فیلم / گریه های مادر جوان مهابادی با خواندن 4 صفحه اعترافات قاتل پسرش / دنبال گناه جگر گوشه ام بودم اما نبود / نیما جلفایی همه شهر را ماتم زده کرد
تبلیغات

به گزارش اختصاصی رکنا،  نیما هیچ‌وقت اهل رفت‌وآمد و دوستی‌های گسترده نبود. آن روز که از خانه خارج شد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این آخرین باری باشد که او را زنده می‌بینیم.

نیما، جوان 21 ساله اهل مهاباد، روز 25 اسفند 1403 از خانه پدرش خارج شد. او پیش از رفتن به پدرش گفته بود برای دیدار یکی از دوستانش می‌رود و شب را مهمان او خواهد بود، اما آن شب هرگز به خانه بازنگشت.

پس از 18 روز جست‌وجوی بی‌وقفه خانواده و نیروهای امدادی، جسد نیما در منطقه‌ای کوهستانی در حوالی سردشت پیدا شد؛ جسدی که به گفته خانواده در رودخانه رها شده بود. بررسی‌های پزشکی قانونی نشان داد علت تامه فوت، خونریزی مغزی ناشی از اصابت جسم سخت و همچنین شکستگی مهره گردن بوده است.

در ادامه تحقیقات، متهم اصلی پرونده در همان روزهای نخست پس از کشف جسد شناسایی و بازداشت شد. وی در مراحل اولیه بازجویی به ارتکاب قتل اعتراف کرد، اما بعدها بخشی از اظهارات خود را تغییر داد.

اکنون با گذشت بیش از یک سال از این جنایت، پرونده همچنان در جریان رسیدگی قرار دارد.

در همین رابطه، با مادر نیما گفت‌وگو کردیم، مادری که همچنان در انتظار روشن شدن زوایای پنهان این پرونده و اجرای عدالت برای فرزندش است. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت او از روزهای تلخ ناپدید شدن، کشف جسد و روند رسیدگی به پرونده قتل فرزندش است.

مادر نیما در گفت‌وگو با خبرنگار رکنا با مرور روزهای تلخ پس از ناپدید شدن فرزندش می‌گوید:

نیما روز حادثه چگونه از خانه خارج شد؟

نیما با پدرش در مهاباد زندگی می‌کرد. من و پدرش سال‌ها قبل از هم جدا شده بودیم و من در ارومیه زندگی می‌کنم. صبح آن روز حدود ساعت 10 از خانه خارج شد و به پدرش گفت شب مهمان یکی از دوستانش است و دیر به خانه برمی‌گردد.

چند ساعت بعد، پدرش نگران شد. چون نیما برخلاف بسیاری از جوانان هم‌سن‌وسالش اهل رفت‌وآمد زیاد و دوستی‌های گسترده نبود. عصر همان روز با خواهرش تماس گرفت و گفت از صبح خبری از نیما ندارد. ابتدا تصور می‌کردیم اتفاق خاصی رخ نداده و او برای نخستین بار با دوستانش وقت می‌گذراند، اما هرچه زمان گذشت نگرانی ما بیشتر شد.

جست‌وجوها از چه زمانی آغاز شد؟

وقتی شب شد و نیما به خانه بازنگشت، خانواده موضوع را به پلیس اطلاع دادند. جست‌وجوها آغاز شد اما هیچ ردی از او پیدا نشد. روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. 18 روز تمام چشم‌انتظار بودیم و هر روز به امید پیدا شدنش زندگی کردیم.

جسد نیما چگونه پیدا شد؟

سرانجام هشتم فروردین، گروهی از کوهنوردان جسد او را در ارتفاعات سردشت پیدا کردند. شرایط جسد به گونه‌ای بود که از همان ابتدا مشخص بود با یک حادثه عادی روبه‌رو نیستیم.

