رکنا گزارش می دهد
فیلم / در جنوب نخل های خشک مثل سربازان شکست خوردهای ایستادهاند/۴ میلیون نخل از دست رفت؛ فروپاشی آرام زندگی کشاورزان منطقه
اجتماعی رکنا، در بسیاری از روستاهای جنوب، نابودی نخلستانها فقط از بین رفتن درختان نبود؛ از دست رفتن نان و زندگی هزاران خانواده بود. از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۴ حدود چهار میلیون نخل از میان رفت؛ بخش بزرگی از این ویرانی در فاصله سالهای ۷۰ تا ۸۵ و در پی طرحها و مدیریتهای ناکارآمد وزارت نیرو رخ داد. پیامد آن برای مردم منطقه چیزی فراتر از یک بحران کشاورزی بود؛ هزاران کشاورز شغل خود را از دست دادند، برخی ناچار به مهاجرت شدند و بسیاری در چرخه فقر فرو رفتند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، باد که از میان نخلستانهای خشک عبور میکند، دیگر صدای زندگی نمیآورد. جایی که روزگاری سایه نخلها پناه مردم جنوب بود، حالا تنههای سوخته و زمینهای ترکخورده باقی مانده است. برای بسیاری از خانوادههای خوزستان و جنوب کشور، نابودی نخلها فقط از بین رفتن چند درخت نیست؛ فروپاشی یک شیوه زندگی است که نسل به نسل ادامه داشت.
بر اساس گفته اهالی منطقه به خبرنگار اجتماعی رکنا، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۴ حدود چهار میلیون نخل در کشور از بین رفتهاند؛ رقمی که بخش بزرگی از آن به طرحها و مدیریتهای ناکارآمد در وزارت نیرو بین سالهای ۷۰ تا ۸۵ نسبت داده میشود. در این بازه، بیش از سه میلیون و ۲۰۰ هزار نخل نابود شد؛ فاجعهای که اثر آن هنوز بر زندگی مردم جنوب سنگینی میکند.
مردم تاکید دارند: در روستاهای آبادان، خرمشهر و شادگان، هنوز هم بسیاری از پیرمردها با حسرت از روزهایی حرف میزنند که نخلستانها قلب تپنده اقتصاد منطقه بودند.
یکی از کشاورزان قدیمی میگوید: «زمانی نخل برای ما همه چیز بود؛ نان، آبرو و آینده بچههایمان. وقتی آب شور شد و نخلها یکی یکی خشک شدند، انگار زندگیمان را دفن کردند.»
خشک شدن نخلها فقط یک بحران زیستمحیطی نبود؛ یک زنجیره فروپاشی اجتماعی را هم به دنبال آورد. هزاران کشاورز که تمام دارایی و مهارتشان به نخلداری گره خورده بود، ناچار شدند یا شغلشان را تغییر دهند یا خانه و روستای خود را ترک کنند. بسیاری به حاشیه شهرها مهاجرت کردند؛ جایی که نه زمین داشتند، نه کار ثابت و نه امیدی به بازگشت.
یک مرد میانسال در شادگان میگوید: «وقتی نخل از بین رفت، ما هم از بین رفتیم. کشاورزی بلد بودیم، نه چیز دیگر. بعضیها راننده شدند، بعضی کارگر روزمزد. خیلیها هم هنوز بیکارند.»
در بسیاری از روستاها، مهاجرت جوانها حالا به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است. خانوادههایی که زمانی با محصول نخلستان زندگی میکردند، امروز زیر فشار فقر و بیکاری روزگار میگذرانند. زن جوانی که همسرش پس از نابودی زمینهای کشاورزی به حاشیه اهواز مهاجرت کرده، میگوید: «وقتی نخلها خشک شدند، انگار آینده بچههای ما هم خشک شد.»
کارشناسان سالهاست درباره مدیریت منابع آب، سدسازیهای بیبرنامه و سیاستهای ناکارآمد هشدار میدهند؛ سیاستهایی که به گفته منتقدان، جریان طبیعی آب را تغییر داد و نخلستانهای جنوب را به مرز نابودی رساند. بسیاری معتقدند آنچه امروز در جنوب دیده میشود، نتیجه یک حادثه طبیعی نیست؛ محصول دههها تصمیمگیری اشتباه و بیتوجهی به معیشت مردم محلی است.
حالا در بخشهایی از جنوب، نخلهای خشک مثل سربازان شکستخوردهای ایستادهاند که شاهد خاموش یک آسیب طولانی هستند. آسیبی که فقط خاک را نابود نکرد؛ شغل و آینده هزاران خانواده را هم با خود برد.