ایرانی‌های موفقی که بحران آب کالیفرنیا را مدیریت کردند،جایی در تصمیم‌گیری‌های آبی ایران ندارند/ اعلام آمادگی برای کمک کردند اما درها روی آنها باز نیست / کسری آب فلات مرکزی به ۱۵ میلیارد مترمکعب رسید + صوت
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در میانه انباشت بحران‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، بحران آب آرام و بی‌صدا به یکی از جدی‌ترین تهدیدهای آینده ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که کارشناسان معتقدند صرفاً با افزایش بودجه یا اجرای پروژه‌های عمرانی قابل حل نیست و ریشه آن را باید در شیوه حکمرانی، سیاست‌گذاری توسعه و نحوه مدیریت منابع طبیعی جست‌وجو کرد. کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افزایش جمعیت در مناطق کم‌آب و تداوم بارگذاری‌های جمعیتی در فلات مرکزی، زنگ خطر ورود کشور به مرحله‌ای تازه از تنش آبی را به صدا درآورده است.

رضا حاجی‌کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی رکنا تأکید می‌کند که مسئله آب پیش از آنکه یک چالش مالی باشد، یک مسئله حکمرانی و اجتماعی است؛ بحرانی که برای عبور از آن نیازمند تغییر ساختار تصمیم‌گیری، استفاده از ظرفیت نخبگان داخلی و بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی هستیم. او هشدار می‌دهد ادامه روند فعلی می‌تواند پیامدهایی به مراتب گسترده‌تر از خسارت‌های کوتاه‌مدت بحران‌های دیگر برای کشور به همراه داشته باشد.

در ادامه گفت و گوی خبرنگار اجتماعی رکنا با رئیس فدراسیون صنعت آب ایران را می خوانید.

نخبگان آب پشت درهای تصمیم‌گیری

در شرایطی قرار داریم که کشور همزمان با مسائل امنیتی و نظامی مواجه است و از سوی دیگر، بحران‌های محیط‌زیستی به خصوص مبحث آب نیز به نقطه اوج خود رسیده‌اند. طبیعی است که در چنین وضعیتی بخشی از بودجه‌ها به سمت اولویت‌های دیگر سوق پیدا کند و منابع کمتری برای حفاظت از آب، خاک و محیط‌زیست باقی بماند. این شرایط در بلندمدت چه پیامدهایی خواهد داشت؟ آیا ممکن است آثار آن حتی از برخی خسارت‌های جنگی نیز سنگین‌تر باشد؟

رضا حاجی‌کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران در پاسخ به این سوال گفت:  تصور می‌کنم در موضوع آب، بودجه تنها یکی از قطعات پازل است. مهم‌ترین بخش ماجرا این است که آب را یک مسئله اجتماعی بدانیم، نه صرفاً یک موضوع سازه‌ای و عمرانی. اگر تصور کنیم تنها با تزریق بودجه می‌توان بحران آب را حل کرد، ناچار به سمت نگاه سازه‌ای خواهیم رفت؛ نگاهی که مردم را از صحنه مدیریت آب کنار می‌گذارد.

وی در ادامه گفت :  برآوردها تا دو سال پیش نشان می‌داد که ایران سالانه حدود ۱۰۳ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر در اختیار دارد. اما آمارهای جدید وزارت نیرو این رقم را حدود ۹۳ تا ۹۴ میلیارد مترمکعب اعلام می‌کند. این کاهش، زنگ خطر یک فاجعه آبی را به صدا درآورده است.پیش از این تصور می‌شد سرانه آب تجدیدپذیر کشور با احتساب استان‌های پرآبی مانند گیلان، مازندران و خوزستان در وضعیت بهتری قرار دارد، اما اکنون این شاخص به کمتر از ۱۱۰۰ مترمکعب برای هر نفر رسیده است. در تهران این عدد به کمتر از ۳۳۵ مترمکعب می‌رسد؛ رقمی که در استانداردهای جهانی مصداق «فاجعه آبی» محسوب می‌شود.

در همین شرایط شاهد بارگذاری گسترده جمعیتی در تهران هستیم. کافی است به ساخت‌وسازهای مناطق ۲۱ و ۲۲، شرق تهران، پردیس، دماوند، هشتگرد و کرج نگاه کنیم. این موضوع ارتباطی با کمبود بودجه ندارد؛ این مسئله به حکمرانی آب بازمی‌گردد. نباید ناکارآمدی در حکمرانی آب را با کمبود منابع مالی توجیه کنیم.

