وقتی مطالبه اینترنت با کیفیت با پاسخ تحقیرآمیز مجری روبهرو میشود/ اینترنت با کیفیت می خواهید، بروید افغانستان و سوریه!
رکنا: اظهارنظر یک مجری تلویزیونی که در واکنش به مطالبه اینترنت پرسرعت گفته «اگر میخواهید بروید سوریه و افغانستان»، بار دیگر بحث درباره نحوه مواجهه با مطالبات عمومی در حوزه زیرساختهای دیجیتال را داغ کرد؛ جایی که به جای پاسخ درباره کیفیت خدمات، گاه لحن تحقیرآمیز جای گفتوگوی مبتنی بر استاندارد و حق دسترسی شهروندان را میگیرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در میانه فشار روزافزون بر زیست دیجیتال شهروندان، یک جمله کوتاه در قاب تلویزیون و از سوی مجری صدا و سیما کافی بود تا بار دیگر شکاف میان مطالبه عمومی و زبان رسمی آشکار شود. اینکه در پاسخ به خواست اینترنت پرسرعت، پایدار و بدون اختلال، به مردم گفته شود «اگر میخواهید بروید سوریه و افغانستان»، صرفاً یک لغزش کلامی یا شوخی بیجا نیست؛ این نوع بیان، نشانهای روشن از جابهجایی مسئله اصلی است. در این جابهجایی، به جای پاسخگویی درباره کیفیت دسترسی، اختلال، هزینه و استاندارد خدمات، خودِ مطالبهگر در موقعیت سرزنش قرار میگیرد.
این الگو، برای افکار عمومی ناآشنا نیست. سالهاست در مواجهه با مطالبات مربوط به کیفیت زندگی، از خدمات شهری و معیشت تا آموزش و ارتباطات، بخشی از پاسخها نه بر مبنای سنجش شاخصها و ارائه راهحل، بلکه بر پایه نوعی دوگانهسازی میان «بمان و تحمل کن» یا «نمیخواهی، برو» شکل گرفته است. اکنون همین منطق به حوزه اینترنت نیز تسری یافته؛ حوزهای که دیگر نه یک کالای لوکس، بلکه زیرساخت پایه کار، آموزش، رسانه، تجارت، سلامت و ارتباطات روزمره است.
مسئله اصلی در چنین اظهاراتی، صرفاً ارجاع به نام چند کشور نیست. کانون بحران، عادیسازی لحنی است که به جای بهرسمیتشناختن مطالبه عمومی، آن را بیاهمیت، یا ناموجه جلوه میدهد. در این چارچوب، شهروندی که اینترنت باکیفیت میخواهد، نه به عنوان مصرفکنندهای دارای حق، بلکه به عنوان فردی ناسپاس بازنمایی میشود؛ گویی مطالبه کیفیت، نوعی خروج از دایره انتظار مشروع است.
این تغییر زاویه، اثر رسانهای مهمی دارد. وقتی مسئله از «چرا کیفیت خدمت پایین است» به «چرا مردم اینقدر مطالبه دارند» منتقل میشود، مسئولیت از نهاد ارائهدهنده خدمت برداشته و بر دوش جامعه گذاشته میشود. در نتیجه، ناکارآمدی یا ضعف زیرساختی به حاشیه میرود و بحث به حوزه قضاوت اخلاقی درباره مردم کشیده میشود.
اینترنت دیگر مزیت نیست، حداقل است
درک عمومی جامعه از اینترنت در سالهای اخیر بهطور بنیادین تغییر کرده است. اینترنت پرسرعت و باثبات دیگر یک امکان فرعی برای سرگرمی یا استفاده محدود شخصی نیست. میلیونها نفر در ایران، از روزنامهنگار و دانشجو تا فروشنده آنلاین، برنامهنویس، معلم، پزشک و تولیدکننده محتوا، حیات شغلی و حرفهای خود را بر کیفیت این زیرساخت بنا کردهاند. هر اختلال، کندی، محدودیت یا ناپایداری، هزینه مستقیم اقتصادی، حرفهای و حتی روانی تولید میکند.
در چنین وضعی، مطالبه اینترنت باکیفیت، مطالبه رفاه اضافه نیست؛ مطالبه حداقل امکان مشارکت در اقتصاد و زندگی معاصر است. از همین رو، هر نوع پاسخ تحقیرآمیز به این خواسته، نه فقط یک خطای بیانی، بلکه نادیدهگرفتن نقش واقعی اینترنت در ساختار زندگی امروز است.
از مقایسهسازی تا فرار از استاندارد
یکی از تکنیکهای آشنا در پاسخ به مطالبات عمومی، پایینآوردن سطح مقایسه است. در این الگو، به جای سنجش کیفیت خدمات با استانداردهای مطلوب، منطقهای یا جهانی، بدترین یا بحرانیترین نمونهها به عنوان معیار مطرح میشوند تا سطح انتظار عمومی کاهش یابد. این منطق، عملاً نوعی دفاع از وضع موجود از طریق تخفیف استانداردهاست.
