رکنا گزارش می دهد
اقتصاد ایران با تعطیلات چه کرد/ کاهش سهم سفرهای تفریحی از ۳۶ به ۲۲ درصد در یک دهه؛ افزایش سفرهای درمانی به ۱۷ درصد
رکنا، آمارها از تغییر جدی الگوی سفر در ایران خبر میدهد. در یک دهه گذشته سهم سفرهای تفریحی از ۳۶ درصد به حدود ۲۲ درصد کاهش یافته، سفرهای زیارتی به ۶ درصد رسیده و در مقابل سفرهای درمانی از ۷ به ۱۷ درصد افزایش پیدا کرده است؛ تغییری که نشان میدهد فشار اقتصادی، تفریح را از سبد زندگی خانوار ایرانی کنار زده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سفر تفریحی در ایران دیگر فقط یک انتخاب سبک زندگی نیست؛ به شاخصی روشن از وضعیت معیشت خانوار تبدیل شده است. دادههای یک دهه اخیر نشان میدهد خانواده ایرانی زیر فشار هزینههای ضروری، آرامآرام سفر، تفریح و حتی زیارت را از سبد زندگی خود حذف کرده و در مقابل، ناچار شده بخش بیشتری از رفتوآمدهای خود را به درمان و ضرورتهای پزشکی اختصاص دهد.
بر اساس آمارهای موجود، سهم سفر با هدف گردش و تفریح در حدود یک دهه از ۳۶ درصد به نزدیک ۲۲ درصد کاهش یافته است. این یعنی بخش مهمی از سفرهایی که زمانی با هدف استراحت، دیدن شهرهای دیگر، تقویت روابط خانوادگی و تجربه فرهنگی انجام میشد، امروز یا حذف شده یا به تعویق افتاده است.
در همین دوره، سهم سفرهای زیارتی نیز به حدود نصف رسیده و تا سطح ۶ درصد پایین آمده است.
در نقطه مقابل، سهم سفرهای درمانی از ۷ درصد به ۱۷ درصد رسیده است؛ افزایشی قابل توجه که تصویر نگرانکنندهای از تغییر ماهیت سفر در ایران ارائه میدهد. سفر، برای بخشی از جامعه، دیگر نه ابزار فراغت و آرامش، بلکه پیامد بیماری، کمبود خدمات درمانی محلی، تمرکز امکانات پزشکی در شهرهای بزرگ و ناتوانی نظام توزیع خدمات سلامت در پاسخگویی منطقهای شده است.
سقوط تفریح در سبد خانوار
ریشه اصلی این تغییر را باید در کوچک شدن سهم تفریح و فرهنگ از هزینههای خانوار جستوجو کرد. سهم این بخش از سبد هزینهای خانواده ایرانی از ۳.۵ درصد به حدود ۱.۳ درصد کاهش یافته است. این کاهش در ظاهر فقط یک عدد اقتصادی است، اما در زندگی روزمره معنای روشنی دارد: خانوادهای که باید میان اجاره خانه، خوراک، درمان، آموزش و حملونقل یکی را در اولویت بگذارد، بهناچار سفر و تفریح را کنار میگذارد.
تعطیلاتی که هست، اما توان استفاده از آن نیست
ایران از نظر تعداد روزهای تعطیل رسمی و مناسبتی، کشوری کمتعطیل محسوب نمیشود. با این حال، مسئله اصلی امروز تعداد تعطیلات نیست، تعطیلی زمانی به سفر تبدیل میشود که خانوار بتواند هزینه حملونقل، اقامت، غذا، تفریح و خریدهای جانبی را تامین کند.
افزایش قیمت بلیت هواپیما، قطار و اتوبوس، رشد هزینه سوخت و نگهداری خودرو شخصی، بالا رفتن قیمت اقامتگاهها و هزینههای رستوران و خدمات گردشگری، سفر داخلی را نیز از دسترس بخش بزرگی از طبقه متوسط و کمدرآمد خارج کرده است. در نتیجه، بخشی از جامعه تعطیلات را نه به سفر، بلکه به ماندن در خانه، دیدارهای محدود خانوادگی یا کار دوم اختصاص میدهد.
این روند فقط به معنای کاهش خوشگذرانی نیست. سفر و تفریح بخشی از سلامت روان، سرمایه اجتماعی، پیوند خانوادگی و تجربه فرهنگی جامعه است. وقتی سفر حذف میشود، کیفیت زندگی نیز کاهش مییابد.
از سفر انتخابی به سفر اجباری
افزایش سهم سفرهای درمانی نشانهای مهم از تغییر الگوی جابهجایی در ایران است. خانوارها کمتر برای تفریح سفر میکنند و بیشتر برای درمان ناچار به جابهجایی میشوند. این تغییر، بار سنگینی به خانوادهها تحمیل میکند.
ضربه به صنعت گردشگری داخلی
کاهش سفرهای تفریحی فقط مسئله خانوادهها نیست؛ پیامد مستقیم آن به بازار گردشگری، اشتغال و اقتصاد محلی نیز میرسد. هتلها، اقامتگاههای بومگردی، رستورانها، حملونقل محلی، راهنمایان گردشگری، صنایع دستی و کسبوکارهای کوچک شهرهای مقصد از افت سفر آسیب میبینند.