 این مسئله فقط جمعیتی نیست و به اشتغال نیز مربوط می‌شود. بسیاری از مناطق کشور ظرفیت شغلی متناسب با جمعیت خود ندارند و همین مسئله موجب مهاجرت به پایتخت می‌شود.

رضا حاجی‌کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران در پاسخ گفت: دقیقاً همین‌طور است. مسئله اصلی، فلات مرکزی ایران است. اگر دایره‌ای در مرکز کشور ترسیم کنیم که شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، قم، قزوین و اراک را در بر بگیرد، با منطقه‌ای روبه‌رو خواهیم شد که سالانه حدود ۱۵ میلیارد مترمکعب کسری آب دارد و حدود ۱۵ میلیون نفر بیش از ظرفیت طبیعی خود جمعیت پذیرفته است.با این حال، بخش عمده مهاجرت‌های کشور همچنان به همین منطقه انجام می‌شود. این موضوع نیز ربطی به بودجه ندارد و نتیجه سیاست‌های حکمرانی است. در بسیاری از تصمیمات توسعه‌ای، آب اساساً از معادلات کنار گذاشته شده و سپس تصمیم‌گیری صورت گرفته است.

وی بیان کرد: به عنوان مثال، در طرح جامع مشهد ظرفیت جمعیتی این شهر حدود یک میلیون و ۹۵۰ هزار نفر برآورد شده بود، اما امروز جمعیت مشهد به حدود ۶ میلیون نفر رسیده است. با وجود این، همچنان ساخت‌وساز، توسعه مسکن و جذب جمعیت ادامه دارد.

اگر فرصت گفت‌وگو با وزیر نیرو یا رئیس‌جمهور را داشته باشید، چه پیشنهادهای اجرایی برای عبور از این شرایط ارائه می‌کنید؟

حاجی‌کریم اینگونه گفت:  نخستین و مهم‌ترین اقدام، اصلاح ساختار حکمرانی آب است. در حال حاضر وزارت نیرو هم آب را تأمین می‌کند، هم توزیع می‌کند، هم سیاست‌گذاری می‌کند و هم باید مصرف را مدیریت کند. از سوی دیگر، وزارت جهاد کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده منابع آب کشور است. نتیجه چنین ساختاری همین وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم.

ما به یک نهاد مستقل حکمرانی آب نیاز داریم؛ نهادی که صرفاً وظایف حاکمیتی و سیاست‌گذاری را بر عهده داشته باشد، نه اینکه همزمان درگیر فروش آب، تأمین منابع مالی و مسائل اجرایی باشد. چنین نهادی باید مسیر عبور کشور از بحران آب را طراحی و هدایت کند.

دومین موضوع، استفاده از تجارب بین‌المللی است. متأسفانه سال‌هاست که در جلسات تخصصی آب، تقریباً همان افراد ثابت حضور دارند و حتی از ظرفیت‌های علمی موجود در خارج از ساختارهای رسمی نیز کمتر استفاده می‌شود.

وی تاکید داشت : برای نمونه، یکی از موفق‌ترین تجربه‌های مدیریت بحران آب در جهان مربوط به کالیفرنیای آمریکا است. نکته قابل توجه این است که تعدادی از چهره‌های کلیدی این تجربه، متخصصان ایرانی هستند و بسیاری از آنان نیز تمایل دارند دانش و تجربه خود را در اختیار کشور قرار دهند، اما عملاً از ظرفیت آنها استفاده نمی‌شود.

امروز در شورای عالی آب، امکان حضور کارشناسان خبره خارج از بدنه دولت وجود دارد، اما افرادی که با این عنوان منصوب شده‌اند نیز عملاً از کارکنان دولت هستند. حتی در جایگاه مشاور و کارشناس بدون حق رأی نیز از ظرفیت نخبگان مستقل استفاده نمی‌کنیم.

سال گذشته نیز رئیس‌جمهور مطالعه جامعی را به دانشگاه تهران واگذار کردند. پرسش این است که در این مطالعه تا چه اندازه از تجارب جهانی و متخصصان برجسته ایرانی خارج از کشور بهره گرفته شد؟ پاسخ من این است که تقریباً هیچ.

تا زمانی که نگاه ما به مسئله آب محدود به ظرفیت‌های موجود درون ساختارهای فعلی باشد و از دانش و تجربه‌های گسترده‌تر استفاده نکنیم، نمی‌توان انتظار داشت نتایج متفاوتی به دست آوریم. در چنین شرایطی، بحران آب همچنان عمیق‌تر خواهد شد.

 

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1230121

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات