گزارش رکنا به مناسبت روز جهانی زن در ریاضیات؛
ریاضیات مردانه نیست؛ دختران ایرانی باید بیشتر دیده شوند / بخش زیادی از هوش و استعداد ریاضی از مادر به فرزند ارث می رسد
رکنا: یک معلم ریاضیات و روانشناس تربیتی، با تاکید بر نقش زنان در پیشرفت علم گفت: زنان ریاضیدان از هیپاتیا تا مریم میرزاخانی، با شکستن کلیشههای جنسیتی ثابت کردهاند که استعداد علمی به جنسیت وابسته نیست و باید دختران را به حضور پررنگتر در عرصههای علمی تشویق کرد.
به گزارش اجتماعی رکنا، در تقویم جهانی، روزهایی وجود دارند که تنها یک مناسبت نیستند؛ بلکه یادآور مسیری طولانی از تلاش، تبعیض، امید و پیشرفتاند.
«روز جهانی زن و ریاضیات» فرصتی است تا نقش زنانی را بازخوانی کنیم که در سکوت تاریخ، بنیانهای علم و تمدن را ساختهاند؛ زنانی که در دشوارترین شرایط اجتماعی، فرهنگی و آموزشی، چراغ دانایی را روشن نگه داشتند.
سامان سلامیان، معلم ریاضیات و روانشناس تربیتی در گفت و گو با رکنا گفت: در میان شاخههای مختلف علم، ریاضیات همواره یکی از مردانهترین قلمروهای تاریخی تلقی شده است؛ اما حقیقت این است که بسیاری از تحولات بزرگ این علم، مدیون زنانی است که با وجود محدودیتهای زمانه خود، مسیر علم را تغییر دادند. کتاب زنان پیشگام در ریاضیات که با همت نسبم سهایی نگاشته شده بهخوبی نشان میدهد که چگونه زنان ریاضیدان، نهتنها در حل مسائل علمی، بلکه در شکستن کلیشههای جنسیتی نیز نقش مهمی ایفا کردهاند.
وی در ادامه افزود: از هیپاتیا در دوران باستان گرفته تا مریم میرزاخانی که نظریههایشان پایه بسیاری از پیشرفتهای بشری شده است، تاریخ ریاضیات سرشار از زنانی است که ثابت کردند استعداد علمی، جنسیت نمیشناسد. امروز نیز دختران بسیاری در کلاسهای درس، با استعدادهای درخشان ریاضی حضور دارند؛ اما آنچه اهمیت دارد، ایجاد «باور توانستن» در ذهن آنان است. در روانشناسی تربیتی، اعتمادبهنفس علمی یکی از مهمترین عوامل موفقیت تحصیلی محسوب میشود. هنگامی که دختران الگوهای موفق زن در علم را میشناسند، احساس تعلق بیشتری به دنیای دانش پیدا میکنند و جرات رویاپردازی علمی در آنان تقویت میشود.
سامان سلامیان تاکید کرد: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شکستن کلیشههایی است که ریاضیات را دانشی خشک، مردانه و دور از احساس معرفی میکند. ریاضیات، زبان نظم و خلاقیت است و زنان در طول تاریخ نشان دادهاند که میتوانند در اوج دقت علمی، خالق نگاهی انسانی و تحولآفرین باشند.
این معلم ریاضیات و روانشناس تربیتی در ادامه افزود: بزرگداشت روز جهانی زن، تنها تجلیل از زنان نیست؛ بلکه یادآوری این حقیقت است که توسعه علمی و فرهنگی بدون حضور فعال زنان ممکن نخواهد بود. اگر میخواهیم نسلی خلاق، تحلیلگر و پیشرو تربیت کنیم، باید دختران امروز را به حضور پررنگتر در عرصههای علمی، بهویژه ریاضیات، تشویق کنیم. زنان پیشگام در ریاضیات، فقط قهرمانان یک کتاب نیستند؛ آنان نشانهای روشن از قدرت اراده، آموزش و ایمان به توانایی انساناند.
سلامیان همچنین گفت: هیپاتیا نخستین زن شناخته شده در ریاضیات است که در سال ۳۷۰ میلادی در شهر اسکندریه دیده به جهان گشود. وی تفسیرهایی بر مقاطع مخروطی آپولونیوس نگاشته بود. وی نظریات نوافلاطونی را در اسکندریه تدریس میکرد. در سال ۴۰۰ میلادی به ریاست مدرسه نوافلاطونی اسکندریه انتخاب شد که مسیحیان به شدت با انتخاب او مخالف بودند. در آخر او قربانی حسادت سیاسی نیز شد. در آن زمان به افترا میان توده عوام مسیحی شایع شد که تحت تاثیر هیپاتیا فرماندار رومی اسکندریه با اسقف اعظم اسکندریه آشتی نکرده است. عدهای از مسیحیان متعصب و تحریک شده، هنگامی که هیپاتیا به خانه برمیگشت او را از کالسکه بیرون کشیدند و به کلیسایی بردند و پوست از تن زن دانشمند کندند و بدنش را قطعه قطعه و بریدههای بدنش را سوزاندند.
او تاکید کرد: در ایران باستان آرتمیس زن دریانورد و دریا سالار ایرانی با اردوی نظامی خشایارشاه هنگام حمله به یونان همکاری داشت در حالی که بیست و پنج قرن پس از او در آمریکا و اروپا راه زنان به ناوهای دریایی باز شد. بیبی منجمه اولین زن منجم ایرانی بود که در ریاضیات و هندسه توانا بود. در اواخر قرن ششم هجری قمری در نیشابور متولد شد وی علاقه زیادی به نجوم داشت به طوری که جلالالدین خوارزمشاه او را به دربار خود فراخواند.
این معلم ریاضیات و روانشناس تربیتی گفت: از وظایف معلم در ایران جلوگیری از خودتحقیری دختران این سرزمین است چراکه ایشان مادران آینده هستند و طبق مقالات زیادی نشان داده شده که بخش زیادی از هوش و استعداد ریاضی از مادر به فرزند ارث میرسد و با آموزشهای اولیه مادر طرحواره های فرزند شکل میگیرد؛ لذا ایده کمتوانی دختران در ریاضیات و مهندسی باوری غلط و نابخردانه است.
سلامیان در ادامه افزود: متاسفانه در سالهای اخیر، اظهاراتی درمورد "شکاف جنسیتی در رشتههای STEM" یعنی رشته های علوم پایه، تکنولوژی مهندسی و ریاضیات مطرح شده و ادعاهای مربوط به تواناییهای ذاتی مردان در این رشتهها، بسیار جنجالی شده است. بسیاری از دانشمندان معتقدند این اساتید دچار "تقلیلگرایی" هستند؛ یعنی پیچیدگیهای عظیم فرهنگی، تربیتی و اجتماعی را نادیده میگیرند و همه چیز را به "ژن و تفاوت ساختار مغز مردان و زنان" تقلیل میدهند. امیدوارم این نوشته انگیزهای برای برداشتن گامهایی بلند در خوانندگان به خصوص دختران جوان ایرانی، ایجاد کند به امید روزی که در ایران، مریمهای میرزاخانی بیشتری بر بلندای قلههای علم بدرخشند.
ارسال نظر