگ خونین و بیرحمانهٔ داخلی و نابودی کامل حرث و نسل ایرانی تبدیل میسازد.
پس مهم نیست که افراد و گروهها، چه نیتی در سر میپرورانند و چه شعاری میدهند، مهم نتیجهٔ عملی کنش آنهاست که به راحتی میتواند برای کشور بلا و مصیبت به بار آورد. حال آیا اکثریت قاطع ما ایرانیها، میل و آمادگی لازم برای نجات کشور خود را داریم؟ اگر داشته باشیم باید تمام قوا و توانمان را در جهت اصلاح بنیادی وضع موجود بسیج و تجمیع کنیم. اما اگر این میل و آمادگی را نداریم یعنی به چیزی کمتر از حفظ وضع موجود و یا براندازی آن رضایت نمیدهیم بدون تعارف باید در انتظار وقوع فاجعه باشیم! تقدیر تاریخی کشور ما ورود به یکی از این دو مسیر است و متأسفانه مسیر سومی در کار نیست. پس "قبل از آنکه به پل برسید، مسیر خود را انتخاب کنید!"»
ارسال نظر