وقتی جامعه به جای درخواست اصلاح شرایط،  آن را می‌خرد؛ از ژنراتور تا اینترنت پولی/ جامعه نیازمند باز اندیشی است
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در سال‌هایی که اختلال در زیرساخت‌های حیاتی به تجربه‌ای مکرر در زندگی روزمره شهروندان تبدیل شده، نوعی الگوی رفتاری آرام اما عمیق در جامعه شکل گرفته است؛ الگویی که در آن بحران‌های عمومی به جای آنکه در سطح ساختاری حل شوند، به سطح خانه‌ها منتقل می‌شوند. شهروندان به تدریج یاد گرفته‌اند که به جای انتظار برای پایداری شبکه‌های عمومی، برای خود نسخه‌ای خصوصی از همان خدمات تهیه کنند.

در نخستین دوره‌های کم‌آبی، این الگو به وضوح قابل مشاهده بود. صدای پمپ‌هایی که در حیاط خانه‌ها، پارکینگ‌ها و پشت‌بام‌ها نصب می‌شدند، تنها صدای یک دستگاه مکانیکی نبود؛ نشانه‌ای از جابه‌جایی آرام مسئولیت از شبکه شهری به واحدهای خانوار بود. خانه‌هایی که پیش‌تر تنها مصرف‌کننده آب شهری بودند، ناگهان به واحدهایی نیمه‌مستقل تبدیل شدند که می‌کوشیدند با ابزارهای فردی فشار شبکه را برای خود جبران کنند.

در ظاهر، این اقدام راهکاری عملی برای عبور از کم‌آبی به نظر می‌رسید. اما در سطحی عمیق‌تر، این روند آغاز نوعی تغییر در منطق مواجهه جامعه با بحران بود؛ تغییری که مسئله عمومی را به سطح مدیریت فردی منتقل می‌کرد.

خانه‌هایی که به پناهگاه‌های زیرساختی تبدیل شدند

چند سال بعد، همین الگو در بحران برق نیز تکرار شد. با افزایش خاموشی‌ها، بازار موتور برق‌ها، منابع تغذیه اضطراری و تجهیزات ذخیره انرژی به سرعت رونق گرفت. دستگاه‌هایی که پیش‌تر بیشتر در کارگاه‌ها یا محیط‌های صنعتی دیده می‌شدند، حالا به تجهیزات خانگی تبدیل شدند.

در بسیاری از محله‌های شهری، صدای مداوم ژنراتورها در کوچه‌ها به گوش می‌رسید؛ صدایی که بیش از هر چیز نشانه یک سازگاری اجتماعی بود. خانواده‌هایی که توان خرید داشتند، تلاش کردند با تجهیز خانه‌های خود بخشی از بی‌ثباتی شبکه برق را جبران کنند. به این ترتیب خانه‌ها به نوعی پناهگاه زیرساختی بدل شدند؛ فضاهایی که قرار بود بخشی از کمبود خدمات عمومی را با سرمایه شخصی جبران کنند.

این روند پیامدی مهم نیز داشت. بحران، که پیش‌تر تجربه‌ای مشترک برای همه شهروندان بود، به تدریج به تجربه‌ای نابرابر تبدیل شد. کسانی که امکان خرید تجهیزات داشتند، تا حدی خود را از اثرات بحران جدا کردند و کسانی که چنین امکانی نداشتند، همچنان در معرض کامل آن باقی ماندند.

وقتی بازار، بحران را مدیریت می‌کند

به مرور زمان، هر بحران تازه بازاری تازه نیز به همراه آورد. پمپ آب، موتور برق، باتری‌های ذخیره انرژی و تجهیزات مشابه به کالاهایی تبدیل شدند که نه فقط کارکرد فنی بلکه کارکرد اجتماعی داشتند. آنها در عمل به ابزارهایی برای کاهش اضطراب فردی بدل شدند.

این روند در ادبیات جامعه‌شناسی شهری به نوعی «خصوصی‌سازی تجربه بحران» تعبیر می‌شود؛ وضعیتی که در آن مسئله‌ای عمومی به مجموعه‌ای از راه‌حل‌های فردی تبدیل می‌شود. هر خانه با خرید یک ابزار، بخشی از فشار بحران را از سطح جامعه به محدوده خود منتقل می‌کند. در نتیجه، مسئله‌ای که می‌توانست به عنوان یک دغدغه مشترک مطرح شود، به مجموعه‌ای از مشکلات پراکنده تبدیل می‌شود که هرکس در محدوده خانه خود با آن کنار می‌آید.