به گفته مادر نیما، جسد فرزندش پس از قتل در منطقه‌ای صعب‌العبور رها شده و سپس به داخل رودخانه انتقال یافته بود.

پزشکی قانونی علت مرگ را چه اعلام کرد؟

طبق نظریه پزشکی قانونی، علت تامه فوت خونریزی مغزی ناشی از اصابت جسم سخت و سنگین و همچنین شکستگی مهره چهارم گردن اعلام شد.

مادر نیما می‌گوید:به ما گفتند ضربات شدیدی به ناحیه سر و گردن وارد شده است. تمام آسیب‌های اصلی از ناحیه گردن به بالا بوده و شدت جراحات به حدی بوده که موجب شکستگی گردن و خونریزی مغزی شده است.

ردپای متهم چگونه شناسایی شد؟

بررسی‌های پلیسی و تحقیقات انجام‌شده در همان روزهای نخست به شناسایی فردی منجر شد که آخرین ارتباط‌ها را با نیما داشته است. این فرد پس از بازداشت، در مراحل اولیه تحقیقات به قتل اعتراف کرد.

مادر مقتول در این باره می‌گوید:همان شبی که جسد پیدا شد، متهم بازداشت شد و در ابتدا به قتل اعتراف کرد. حتی جزئیاتی از نحوه ارتکاب جرم را توضیح داده بود اما بعدها اظهاراتش را تغییر داد و بخشی از اعترافاتش را پس گرفت.

انگیزه قتل چه بود؟

بر اساس اطلاعات موجود در پرونده، نیما پیش از حادثه قصد داشت برای کار به عراق برود. در این میان با فردی آشنا می‌شود که مدعی بوده می‌تواند برای او در عراق شغل مناسبی پیدا کند.

به گفته مادر نیما، فرزندش مبلغی حدود دو میلیون تومان به این فرد پرداخت کرده بود اما پس از گذشت چند ماه خبری از کار وعده داده شده نبود. همین موضوع سبب شد نیما برای بازپس‌گیری پول خود با این فرد در ارتباط باشد.

او می‌گوید:بعدها فهمیدیم به نیما گفته بودند برای دریافت پولش به سردشت برود. ظاهراً قرار بوده همان شب مهمان آنها باشد و پولش را هم پس بگیرد، اما دیگر هرگز به خانه برنگشت.

ابهامات پرونده همچنان پابرجاست

مادر نیما معتقد است هنوز پرسش‌های بی‌پاسخ زیادی در این پرونده وجود دارد.

او می‌گوید:محلی که جسد نیما در آن رها شده بود به قدری صعب‌العبور است که بعید می‌دانم یک نفر به تنهایی توانسته باشد جسد را به آنجا منتقل کند. به همین دلیل تصور می‌کنم افراد دیگری نیز در این ماجرا نقش داشته‌اند.

یک سال انتظار برای رسیدگی قضایی

مادر این جوان 21 ساله از روند رسیدگی نیز گلایه دارد و می‌گوید نخستین جلسه دادگاه حدود یک سال پس از کشف جسد برگزار شده است.

به گفته او، در جریان رسیدگی، قاضی پرونده به دلیل وجود برخی نواقص، دستور تکمیل تحقیقات را صادر کرده و پرونده همچنان در مرحله رسیدگی قرار دارد.

خواسته خانواده چیست؟

مادر نیما در پایان این گفت‌وگو تنها یک خواسته را مطرح می‌کند:تنها چیزی که می‌خواهم این است که حق پسرم ضایع نشود. بیش از یک سال است که با درد از دست دادن فرزندم زندگی می‌کنم. انتظار دارم تمام ابعاد این پرونده روشن شود و اگر افراد دیگری در این جنایت نقش داشته‌اند، شناسایی شوند. نیما جوان آرام و بی‌آزاری بود و هیچ‌کس نمی‌تواند باور کند چنین سرنوشتی در انتظارش بوده است.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات