فیلم / بیجه پاکدشت؛ قاتل زنجیرهای کودکان پاکدشت چگونه دستگیر شد؟ / روایت قاضی سراج از یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی ایران
حوادث رکنا: پرونده بیجه، قاتل زنجیرهای کودکان پاکدشت، یکی از تکاندهندهترین پروندههای جنایی ایران است؛ جوانی که به قتل کودکان و چند بزرگسال اعتراف کرد و سرانجام به اعدام محکوم شد. قاضی ناصر سراج، رئیس وقت دادگاه کیفری استان تهران، سالها بعد از جزئیات شناسایی بیجه، سرنخهایی که میتوانست زودتر به دستگیری او منجر شود و انتقادهایش از روند تحقیقات اولیه پرده برداشت.
به گزارش رکنا؛ محمد بسیجه معروف به بیجه، قاتل زنجیرهای کودکان پاکدشت، سال ۱۳۸۳ پس از ارتکاب قتل و تعرض به کودکان و چند بزرگسال دستگیر شد. فقر، خشونت خانوادگی، سابقه آزار در کودکی و نحوه شناسایی او، از مهمترین بخشهای این پرونده جنایی بود؛ پروندهای که سرانجام با اعدام متهم اصلی و محکومیت همدستش به پایان رسید.
اول مهرماه سال ۱۳۸۳، محمد بسیجه، جوان ۲۲ سالهای که در کورههای آجرپزی پاکدشت کار میکرد، بهعنوان متهم پرونده قتلهای زنجیرهای کودکان شناسایی و دستگیر شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، او به قتل ۲۷ کودک و سه بزرگسال و ارتکاب جرائم جنسی اعتراف کرد.
نخستین قتل این پرونده به عاشورای سال ۱۳۸۱ بازمیگشت؛ زمانی که یک کودک پس از تعرض به قتل رسید. تحقیقات بعدی نشان داد که قربانیان عمدتاً کودکانی از خانوادههای کمبرخوردار بودند.
کودکی بیجه؛ از خشونت خانوادگی تا تجربه آزار
علی دلداری، قاضی دادگاه کیفری یک تهران و نماینده وقت دادستان در این پرونده، بیجه را متهم یکی از بزرگترین پروندههای جنایی ایران در دهههای اخیر توصیف کرده بود.
به گفته دلداری، محمد بسیجه در خانوادهای پرجمعیت در قوچان متولد شد و شش خواهر و شش برادر ناتنی داشت. مادرش در چهار سالگی او بر اثر سرطان درگذشت و پدرش که کارگر کورهپزخانه بود، رفتاری خشن و مستبدانه با او داشت.
بیجه در اعترافاتش از ضربوشتمهای دوران کودکی گفته بود؛ از جمله اینکه پدرش یک بار پاهای او را با زنجیر بست و آنقدر کتکش زد تا از هوش رفت. او همچنین گفته بود در یکی از درگیریها، برای پایان دادن به رنج خود، با آجر به سرش کوبیده بود.
دلداری توضیح داده بود که بیجه با وجود استعداد تحصیلی، در ۱۱ سالگی و تحت فشارهای خانوادگی مدرسه را ترک کرد. او برای آشنایی با دنیای بیرون، تکههای روزنامه باطله را از میان زبالهها جمع میکرد و میخواند.
به گفته این قاضی، بیجه پس از مهاجرت به منطقه خاتونآباد، از سوی یکی از آشنایان مورد تعرض قرار گرفت. او بعدها در اعترافاتش از تأثیر عمیق این اتفاق بر روحیهاش صحبت کرد.
بیجه در نوجوانی و جوانی دو بار تجربه شکست عاطفی را نیز پشت سر گذاشت؛ یک بار با دختری افغانستانی که هنگام فرار با او، از سوی پدر دختر مورد ضربوشتم قرار گرفت و بار دیگر با دخترعمهاش که با مخالفت خانواده او روبهرو شد.
چرا بیجه دست به قتل زد؟
قاضی دلداری گفته بود بیجه ابتدا با آزار و کشتن حیواناتی مانند سگ و گربه، خشم خود را تخلیه میکرد؛ اما بعدها به سراغ کودکان رفت.
به گفته این قاضی، بیجه در جلسات دادگاه بارها ادعا کرده بود کودکانی را هدف قرار میداد که سرنوشتشان را شبیه کودکی خودش میدانست. او گفته بود: «آنها را میکشتم تا عذاب نکشند.»
بیجه همچنین مدعی شده بود وقتی کودکان فقیر پاکدشت را میدید، به یاد محرومیتهای دوران کودکی خودش میافتاد و تصور میکرد با کشتن آنها، از رنجهای آینده نجاتشان میدهد. این اظهارات، توجیهات خود متهم بود و بهتنهایی علت قطعی ارتکاب جنایتها را مشخص نمیکرد.
دلداری با اشاره به خشونتهای خانوادگی و آزار دوران کودکی بیجه، احتمال وجود مشکلات شدید روانی را مطرح کرده بود؛ با این حال، به گفته او، در آن زمان پرونده شخصیتشناسی متهمان به شکل امروزی تشکیل نمیشد و نمیشد درباره وضعیت روانی بیجه با قطعیت اظهارنظر کرد.
شناسایی قاتل زنجیرهای کودکان پاکدشت
بر اساس گزارش پرونده، بیجه قربانیان خود را با شیوههای مختلف به قتل میرساند و در برخی موارد اجساد را در کورههای آجرپزی پنهان میکرد. او مشخصات قربانیان را در دفترچهای ثبت میکرد و در اعترافاتش گفته بود با فاصله افتادن میان قتلها، دوباره به سراغ قربانیان دیگر میرفت.
تحقیقات پلیس سرانجام با اطلاعاتی درباره ناپدید شدن کودکان و شهادت یکی از کودکانی که از دست او جان سالم به در برده بود، به نتیجه رسید. این کودک توانست بیجه را شناسایی کند و اطلاعاتی درباره محل کار و فعالیتهای او در اختیار مأموران قرار دهد.
بیجه پس از دستگیری، ابتدا اتهامات را نپذیرفت؛ اما پس از حدود ۲۰۰ ساعت بازجویی، به جرائم خود اعتراف کرد.
علی غلامپور نیز به اتهام همدستی در سه مورد آدمربایی در این پرونده محاکمه شد و به ۱۵ سال حبس محکوم شد. بر اساس اظهارات مقامهای قضایی، قتلها و تعرضها را بیجه انجام داده بود.
روایت قاضی سراج از شناسایی بیجه
قاضی ناصر سراج که هنگام رسیدگی به این پرونده رئیس دادگاه کیفری استان تهران بود، درباره روند شناسایی قاتل زنجیرهای کودکان پاکدشت توضیح داده است که پرونده با حساسیت شدید افکار عمومی همراه بود و مسئولان برای کشف حقیقت تحت فشار قرار داشتند.
سراج گفت: «این پرونده پیچیده بود و افکار عمومی بهشدت پیگیر موضوع بود و هر روز بازخواست میکردند. ما پیگیری کردیم تا یک سرنخی پیدا شد که این بیجه رفتار مشکوکی دارد.»
او با اشاره به تلاشهای اولیه پلیس افزود که بیجه دو بار دستگیر شده بود، اما در آن مراحل سرنخ کافی برای اثبات اتهامات به دست نیامده بود.
سراج درباره چگونگی شناسایی متهم توضیح داد که بیجه در منطقه شهرری و در ارتباط با کار بنایی پدرش حضور داشت. یکی از کودکانی که هدف حمله قرار گرفته بود، پس از مشاهده دوباره او، توانست بیجه را شناسایی کند و به اطرافیان اطلاع دهد.
به گفته سراج، این کودک با پیگیری و پرسوجو درباره شغل بیجه متوجه شد که او در کوره آجرپزی کار میکند و مرغ و کبوتر نیز میفروشد. او با عنوان خرید مرغ به محل رفت و پس از اطمینان از هویت متهم، موضوع را به نیروی انتظامی اطلاع داد.
قاضی سراج همچنین از انتقاد خود نسبت به روند تحقیقات اولیه سخن گفته بود. او در توضیحی که در جلسه شورای عالی امنیت ملی ارائه کرده بود، گفت: «سرنخ نبود، ولی سر طناب بوده است.» منظور او این بود که نشانههایی وجود داشت، اما پیگیری مؤثر آنها میتوانست به شناسایی زودتر متهم منجر شود.
سراج در ادامه تأکید کرده بود که اگر اقدامات لازم زودتر انجام میشد، امکان دستگیری سریعتر بیجه وجود داشت.
محاکمه و اعدام بیجه
پس از اعترافات متهم، جلسات محاکمه با حضور خانوادههای قربانیان برگزار شد که بخش عمدهای از آنها غیرعلنی بود. بیجه در آخرین دفاعیات خود گفته بود: «من از بچگی تحت ظلم بودم. وقتی زندگیام را با دیگران مقایسه میکردم، ناچار دست به چنین اعمالی میزدم.»
شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران در آبان ۱۳۸۳ به اتهامات او رسیدگی کرد. مطابق گزارشهای منتشرشده از حکم، بیجه بابت قتلهای عمدی به قصاص، بابت برخی جرائم جنسی به مجازاتهای مقرر در قانون وقت و بابت آدمربایی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. در گزارش حکم، مجازاتهای دیگری از جمله شلاق و پرداخت دیه نیز ذکر شده بود.
سرانجام، در ۲۶ اسفند ۱۳۸۳، حکم اعدام محمد بسیجه در پاکدشت اجرا شد. مراسم با حضور خانوادههای شماری از قربانیان و مأموران برگزار شد و پیش از اجرای حکم، تنشهایی میان بستگان قربانیان و مأموران به وجود آمد.
بر اساس گزارشهای آن زمان، برخی از بستگان قربانیان قصد انتقامگیری شخصی داشتند، اما مأموران برای جلوگیری از بینظمی مداخله کردند.
پروندهای فراتر از یک جنایت
پرونده بیجه تنها روایت جنایتهای یک قاتل زنجیرهای نبود؛ این پرونده پرسشهایی جدی درباره امنیت کودکان، وضعیت خانوادههای محروم، شناسایی زودهنگام افراد مشکوک و ضعفهای احتمالی در روند تحقیقات اولیه مطرح کرد.
اظهارات قاضی سراج درباره سرنخهایی که به گفته او میتوانستند زودتر پیگیری شوند، همچنان یکی از بخشهای مهم این پرونده است؛ پروندهای که با اعدام متهم اصلی مختومه شد، اما آثار آن بر خانوادههای قربانیان و افکار عمومی باقی ماند.
هرچه به مغزم فشار میارم نمیتونم قبول کنم هرکسی که سرسفره حلال بزرگ شده آدم جنایتکاری نمیشه حتما نطفه این جور آدمها درست نیست