وقتی به شهروندی که خواهان اینترنت بهتر است گفته میشود اگر میخواهی برو فلان کشور، معنای پنهان جمله این است که شاخص ارزیابی کیفیت، نه حق شهروند، نه استاندارد حرفهای، و نه نیاز واقعی جامعه، بلکه صرفاً مقایسه با شرایطی بدتر است. چنین رویکردی، هرگونه برنامهریزی برای ارتقای کیفیت را از بنیان بیاعتبار میکند، چون اصل را بر قانعکردن مردم به وضع موجود میگذارد، نه اصلاح آن.
اثر اجتماعی زبان تحقیر در رسانه
رسانه، فقط حامل پیام نیست؛ سازنده چارچوب ادراک عمومی نیز هست. وقتی مجری یا چهره رسانهای آنهم رسانه ملی ،در برابر مطالبهای فراگیر از زبان تحقیر یا طعنه استفاده میکند، این لحن میتواند به سطحی فراتر از یک برنامه تلویزیونی سرایت کند. در این وضعیت، زبان عمومی گفتوگو درباره حقوق شهروندی خشنتر، دوقطبیتر و کمتحملتر میشود.
از منظر ارتباطات، این نوع بیان سه پیام ضمنی دارد، نخست اینکه مسئله شما چندان مهم نیست؛ دوم اینکه اگر ناراضی هستید، جای شما اینجا نیست؛ و سوم اینکه مطالبهگری به جای آنکه بخشی از رابطه طبیعی مردم و نهادهای خدماتی باشد، نوعی مزاحمت تلقی میشود. مجموعه این پیامها، اعتماد اجتماعی را فرسوده میکند و رابطه میان مخاطب و رسانه را در معرض تخریب قرار میدهد.
پرسش اصلی که گم میشود
در حاشیه چنین اظهارنظرهایی، پرسش اصلی معمولاً گم میشود، کیفیت اینترنت بر اساس چه شاخصی سنجیده میشود و وضعیت موجود دقیقاً در چه سطحی قرار دارد؟ مردم درباره چه چیز اعتراض دارند؟ سرعت دانلود و آپلود، پایداری اتصال، قطعیهای مقطعی، اختلال در دسترسی، هزینه تمامشده، یا فاصله میان قیمت و کیفیت؟ تا وقتی این پرسشها به داده، گزارش شفاف و پاسخ فنی ترجمه نشود، هر بحثی به میدان جدل لفظی تبدیل میشود.
اینترنت، مثل آب، برق، حملونقل و آموزش، حوزهای است که باید در آن با زبان شاخص و استاندارد سخن گفت. هرجا زبان طعنه و تحقیر جای زبان داده و پاسخگویی را بگیرد، میتوان مطمئن بود که اصل مسئله در حال پنهانشدن است.
مطالبه کیفیت، نه ناسپاسی است نه افراط
شهروندی که اینترنت بهتر میخواهد، لزوماً در حال مقایسهگری تجملی یا نادیدهگرفتن دشواریها نیست. او به کیفیت ابزاری اعتراض دارد که زندگی روزمرهاش به آن وابسته شده است. این مطالبه، ادامه منطقی همان حقی است که در قبال هر خدمت عمومی دیگر نیز وجود دارد: حق دسترسی مناسب، باکیفیت، پایدار و متناسب با هزینه پرداختی.
برخورد تحقیرآمیز با چنین مطالبهای، بیش از هر چیز از یک سوءفهم قدیمی پرده برمیدارد، اینکه هنوز هم بخشی از گفتمان عمومی، خواستنِ کیفیت را نه حق، بلکه زیادهخواهی میبیند. حال آنکه جامعه امروز، بهویژه در زیست دیجیتال، از مرحله خواهش برای امکانات فرعی عبور کرده و در حال مطالبه زیرساختهای پایه است.
تلخی یک جمله، فراتر از یک جمله
اهمیت این ماجرا فقط در خودِ عبارت بهکاررفته نیست؛ بلکه در الگویی است که بازتولید میکند. الگویی که بهجای شنیدن مطالبه، آن را تمسخر میکند. بهجای توضیح، طعنه میزند. بهجای تعهد به بهبود، مخاطب را به ترککردن حواله میدهد. این همان نقطهای است که یک جمله ساده، به نشانهای از بحران عمیقتر در شیوه مواجهه با افکار عمومی تبدیل میشود.
در جامعهای که اینترنت به ستون فقرات آموزش، اشتغال، رسانه و کسبوکار تبدیل شده، کوچکنمایی مطالبه کیفیت یا تحقیر کسانی که آن را طلب میکنند، نه فقط نادیدهگرفتن یک خواسته روزمره، بلکه بیاعتنایی به یکی از مهمترین زیرساختهای زندگی معاصر است. مسئله این نیست که مردم زیادی میخواهند؛ مسئله این است که در برابر حداقلهای روشن، به جای پاسخ در رسانه ملی گاه تحقیر تحویل میگیرند.
ارسال نظر