برای اولین بار در رکنا بررسی پرونده قتل راننده شاه در گفتگو با سرهنگ محمد گروسی گارآگاه زبده پلیس
فیلم / انگیزه قاتل راننده شاه مسائل اخلاقی بود ؟! / شخصیت محافظ شاه چگونه بود ؟!
حوادث رکنا : جزئیات تازهای از گذشته فرشاد، متهم پرونده قتل ابراهیم خلیلزاده راننده شاه در اظهارات مطرحشده درباره این پرونده روایت شده است؛ گذشتهای که از ترک تحصیل و ورود به بازار کار آغاز میشود و با ادعاهایی درباره اختلاف میان او و مقتول ادامه پیدا میکند.
به گزارش اختصاصی رکنا، بر اساس روایت مطرحشده در این گفتوگو، فرشاد قاتل راننده شاه تا مقطع دوازدهم تحصیل کرده بود، اما پس از مردودی، تحصیل را ادامه نداد و بدون دریافت دیپلم وارد بازار کار شد.
در آن مقطع، پدر و مادر او در یک مجموعه مسکونی در سعادتآباد تهران بهعنوان سرایدار و نگهبان فعالیت میکردند و فرشاد نیز گاهی در همان محل استراحت میکرد.
به گفته گوینده این گفتوگو، فرشاد که به دنبال کار بود، از یکی از دوستانش درخواست کمک کرد و از همین طریق به ابراهیم خلیلزاده معرفی شد. او حدود سه ماه برای خلیلزاده کار کرد؛ اما این همکاری سرانجام به پایان رسید.
ادعای فرشاد درباره پیشنهاد خارج از عرف راننده شاه
در بخش دیگری از این روایت، به اظهارات فرشاد در جریان بازجویی اشاره میشود. طبق آنچه در گفتوگو نقل شده، فرشاد مدعی بوده است که خلیلزاده بیش از حد متعارف به او محبت میکرده و همین موضوع برایش سؤالبرانگیز شده بود.
او بنا بر این روایت، گفته است که پس از پرسش درباره علت این رفتارها، با پیشنهادی روبهرو شده که آن را خارج از عرف میدانسته و احساس کرده است کارفرمایش قصد سوءاستفاده از او را دارد. فرشاد مدعی شده پس از این اتفاق، دیگر به محل کار نرفته است.
این مطالب در حد ادعاهای نقلشده از سوی فرشاد است و برای تأیید آنها باید به مستندات پرونده و اظهارات رسمی طرفین مراجعه کرد.
سابقه سرقت و بازداشت فرشاد
در ادامه گفتوگو، سرهنگ گروسی مدعی میشود که فرشاد پس از ترک این شغل، در چند فقره سرقت، که به گفته او عمدتاً سرقت از داخل خودروها بوده، دستگیر شده است. همچنین در این روایت به محکومیت و زندانیشدن او اشاره میشود؛ با این حال، جزئیات دقیق احکام و سوابق قضایی وی در اطلاعات ارائهشده مشخص نیست.
سرهنگ گروسی همچنین با اشاره به آثار متعدد زخم روی بدن فرشاد، از جمله در ناحیه گردن، بازو، شکم و پاها، او را فردی شرور توصیف میکند. این توصیف نیز بخشی از اظهارات مطرحشده در گفتوگو است و بهتنهایی نمیتواند مبنای نتیجهگیری درباره ارتکاب جرم باشد.
شکایت متقابل پس از اختلاف با کارفرما
یکی دیگر از بخشهای این روایت، به اختلافی مربوط میشود که ظاهراً پس از پایان همکاری فرشاد با خلیلزاده شکل گرفته است.
طبق اظهارات سرهنگ گروسی، خانواده فرشاد در کلانتری ۱۶۳ شکایتی را مطرح کردند. در مقابل، خلیلزاده مدعی شده بود که در جریان سفرش به مشهد، مقداری پول از گاوصندوق به سرقت رفته است.
همچنین موضوع خارجکردن حدود ۳۰۰ حلقه تسمه از کارخانه و فروش آنها در این اختلاف مطرح شده است. بر اساس روایت ارائهشده، فرشاد این تسمهها را به دایی خود تحویل داده و دایی او نیز آنها را به کلانتری برده و تحویل داده است.
در نهایت، به گفته سرهنگ گروسی، طرفین بر سر اختلافات به توافق رسیدند و از شکایتهای خود صرفنظر کردند. با این حال، جزئیات دقیق این توافق و نتیجه رسمی رسیدگی به شکایتها در متن موجود روشن نیست.
دیدار دوباره در خیابان سعدی تهران
در بخش پایانی این قسمت از گفتوگو، گفته میشود که فرشاد پس از آن ماجرا در مغازهای در خیابان سعدی تهران مشغول به کار شد؛ مغازهای که لوازم یدکی خودرو میفروخت و فعالیت آن با حوزه کاری تسمه نیز ارتباط داشت.
بر اساس روایت گوینده، فرشاد در همین محل بار دیگر با ابراهیم خلیلزاده روبهرو شد. اما متن ارسالی پیش از توضیح ادامه ماجرا و روشنشدن نقش این دیدار در پرونده قتل به پایان میرسد.
مهدی ایراهیمی سردبیر رکنا؛ آیا گذشته فرشاد سرنخی برای پرونده قتل بود؟
آنچه از این بخش گفتوگو برمیآید، شرحی از پیشینه زندگی فرشاد، سابقه کاری او و اختلاف ادعاییاش با راننده شاه است. با این حال، اطلاعات ارائهشده بهتنهایی مشخص نمیکند که این موارد چه نقشی در کشف قتل داشتهاند یا آیا کارآگاهان از این اختلاف به سرنخ تعیینکنندهای رسیدهاند.
در قسمت چهارم این مصاحبه به بقیه ماجرا و چالش های پرونده خواهیم پرداخت.
فیلم / قتل راننده و محافظ شاه پهلوی بعد از انقلاب / قسمت اول
فیلم / قتل راننده شاه سیاسی بود ؟ / بعد از انقلاب شغلش چه بود ؟ / قسمت دوم
ارسال نظر