کارنامه سازمان محیط زیست قبل از آلودگی نفتی جنوب چیست؟ / دیدن لکه های نفتی نباید اولین لحظه مواجهه حاکمیت با بحران باشد + فیلم

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  آلودگی نفتی سواحل جنوبی ایران دیگر یک حادثه موردی و غافلگیرکننده نیست؛ به یک مسئله تکرارشونده تبدیل شده است. لکه‌های نفتی، آلودگی آب و ساحل، آسیب به آبزیان و تهدید زیستگاه‌های حساس خلیج فارس بارها تکرار شده و هر بار نیز روایت تقریباً مشابهی شکل گرفته است؛ شناسایی آلودگی، اعلام وضعیت، اعزام نیرو، پاکسازی و انتشار گزارش. مشکل دقیقاً همین‌جاست.

سازمان حفاظت محیط زیست نباید زمانی وارد ماجرا شود که نفت به ساحل رسیده است.

وظیفه اصلی این سازمان، پیشگیری از آلودگی، پایش مستمر منابع آلاینده، ورود به موقع و قاطع و حتی جهانی در شرایط جنگی به مبحث محیط زیستی ، اعمال الزامات محیط زیستی بر صنایع نفتی و دریایی و ایجاد سازوکاری است که اجازه ندهد یک تخلف، نقص فنی، نشت یا حادثه به فاجعه زیست‌محیطی تبدیل شود. اگر نفت به ساحل رسید، یعنی بخشی از زنجیره پیشگیری پیش از آن شکست خورده است.

این شکست را نمی‌توان با جمع‌آوری نفت از ساحل و شستن سنگ‌ها و ماسه‌ها جبران کرد.

 آلودگی نفتی یک اتفاق ناگهانی نیست؛ ریسک آن از قبل قابل شناسایی است

مناطق نفت‌خیز جنوب، بنادر، اسکله‌ها، پایانه‌های نفتی، مسیر تردد نفتکش‌ها، مخازن ذخیره‌سازی، خطوط انتقال و تأسیسات فراساحلی سال‌هاست وجود دارند. ریسک آلودگی این نقاط نیز ناشناخته نیست. حتی اثرات جنگ بر آلودگی نفتی در این روزها هم مشخص و واضح بود و هست.

سازمان حفاظت محیط زیست باید پیش از وقوع حادثه، این نقاط را بر اساس میزان خطر طبقه‌بندی کرده باشد؛ منابع بالقوه نشت را بشناسد؛ وضعیت تأسیسات و نحوه مدیریت پسماندهای نفتی را پایش کند؛ کیفیت آب و رسوبات را به‌صورت مستمر اندازه‌گیری کند و برای نقاط حساس، برنامه واکنش سریع داشته باشد.

در چنین شرایطی، دیدن لکه نفتی نباید اولین لحظه مواجهه حاکمیت با بحران باشد. باید مدت‌ها پیش از آن، سامانه پایش هشدار داده باشد که کدام نقطه در معرض خطر است.

محیط زیست نباید بعد از آلوده شدن دریا از خواب بیدار شود

مدیریت محیط زیست با اعلام آلودگی تفاوت دارد. اعلام اینکه فلان ساحل آلوده شده، کار رسانه است. اعلام اینکه فلان پرنده تلف شده، کار رسانه و نهادهای علمی و محلی نیز می‌تواند باشد. ثبت تصاویر نفت در ساحل نیز امروز با یک تلفن همراه امکان‌پذیر است.

امتیاز و وظیفه سازمان حفاظت محیط زیست در جای دیگری است و آن جلوگیری از رسیدن آلودگی به این مرحله.

این سازمان باید پیش از حادثه، دستگاه‌های مسئول و واحدهای صنعتی  را ملزم به رعایت استانداردهای محیط زیستی و مراقبت ها حتی در شرایط نظامی کند؛ تخلفات را ثبت و پیگیری کند؛ برای فعالیت‌های پرریسک اخطار و محدودیت ایجاد کند و در صورت تداوم تخلف، از ابزارهای قانونی خود برای توقف فعالیت آلاینده استفاده کند.

نهاد ناظر اگر فقط بعد از وقوع خسارت فعال شود، دیگر «ناظر پیشگیر» نیست؛ تبدیل شده است به دستگاه ثبت خسارت.

نفتکش‌ها، بنادر و تأسیسات نفتی نباید خارج از میدان پایش محیط زیست باشند

تردد گسترده شناورها و فعالیت مستمر صنعت نفت در خلیج فارس، محیط زیست را با یک ریسک دائمی روبه‌رو کرده است.

این ریسک در ماه‌هایی که منطقه با شرایط جنگی و افزایش حساسیت فعالیت‌های دریایی مواجه بوده، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در چنین وضعیتی، سازمان محیط زیست باید پایش خود را تشدید کند؛ نه اینکه منتظر انتشار تصاویر آلودگی در فضای مجازی بماند.

پایش هوایی، دریایی، ماهواره‌ای و آزمایشگاهی باید در نقاط پرخطر به یک فرآیند دائمی تبدیل شود. اطلاعات مربوط به کیفیت آب و رسوبات باید به شکل منظم ثبت شود تا در صورت مشاهده تغییرات غیرعادی، منشأ آلودگی در کوتاه‌ترین زمان قابل شناسایی باشد.

پیشگیری یعنی تشخیص آلودگی در نقطه شروع، نه زمانی که موج نفتی به ساحل رسیده است.

 پاکسازی ساحل جای پیشگیری را نمی‌گیرد

پاکسازی ضروری است، اما پاکسازی آخرین حلقه مدیریت بحران است، نه نخستین اقدام. وقتی نفت وارد ساحل، رسوبات، زیستگاه‌های حرا و مناطق تخم‌گذاری و تغذیه آبزیان می‌شود، خسارت دیگر صرفاً یک لکه سیاه روی آب نیست. بخشی از آلودگی می‌تواند در رسوبات باقی بماند و اثر آن بر زنجیره غذایی و زیست‌بوم برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.

بنابراین نمی‌توان با جمع‌آوری نفت از سطح ساحل، پرونده را بست و اعلام کرد عملیات پایان یافته است. پس از هر آلودگی باید پایش بلندمدت انجام شود؛ میزان خسارت به اکوسیستم مشخص شود؛ برنامه احیای زیستگاه اجرا شود و مسئولیت مالی جبران خسارت نیز بر عهده آلاینده قرار گیرد.

یکی از مهم‌ترین وظایف نهاد ناظر، تعیین مسئولیت است. در آلودگی‌های نفتی باید منشأ آلودگی با روش علمی مشخص شود؛ نمونه‌برداری و آنالیز آزمایشگاهی انجام شود؛ الگوی حرکت لکه بررسی شود و در صورت امکان، ارتباط آلودگی با منبع مشخص شود.

پس از شناسایی آلاینده نیز هزینه پاکسازی، پایش، احیا و خسارت محیط زیستی نباید از جیب عمومی پرداخت شود و بعد پرونده بسته شود. 

آلودگی رایگان نیست

هر واحدی که با فعالیت خود به محیط زیست خسارت وارد می‌کند باید هزینه واقعی خسارت را بپردازد؛ در غیر این صورت، هزینه بی‌احتیاطی یک مجموعه خصوصی یا صنعتی از جیب مردم و از سرمایه طبیعی کشور پرداخت می‌شود.

 سازمان محیط زیست باید در تصمیم‌های نفتی حضور مؤثر داشته باشد، نه تشریفاتی

محیط زیست نباید آخرین دستگاهی باشد که پس از تصمیم‌گیری‌های نفتی و صنعتی، صرفاً نظر کارشناسی خود را اعلام می‌کند.

از طراحی پروژه، انتخاب محل، توسعه اسکله، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی، مسیر انتقال و عملیات دریایی تا نحوه مدیریت پسماندهای نفتی، الزامات محیط زیستی باید از ابتدا در تصمیم‌گیری حضور داشته باشد.

اگر محیط زیست فقط پس از ایجاد آلودگی وارد شود، هزینه پیشگیری چند برابر می‌شود و بخشی از خسارت نیز اساساً قابل بازگشت نیست.

در خلیج فارس، از بین رفتن یک زیستگاه حساس یا آسیب به جمعیت یک گونه را نمی‌توان مانند تعمیر یک تأسیسات صنعتی جبران کرد. طبیعت دفترچه قطعات یدکی ندارد.

سازمان حفاظت محیط زیست باید از «گزارشگر بحران» به «مدیر ریسک» تبدیل شود

سال‌هاست درباره آلودگی هوا، آلودگی آب، مرگ آبزیان، پسماند و تخریب زیستگاه‌ها گزارش منتشر می‌شود.اما سازمان حفاظت محیط زیست برای گزارش کردن ساخته نشده است.

این سازمان باید مدیر ریسک محیط زیستی کشور باشد؛ نهادی که قبل از بحران داده جمع می‌کند، خطر را تشخیص می‌دهد، دستگاه‌های مسئول و حتی کشورهای متخلف را موظف می‌کند، تخلف را متوقف  و اجازه ندهد خسارت به مرحله غیرقابل بازگشت برسد.

اگر قرار باشد سازمان محیط زیست بعد از وقوع آلودگی فقط اعلام کند «ساحل آلوده شده»، «گونه‌ها آسیب دیده‌اند» و «عملیات پاکسازی در حال انجام است»، تفاوت عملکرد آن با یک گروه فعال اجتماعی یا یک رسانه در کجاست؟

جامعه مدنی باید مطالبه‌گر باشد. رسانه باید افشا و پیگیری کند.  دانشگاه باید مطالعه و هشدار دهد. اما سازمان حفاظت محیط زیست باید حاکمیت محیط زیستی را اعمال کند.

 جنوب ایران دیگر ظرفیت آزمون و خطای محیط زیستی ندارد

خلیج فارس یک زیست‌بوم شکننده و در عین حال یکی از مهم‌ترین پهنه‌های اقتصادی کشور است. معیشت جوامع ساحلی، شیلات، گردشگری، تنوع زیستی و امنیت غذایی به سلامت این دریا وابسته است. نمی‌توان هر بار پس از وقوع آلودگی، چند روز عملیات پاکسازی انجام داد و تصور کرد مسئله حل شده است. آنچه باید تغییر کند، خودِ مدل مدیریت آلودگی نفتی است.

پیشگیری باید جای واکنش را بگیرد؛ پایش باید جای غافلگیری را بگیرد؛ برخورد با آلاینده باید جای گزارش‌نویسی را بگیرد و احیای علمی باید جای پاکسازی نمایشی را بگیرد.

محیط زیست جنوب کشور به سازمانی نیاز دارد که قبل از فاجعه وارد عمل شود، نه سازمانی که بعد از فاجعه درباره ابعاد آن توضیح بدهد.

وقتی نفت به ساحل رسیده، دیگر زمان پیشگیری گذشته است. هنر مدیریت محیط زیست این است که اجازه ندهد نفت به ساحل برسد.

و در پایان تاکید می شود که   سازمان حفاظت محیط زیست نمی‌تواند به نهادی برای ثبت و اعلام آلودگی، شمارش خسارت‌ها و خبررسانی مرگ آبزیان تقلیل پیدا کند؛ مأموریت اصلی آن پیشگیری، پایش، اعمال قانون و جلوگیری از تبدیل یک نشت نفتی به بحران زیست‌محیطی است.

وقتی آلودگی‌های نفتی جنوب تکرار می‌شوند و دامنه آنها از دریا و ساحل به زیستگاه‌ها و عرصه‌های انسانی می‌رسد، دیگر صرفاً با یک حادثه مواجه نیستیم؛ با مسئله عملکرد و حکمرانی محیط زیست روبه‌رو هستیم. بنابراین همان‌قدر که دستگاه‌های آلاینده باید پاسخگو باشند،

کارنامه خود سازمان حفاظت محیط زیست نیز باید به‌صورت عددی، مستند و نتیجه‌محور بررسی شود؛ و در نهایت باید روشن باشد چه نهادی مسئول ارزیابی عملکرد سازمانی است که وظیفه‌اش جلوگیری از فاجعه است، نه گزارش دادن درباره فاجعه‌ای که رخ داده است.

 

 

 

 

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238612

اخبار تاپ حوادث