یادداشت
خاموشی صدای طلایهدار آواز زنان؛ آذرمیدخت عظیما در اصفهان درگذشت
رکنا، آذرمیدخت عظیما، از پیشگامان آواز زنان که سابقه همکاری با اساتید برجستهی موسیقی ایران از جمله ابوالحسن صبا و مرتضی حنانه را در کارنامه داشت، در آستانهی صد سالگی در اصفهان چشم از جهان فروبست؛ هنرمندی که علاوه بر فعالیتهای درخشان هنری، بخش عمدهای از زندگی خود را وقفِ پشتیبانی از مسیرِ هنری همسرش، استاد مرتضی حنانه کرد.
به گزارش رکنا، «آذرمیدخت عظیما درگذشت.» این جمله یک خبر ساده نیست. در سال ۱۴۰۵، در حالی این خبر را میشنوم که سالهاست زنانِ سرزمینم تلاش میکنند صدایشان را از خلوت به بیرون برده و گوشها را با انواع آوای زنانه، در قالب آواز سنتی، کوچهبازاری، پاپ و فولکلور آشنا کنند. قدمت این تلاش به چند سال اخیر نمیرسد و حدوث معنا در چنبرهی غریزه خفته است. روزی روزگاری در وطنم ایران، در نصفجهان، اصفهان، در خزانِ برگریزانش، دختری به دنیا آمد که نامش را آذر گذاشتند و در شناسنامهاش آذرمیدخت ثبت شد. او از طلایهدارانِ آواز زنان در اصفهان بود.
آذر عظیما را ۲۵ سال پیش برای اولینبار دیدم؛ زمانی که نزد تنها فرزندش، امیرعلی حنانه، تلمذ میکردم و پیانو میآموختم. مهرماه بود و آسمان هنوز گرمای تابستان را بر دوش میکشید که پا به منزل استاد مرتضی حنانه گذاشتم. آذر عظیما با یک آب هندوانه خنک و نگاهی گرم و گیرا به پیشوازم آمد و علاقه من به او از همان برخورد اول شکل گرفت. با وجود اینکه پاییز بود و فصل برگریزان، در وجود هر دوی ما چیزی شکفت.
بعدها که چرخ گردون چرخید و ارتباط نزدیکتری پیدا کردیم، برایم از دلکش میگفت که در منزل داییاش آواز میخواند؛ از اینکه خودش علاقه به آواز داشت و مدتی در اصفهان نزد ابوالحسن صبا شاگردی کرده است. او هرگز به خود غره نبود. آتش عشق به آواز و همچنین آتش عشق به همسرش، استاد مرتضی حنانه، در وجودش همیشه روشن بود. هر از گاهی در خلوت خودمان چهچههای میزد و تصنیفی میخواند. او خود را وقف زندگی هنری کرد؛ کمتر خواند و بیشتر مراقب استاد مرتضی حنانه بود تا آثارش به بار بنشیند. در این خاک، آیین حفظ هنرمندان همیشه بر عهدهی همسرانشان بوده و زنان در این جایگاه پیشتاز بودهاند.
ابوالحسن صبا او را شاگرد مهم خود میدانست. این خاطراتِ دور و تار، بخشی از خشتهای مهم فرهنگ ایران هستند؛ آنان که پیشرو بودند، همواره اثری از خود به جای گذاشتهاند.
آذر عظیما با ارکستر گلها و علی تجویدی، آواز محلی «آفتاب از کوه سر زد» و همچنین با استاد جواد معروفی، قطعهی محلی شیرازی «لب بوم اومدی رخ تازه کردی» را اجرا کرد. او در موسیقی فیلم و با نوازندگانی چون احمد عبادی، صبا، پایور، مهدی خالدی و بزرگ لشگری همکاری داشت و با امینالله رشیدی نیز چندین بار بهصورت دوصدایی آواز خوانده بود.
او نزدیک به صد سال زیست و در شهر اصفهان دار فانی را وداع گفت. روحش شاد./ سانازسیداصفهانی
-
8 ترفند خوشمزگى قیمه عاشوراى حسینى + فیلم