گردشگری داخلی در بسیاری از کشورها ستون پایداری صنعت گردشگری است، زیرا وابستگی کمتری به گردشگر خارجی دارد و میتواند در دورههای بحران اقتصادی یا سیاسی، بخشی از اقتصاد محلی را زنده نگه دارد. اما وقتی خانوار داخلی قدرت سفر ندارد، شهرهای گردشگرپذیر نیز با رکود مواجه میشوند.
این رکود بهویژه برای مناطق کمتر صنعتی و شهرهای کوچک خطرناکتر است؛ مناطقی که بخشی از درآمد مردم آنها به گردشگری فصلی، فروش محصولات محلی، صنایع دستی و خدمات اقامتی وابسته است.
پیامدهای اجتماعی کاهش سفر
کاهش سفرهای تفریحی چند پیامد مهم دارد. نخست، فرسودگی روانی جامعه افزایش مییابد. سفر، حتی در مقیاس کوتاه و کمهزینه، نقش مهمی در کاهش فشارهای روزمره دارد. حذف آن به معنای ماندن طولانیمدت در محیطهای تکراری، فشار کاری و اضطراب اقتصادی است.
دوم، ارتباط فرهنگی میان مناطق کشور کاهش مییابد. سفر داخلی یکی از ابزارهای آشنایی مردم با تنوع فرهنگی، طبیعی و تاریخی ایران است. وقتی سفر کم میشود، شناخت متقابل اجتماعی نیز محدودتر میشود.
سوم، فرصت رشد کودکان و نوجوانان کاهش مییابد. سفر برای نسل جوان فقط تفریح نیست؛ نوعی آموزش غیررسمی است. دیدن شهرها، طبیعت، موزهها، بناهای تاریخی و سبک زندگی مردم مناطق مختلف، بخشی از یادگیری اجتماعی و فرهنگی است.
چهارم، اقتصاد محلی در شهرهای مقصد تضعیف میشود. کاهش سفر یعنی کاهش درآمد مشاغل خرد، فصلی و خانوادگی که در بسیاری از مناطق به گردشگران وابستهاند.
طراحی «یارانه سفر» برای دهکهای متوسط و پایین
میتوان بهجای حمایتهای پراکنده، طرح هدفمند یارانه سفر داخلی طراحی کرد. این حمایت میتواند به شکل اعتبار سفر، تخفیف حملونقل، اقامت ارزان، بستههای خانوادگی و کارت گردشگری باشد. این اعتبار باید فقط در سفرهای داخلی، اقامتگاههای رسمی، حملونقل عمومی و مراکز گردشگری قابل استفاده باشد تا هم خانوار منتفع شود و هم اقتصاد گردشگری داخلی فعال بماند.
توسعه سفرهای ارزان و کوتاهمدت
همه سفرها نباید پرهزینه و چندروزه باشند. شهرداریها، استانداریها و بخش خصوصی میتوانند گردشگری یکروزه، مسیرهای طبیعتگردی نزدیک، تورهای شهری ارزان، بازدیدهای خانوادگی از موزهها و برنامههای فرهنگی کمهزینه را گسترش دهند. این مدل سفر برای خانوارهایی که توان سفر طولانی ندارند، امکان بازگشت حداقلی تفریح را فراهم میکند.
کنترل هزینه حملونقل و اقامت در فصلهای اوج سفر
یکی از موانع اصلی سفر، افزایش شدید قیمتها در تعطیلات است. لازم است برای دورههای پرتردد، نظام نظارت بر نرخ اقامتگاهها، بلیتها و خدمات گردشگری جدیتر شود. همچنین افزایش ظرفیت قطار، اتوبوس و اقامتگاههای اقتصادی میتواند هزینه نهایی سفر را کاهش دهد.
تقویت گردشگری اجتماعی
بسیاری از کشورها برای بازنشستگان، کارگران، دانشآموزان، خانوادههای کمدرآمد و گروههای خاص، برنامه گردشگری اجتماعی دارند. ایران نیز میتواند با همکاری صندوقهای بازنشستگی، وزارت کار، شهرداریها، مدارس و نهادهای عمومی، سفرهای گروهی ارزان و استاندارد طراحی کند.
حمایت از اقامتگاههای اقتصادی و بومگردیهای استاندارد
اگر اقامت ارزان، سالم و قابل اعتماد در دسترس باشد، بخشی از خانوارها میتوانند دوباره سفر کنند. حمایت از اقامتگاههای بومگردی، خانهمسافرهای مجاز، کمپهای خانوادگی استاندارد و هتلهای اقتصادی باید با نظارت دقیق بر کیفیت و قیمت همراه باشد.
پیوند دادن سیاست گردشگری با سیاست رفاه
گردشگری نباید فقط صنعت درآمدزا دیده شود. سفر بخشی از رفاه اجتماعی است. همانطور که آموزش، سلامت و مسکن در سیاستگذاری عمومی اهمیت دارند، دسترسی مردم به تفریح و سفر نیز باید بخشی از شاخص کیفیت زندگی محسوب شود.
کاهش سفرهای تفریحی از ۳۶ درصد به حدود ۲۲ درصد، افت سفرهای زیارتی به ۶ درصد و جهش سفرهای درمانی به ۱۷ درصد، فقط تغییر در آمار گردشگری نیست. این ارقام نشان میدهد سفر در ایران از یک انتخاب فرهنگی و تفریحی به امری طبقاتی و در بسیاری موارد اجباری تبدیل شده است.
-
بازدید جعفر پناهی از کمد معروف کرایتریون + فیلم
ارسال نظر