رکنا گزارش می دهد
مدارس ایران در محاصره بحرانها، از کرونا شروع شد تا جنگ ادامه دارد/ خطر جدی برای سواد، توسعه و پیوستگی اجتماعی نسل فردا
رکنا، تعطیلیهای پیدرپی مدارس از دوران کرونا تا بحران انرژی، آلودگی هوا و حالا شرایط جنگی، آموزش ایران را در چرخهای فرسایشی از کلاسهای آنلاین و گسست یادگیری گرفتار کرده است. کارشناسان هشدار میدهند که در حالیکه تعطیلی در مواقع جنگی برای حفظ امنیت ضروری است، تداوم این روند خسارتی عمیقتر و پایدارتر از خود بحرانهای مقطعی برجا میگذارد و اگر این مسیر ادامه یابد، شکاف آموزشی امروز به بحران توسعهای فردا تبدیل خواهد شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، از نخستین روزهای شیوع کرونا، مسیر یادگیری کودکان و نوجوانان در جهان دچار دگرگونی شد، اما در ایران این مسیر به شکلی متفاوت و طولانیتر به بیثباتی رسید. همهگیری جهانی ویروس، آموزش حضوری را متوقف کرد و مدارس کشور با شتاب وارد فضای آنلاین شدند؛ تغییری ناگزیر که در عمل نهتنها کیفیت آموزش را تحتتأثیر قرار داد، بلکه الگوی تعامل اجتماعی نسل جدید را نیز تغییر داد. کودکان و نوجوانان در خانهها و پشت صفحههای نمایش درس خواندند، بدون تماس انسانی، بدون بازی در زنگ تفریح و بدون تمرکز طبیعی کلاس. همین نبود ارتباط چهرهبهچهره، موجی از آسیبهای روانی و اجتماعی به همراه آورد؛ اضطراب، انزوا، سردی ارتباطات و افت محسوس در درک جمعی و رفتار گروهی.
اما با فروکش کردن کرونا و بازگشت دانشآموزان سراسر جهان به مدارس، مسیر آموزش در ایران همچنان با تعطیلیهای پراکنده مواجه ماند. ابتدا بحران انرژی و تصمیمهای مدیریتی برای صرفهجویی برق و گاز، سپس آلودگی شدید هوا و نهایتاً تحولات نظامی اخیر، مدارس کشور را بارها به تعطیلی و فضای مجازی عقب راند.
در شرایط جنگی امروز، طبیعی است که تعطیلی مدارس اقدامی ضروری و مرتبط با حفظ امنیت دانشآموزان باشد، اما کارشناسان هشدار میدهند که تداوم و عادیسازی این چرخه، بحرانی بهمراتب مخربتر از خود شرایط جنگی برای آینده آموزش و توسعه کشور ایجاد میکند. زیرا جنگ، تجربهای مقطعی است، اما گسست آموزشی میتواند تأثیری نسلی و پایدار بگذارد؛ بحرانی که در سکوت، پایههای سواد و توان یادگیری نسل فردا را فرسایش میدهد.
این تکرار آموزش غیرحضوری، در شرایطی که زیرساخت اینترنت ملی نیز ضعیف و ناپایدار است، عملاً نسل آموزشی ایران را در چرخهای از گسست یادگیری فرو برده است؛ چرخهای که هر بار با توجیه جدیدی بازتولید میشود اما یک نتیجه واحد دارد: دور شدن کودکان از مدرسه. کارشناسان آموزش و توسعه اجتماعی هشدار میدهند که این فاصله طولانی از مدرسه، دیگر صرفاً یک مسئله آموزشی نیست، بلکه پدیدهای اجتماعی و توسعهای است.
افت تحصیلی در دوره ابتدایی و متوسطه به معنای کاهش پایه سواد ملی در دهههای آینده است؛ دانشآموزان امروز همان نیروی کار و مدیران فردا خواهند بود و ضعف در آموزش پایه، ضعف در مهارت، تولید، فناوری و توسعه ملی را رقم خواهد زد. علاوه بر آن، آسیبهای روانی ناشی از تحصیل طولانیمدت در فضای مجازی مانند افسردگی، کاهش انگیزه، بیمیلی به تعامل جمعی و ناتوانی در ارتباط کلامی، در آینده به فرسودگی سرمایه اجتماعی کشور منجر میشود.
در کنار همه اینها، بعد رفتاری و اخلاقی نسل مدرسهرفته مجازی نیز در حال تغییر است. آموزش مجازی، گرچه امکانی فنی محسوب میشود، اما در غیاب تعامل مستقیم و نظم فیزیکی، نقش تربیتی مدرسه را کمرنگ کرده است. کودکانی که در طول سال تحصیلی بارها با شعار «مدیریت انرژی» یا «آلودگی هوا» و حال با «شرایط جنگی» از مدرسه دور ماندهاند، در عمل بخش مهمی از تجربه اجتماعی خویش را از دست دادهاند. نهاد مدرسه، که باید نقطه اتصال جامعه، آموزش، نظم و تعامل سازنده باشد، به محیطی ناپایدار و متناقض بدل شده است؛ محیطی که روزی با تدبیر حفاظتی تعطیل میشود و روزی با اضطراب نظامی، بیهیچ افق روشنی از بازگشت پایدار.
تحلیلگران حوزه توسعه و آموزش، این وضعیت را نوعی «میراث بحرانهای همزمان» برای نسل آینده ایران میدانند؛ نسلی که از یکسو با سابقه چندین سال تعطیلیهای پیدرپی آموزشی و از سوی دیگر با فشار روانی ناشی از جنگ و فضای مجازی روبهروست. از دید آنها، استمرار این وضعیت، آینده رشد علمی و اقتصادی کشور را تهدید میکند، زیرا هیچ جامعهای با سرمایه انسانی آسیبدیده نمیتواند مسیر پیشرفت پایدار را طی کند.
تفاوت ایران با سایر کشورها در این است که بسیاری از کشورها پس از پایان کرونا، تمام سیاستهای آموزشی را بر بازگشت سریع و جبران افت تحصیلی متمرکز کردند، اما در ایران تعطیلیهای جدید، روند جبران را بار دیگر متوقف ساخت. راهکارهای پیشنهادی کارشناسان، بازنگری فوری در سیاست تعطیلی مدارس، تقویت زیرساخت اینترنت آموزشی و طراحی برنامههای روانی-اجتماعی برای حمایت از دانشآموزان و معلمان است. مدرسه باید به جای نخستین فضای تعطیل در بحران، آخرین نهاد پابرجا در برابر بحران باشد؛ زیرا فروپاشی ارتباط میان کلاس، معلم و دانشآموز، نهفقط یک خسارت آموزشی، بلکه آغاز بحران در ساختار فرهنگی و توسعه ملی است.
اگر این چرخه تعطیلی و آموزش مجازی بههمپیوسته ادامه یابد، نسل آینده ایران با شکاف عمیقی در سواد، رفتار اجتماعی و مهارتهای بنیادین وارد جامعه خواهد شد. شکافی که در آینده نزدیک، نهتنها در کارنامه تحصیلی کودکان امروز، بلکه در کارآمدی نیروی انسانی و توان توسعه کشور دیده خواهد شد؛ نکتهای که سیاستمداران در میان تصمیمات اجتماعی، انرژی، اقتصادی و مدیریت شرایط جنگی، باید با جدیت بیشتر به آن توجه کنند.
ارسال نظر