گفتگوی رکنا با سرهنگ گروسی کارآگاه ویژه درباره یک پرونده جنایی که برای اولین بار منتشر می شود
فیلم / قتل راننده و محافظ شاه پهلوی بعد از انقلاب / قسمت اول
حوادث رکنا: قتل راننده و محافظ شاه پهلوی یکی از پرونده های جنایی مهم بعد از انقلاب بود که تا امروز هیچ رسانه ای آن را منتشر نکرده است و رکنا برای اولین بار از جزییات آن رونمایی می کند.هر شب ساعت 21:30 می توانید قسمت های این گفتگو را در بخش حوادث رکنا به آدرس WWW.ROKNA.NET دنبال کنید.
به گزارش رکنا، پروندههای جنایی همیشه با دستگیری سریع متهمان به پایان نمیرسند. گاهی با گذشت زمان و باقی ماندن پرسشهای بیپاسخ، پروندهای به دست کارآگاهانی میرسد که مأموریت دارند با بررسی دوباره سرنخها، راز جنایت را کشف کنند. سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی تهران، در روایت یکی از پروندههای قدیمی که تاکنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از چگونگی رسیدگی به قتل راننده و محافظ محمدرضا پهلوی میگوید؛ پروندهای که به گفته او، در دوران پس از انقلاب و در چارچوب رسیدگی به پروندههای کشفنشده، در اختیار اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا: جناب سرهنگ، امروز قرار است یکی از پروندههای مهم دوران خدمت شما در پلیس آگاهی را مرور کنیم؛ پروندهای که به قتل راننده و محافظ محمدرضا پهلوی مربوط میشود. چطور رسیدگی به این پرونده به شما واگذار شد؟
سرهنگ گروسی: زمانی که در پلیس آگاهی خدمت میکردم، پروندههای خاص و مهمی مورد رسیدگی قرار میگرفت که بعضی از آنها میتوانست ابعاد گستردهای پیدا کند. بعد از اینکه از اداره یازدهم، که مسئول رسیدگی به پروندههای آدمربایی بود، به عملیات ویژه منتقل شدم، رسیدگی به پروندههایی که مدتی از وقوع آنها گذشته بود و هنوز کشف نشده بودند، در دستور کار این بخش قرار داشت.
در عملیات ویژه معمولاً از بخشهای مختلف پلیس آگاهی، افسران باتجربه حضور داشتند. برای مثال، در حوزه قتل از کارآگاهان اداره دهم کمک میگرفتیم و در پروندههای سرقت مسلحانه یا کیفقاپی هم افسران متخصص همان حوزه همکاری میکردند. در این پرونده نیز یکی از افسران اداره دهم، سروان بوستانی، حضور داشت و من رسیدگی به پرونده را به ایشان واگذار کرده بودم.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا: پس این پرونده از ابتدا در اختیار شما نبود و بعد از مدتی به عملیات ویژه رسید؟
سرهنگ گروسی: بله، سازوکار کار همین بود. پروندههایی که در بخشهای مختلف آگاهی به نتیجه نمیرسیدند، ممکن بود پس از گذشت مدتی برای بررسی مجدد به عملیات ویژه ارجاع شوند. در چنین شرایطی تلاش میکردیم با استفاده از تجربه افسران بخشهای مختلف، سرنخهای قبلی را دوباره بررسی کنیم و به نتیجه برسیم.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا: مقتول که راننده و محافظ شاه پهلوی بود قبل انقلاب کشته شده بود یا پرونده مربوط به سالهای بعد از انقلاب است؟
سرهنگ گروسی: این پرونده مربوط به سالهای پس از انقلاب بود و موضوع آن هم سیاسی نبود. البته ممکن است با شنیدن اینکه مقتول سابقه همکاری با دربار داشته، این تصور ایجاد شود که قتل او انگیزه سیاسی داشته است، اما آنچه من درباره این پرونده توضیح میدهم، مربوط به یک پرونده جنایی بود که برای کشف آن تحقیقات انجام شد.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا بعد از پیروزی انقلاب، وضعیت این فرد چگونه شد؟ آیا به دلیل سابقه فعالیتش در دربار با مشکل قضایی مواجه شد؟
سرهنگ گروسی: پس از پیروزی انقلاب، پرونده افرادی که بهنوعی با دربار یا حکومت سابق ارتباط داشتند، بررسی میشد. صرف داشتن سابقه همکاری با دربار به این معنا نبود که فرد حتماً مرتکب جرم شده است. افرادی که اتهام مشخصی متوجه آنها نبود، پس از بررسی وضعیتشان میتوانستند به زندگی عادی خود ادامه دهند. درباره این فرد هم، طبق آنچه در جریان پرونده مطرح بود، اتهام خاصی که مانع ادامه فعالیتش باشد، مطرح نشده بود.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا: او پس از آن وارد چه فعالیتی شد؟
سرهنگ گروسی: این فرد به محدوده جاده قدیم کرج رفت؛ منطقهای که امروز بخشهایی از آن در محدوده شادآباد و بازار آهن قرار دارد. در آنجا زمینی تهیه کرد و یک کارگاه تولیدی راه انداخت. در این کارگاه تسمههای پلاستیکی، از جمله تسمههایی که در برخی تجهیزات و خودروها استفاده میشد، تولید میکرد.
در کنار آن، در حوزه تولید زیره کفش هم فعالیت داشت و محصولاتش را به شرکتهای فعال در صنعت کفش عرضه میکرد. آن زمان صنعت کفش در ایران به گستردگی امروز نبود و تعداد برندهای شناختهشده هم محدودتر بود. به همین دلیل، راهاندازی چنین کارگاههایی بخشی از فعالیت اقتصادی افرادی بود که پس از انقلاب به دنبال ادامه زندگی و کسبوکار خود بودند.
مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا: اما در نهایت پرونده قتل او به اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی رسید.
سرهنگ گروسی: بله، پرونده به ما ارجاع شد و رسیدگی به آن در دستور کار قرار گرفت. در این نوع پروندهها، مهم این بود که با استفاده از تجربه کارآگاهان و بررسی دوباره اطلاعات موجود، مسیر تحقیقات را دنبال کنیم.
جزئیات بیشتر درباره چگونگی کشف قتل و دستگیری عامل آن، بخش دیگری از این پرونده است که باید جداگانه به آن پرداخت.
روایت سرهنگ محمد گروسی از این پرونده، بخشی از خاطرات کارآگاهانی است که با پروندههای جنایی پیچیده و کشفنشده روبهرو بودهاند؛ پروندههایی که گاه پس از گذشت زمان و با ارجاع به گروههای تخصصی، بار دیگر در مسیر کشف حقیقت قرار میگرفتند.
ارسال نظر