اینترنت؛ جایی که الگوی قدیمی دیگر کار نمی‌کند

اما این الگوی آشنا در مواجهه با مسئله اینترنت با چالشی جدی روبه‌رو شده است. برخلاف آب و برق که می‌توانند با ابزارهای فیزیکی در مقیاس خانگی تا حدی جبران شوند، دسترسی به اینترنت بین‌الملل ماهیتی متفاوت دارد. این دسترسی نه قابل ذخیره در مخزن خانه است و نه با خرید یک دستگاه می‌توان آن را تولید کرد.

از همین رو، زمانی که محدودیت یا قطع دسترسی به اینترنت جهانی رخ می‌دهد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلال زیرساختی نیست. در اینجا شهروندان با وضعیتی مواجه می‌شوند که ماهیت آن بیش از آنکه فنی باشد، به نحوه مدیریت دسترسی به یک شبکه جهانی ارتباطی مربوط می‌شود.

با این حال، جامعه همان الگوی آشنای سازگاری را دوباره بازتولید کرده است. بازار ابزارهای دورزدن محدودیت‌ها، اشتراک‌های گران‌قیمت و سرویس‌های موسوم به اینترنت «پرو» به سرعت گسترش یافته است. بسیاری از کاربران تلاش کرده‌اند با پرداخت هزینه‌های بیشتر، مسیرهایی برای حفظ دسترسی خود به اینترنت جهانی پیدا کنند.

اما تفاوت اساسی در اینجاست، این بار خرید یک ابزار یا سرویس، مسئله را حل نمی‌کند؛ تنها آن را دور می‌زند.

شکاف تازه در تجربه دیجیتال شهروندان

گسترش این بازار پیامد اجتماعی مهمی نیز به همراه داشته است. دسترسی پایدارتر به اینترنت جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری به توان اقتصادی کاربران وابسته شده است. کسانی که امکان پرداخت هزینه‌های بالاتر دارند، می‌توانند تا حدی از محدودیت‌ها عبور کنند، در حالی که بسیاری از کاربران در همان سطح دسترسی محدود باقی می‌مانند.

به این ترتیب، اینترنت که زمانی به عنوان یکی از برابرکننده‌ترین فناوری‌های عصر جدید شناخته می‌شد، به تدریج به عرصه‌ای تبدیل می‌شود که کیفیت حضور در آن به منابع مالی وابسته است. تجربه دیجیتال شهروندان دیگر یک تجربه مشترک نیست، بلکه به تجربه‌ای طبقاتی تبدیل می‌شود.

نقطه‌ای که خرید دیگر پاسخ نیست

آنچه این وضعیت را از بحران‌های پیشین متمایز می‌کند، همین محدودیت راه‌حل‌های فردی است. در کم‌آبی می‌شد پمپ خرید، در خاموشی‌ها می‌شد ژنراتور تهیه کرد؛ اما در مسئله دسترسی به اینترنت جهانی، راهکارهای فردی تنها مسیرهای موقت و ناپایدار ایجاد می‌کنند و زمان تبعیض و ابعاد طبقه بندی را گسترده تر می کند.

به همین دلیل، جامعه در برابر وضعیتی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با منطق «خرید یک راه‌حل» مدیریت کرد. در اینجا مسئله بیش از هر زمان دیگری به سطح فهم جمعی و رفتار آگاهانه اجتماعی گره می‌خورد.

جامعه‌ای که بار بحران را بر دوش خانه‌ها گذاشت

آنچه در ظاهر مجموعه‌ای از واکنش‌های عملی برای عبور از اختلال‌ها به نظر می‌رسد، در واقع نشانه‌ای از یک دگرگونی عمیق در رفتار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن هر بحران با خرید یک ابزار خانگی مدیریت می‌شود، به تدریج بار سنگین ناپایداری زیرساخت‌ها را از سطح عمومی به سطح خانوار منتقل می‌کند.

خانه‌ها در چنین وضعیتی به پناهگاه‌هایی تبدیل می‌شوند که قرار است بخشی از بی‌ثباتی بیرون را جبران کنند. اما تجربه اینترنت نشان می‌دهد که این الگو همیشه قابل تکرار نیست. برخی بحران‌ها ماهیتی دارند که از مرز خانه‌ها عبور می‌کنند و تنها در سطحی جمعی قابل فهم و مواجهه‌اند.

شاید همین نقطه، آغاز نوعی بازاندیشی اجتماعی باشد؛ بازاندیشی درباره این پرسش که آیا همه بحران‌ها را می‌توان با خرید ابزارهای بیشتر حل کرد، یا جایی فرا می‌رسد که جامعه ناچار است درباره شیوه مواجهه خود با مسئله‌های عمومی، عمیق‌تر فکر کند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات