وقتی جدولهای شهر را هم حذف میکنند/ حکایت مردم بیپاتوق
اجتماعی رکنا، موج تازه برخورد با کافههای مرکز تهران، پس از بازگشایی آنها وارد مرحلهای دیگر شده است؛ اینبار تخریب جدولها و حذف فضاهای نشستن خیابانی، واکنش شهروندان و کارشناسان را به دنبال داشته و بحث درباره حق استفاده مردم از فضاهای عمومی شهر را داغ کرده است.
به گزارش رکنا، چراغ کافههای مرکز شهر بعد از چند روز پلمب، دوباره روشن شده است، با این حال، پس از تعطیلی کافهها و تخریب جدول این مناطق که محلی برای نشستن مردم بود، تحلیل بسیاری از شهروندان و حتی کارشناسان این است که جریانهایی تمایل به پاتوقزدایی مردم در سطح شهر دارند. در چند ماه گذشته که سایه جنگ زندگی را برای مردم دشوارتر کرده، این دومین موج از پلمب کافههای خیابانهای ایرانشهر، میرزای شیرازی، سنایی و قائممقام فرهانی است. پس از بازگشایی مجدد کافهها دیگر خبری از نیمکت و صندلیهای مقابل کافهها نیست و جدولهای کنار برخی باغچههای خیابان سنایی بهطور کامل از بین رفته است. با این حال، ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران گفت: مدتی بود تعدادی از درختان باغچهها پیشروی کرده بودند و به همین دلیل عوامل ناحیه ۱۳۷ برای رفع این مشکل اعزام شدند، اما متأسفانه ناشیگری کردند و آن جدولها را شکستند!
دورهمی؛ تنها دلخوشی این روزها
«مأموران نزدیکهای صبح آمدند و این جدولها را خراب کردند»؛ این روایت بیشتر آدمهایی است که در خیابان سنایی رفت و آمد دارند. ماجرای تخریب جدولهای خیابان سنایی بعد از پلمب یکباره همه کافههای این خیابان در روزهای گذشته خبرساز شد. با اینکه حالا چراغ بیشتر این کافهها دوباره روشن شده، اما آدمهای این خیابان نگرانند که شاید همین امکان کنار هم بودنشان از آنها سلب شود. جدولهای پهن در بعضی نقاط این خیابان جایی برای نشستن داشت و یکی از صاحبان مغازهای در این خیابان، ساختمان پزشکانی را در آن طرف خیابان نشان میدهد که مراجعهکنندگان زیادی دارد: «روی جدولی که حالا تخریب کردند فقط خانواده بیمارانی مینشستند که منتظر ویزیت دکتر بودند. بسیاری از آنها از شهرهای دیگر میآمدند، چون داخل ساختمان شلوغ میشد ساعتها روی همین جدول مینشستند تا نوبتشان شود. خیلی وقتها پیش میآمد که صبح زود که سر کار میآمدم میدیدیم قبل از من زنان و مردان آمدهاند و اینجا نشستهاند». این تخریبها، به جدول اطراف باغچهها آسیب زده است.
صاحب یکی از ملکهای تجاری که جدولهای دور باغچهاش تخریب شده میگوید: «اهالی با صدای پتک بیدار شدند و دیدند مأمور شهرداری در حال آسیب به این جدولهاست. اصلا نمیدانیم کجا شکایت کنیم و از چه کسی خسارت بگیریم. خود شهرداری تا الان چند حرف مختلف زده، یکی میگوید بحث حریم پیادهراه بوده که باز هم نباید جدول را خراب میکردند و همان چند صندلی کافهها را جمع کردند کافی بود، مسئول دیگری میگوید اشتباه کردیم. خودشان هم نمیدانند چه کار میکنند». از پنجره این کافهها جمعیت داخل آنها مشخص است که افراد دور میزهای کوچک و بزرگ نشستهاند.
چند جوان که برای رفتن به داخل کافه منتظر دوستانشان هستند از این روزهای خود میگویند: «تنها جایی که حال ما خوب است، در همین جمعهاست». آنها از اضطرابشان میگویند، مثل محسن و ستایش که تصور میکردند سایر خیابانهای شهر هم به این سرنوشت دچار خواهند شد: «آنقدر شرایط روحی ناپایداری پیدا کردم که همین ماجرا حسابی من را به هم ریخت. حقیقت این است که گاهی حتی پول هم نداریم و فقط چای و چند خوراکی ارزان سفارش میدهیم، اما با دوستانمان هستیم. بیشتر ما پاتوقی برای دورهمیهای دوستانه داریم. این خیابان و چند جای دیگر از مرکز شهر پاتوق خوبی برای جمعهای دوستانه است، فقط برای اینکه حالمان خوب باشد». با این حال رفت و آمد به این کافهها که تازه فک پلمب شدهاند، همچنان برقرار است و به نظر همه میکوشند جریان زندگی را حفظ کنند. اما ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، توضیح دیگری میدهد؛ او درباره ماجرای تخریب جدولهای خیابان سنایی به «شرق» میگوید: «با شهردار منطقه، مهندس روحانی تماس گرفتم. گفتند مدتی بود که تعدادی درخت از باغچهها پیشروی کرده بود و عوامل ناحیه ۱۳۷ را فرستاده بودند تا آن را درست کنند. متأسفانه ناشیگری کردند و آن جدولها را شکستند. ایشان قبول داشت که این عوامل اشتباه کردند و قرار شد بهسرعت جدولهای این خیابان را درست کنند. در هر حال قبول داشتند که این مشکل از طرف عوامل اجرائی ناحیه پیش آمده است و حتی ایشان قصد برخورد با عوامل ناحیه را داشتند».
بدسلیقگی کردند
در این شرایط اما جامعهشناسان معتقدند وضعیتی ایجاد شده که مردم حتی برای انتخاب جای نشستن هم اختیار ندارند. ثریا عزیزپناه، جامعهشناس میگوید آنچه بیش از هر چیز موجب نگرانی میشود، ناامنی روانی و اجتماعی ناشی از شرایط امروز جامعه است: «ما در وضعیتی نامطمئن و با آیندهای مبهم زندگی میکنیم؛ شرایطی که امکان پیشبینی آینده و حتی حفظ امید، چه در سطح فردی و چه اجتماعی، روز به روز دشوارتر میشود. در چنین فضایی، اگر گردهماییهای کوچک مردم در پیادهراهها یا کافهها با واکنشهایی از این دست مواجه شود و گروههایی بتوانند نهتنها موجب پلمب کافهها شوند، بلکه بهصورت فیزیکی محل استقرار و نشستن مردم را نیز تخریب کنند، طبیعی است که موج ناامنی روانی شدت خواهد گرفت. این موضوع دیگر محدود به افرادی نیست که از کافههای این منطقه استفاده میکنند. با انتشار گسترده تصاویر و اخبار این رخداد در رسانهها و فضای مجازی، این نگرانی به شکل فراگیر در جامعه گسترش پیدا میکند و هر فردی که در موقعیتی مشابه قرار دارد، این پرسش را از خود میپرسد که آیا چنین برخوردهایی ممکن است به دیگر نقاط شهر و کشور نیز تسری پیدا کند».
این جامعهشناس اضافه میکند: «به نظر من، حداقل تعبیری که میتوان برای این اقدام به کار برد، بدسلیقگی است. این در حالی است که از صدر تا ذیل مسئولان درباره وفاق ملی سخن میگویند. ممکن است برداشتهای متفاوتی از مفهوم وفاق وجود داشته باشد، اما وقتی حتی با کوچکترین شکلهای گردهمایی اجتماعی، چنین برخوردی میشود، این پرسش پیش میآید که مشارکت اجتماعی و حتی مشارکت سیاسی قرار است با چه نگاهی دیده شود. مجموعه این مسائل میتواند این تصور را در افکار عمومی ایجاد کند که مردم حتی برای نشستن در یک فضای عمومی نیز اختیار چندانی ندارند. چنین رویکردی به زیان همان وفاقی است که از آن سخن گفته میشود. آنچه رخ داده، به نظر من نوعی اعمال خشونت علیه کسانی است که از آن فضاها استفاده میکردند. اکنون نیز این موضوع بهطور گسترده در رسانهها و فضای مجازی بازتاب یافته و به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است».
نمیتوان همه جلوههای زندگی را از بین برد
عزیزپناه ادامه میدهد: «انتظار میرود شورای شهر تهران، شهرداری تهران و دولت از کنار آن بهسادگی عبور نکنند و درباره رخدادی که مستقیم با جامعه و حقوق شهروندان مرتبط است، پاسخ روشنی به مردم ارائه دهند. این حداقل مسئولیتی است که در قبال جامعه وجود دارد. اگر این رخداد آغاز موجی از سختگیریهای جدید باشد، طبیعتا واکنشهای اجتماعی نیز در پی خواهد داشت. امروز همه مسئولان به اندازه مردم از بحرانیبودن شرایط کشور و مشکلات روزمره جامعه آگاه هستند. اگر در کنار همه این مشکلات، مسائل مرتبط با زندگی اجتماعی مردم نیز نادیده گرفته شود، بهطور قطع نمیتوان انتظار پیامدهای مثبتی داشت. شاید در ظاهر گفته شود که موضوع تنها چند کافه یا یک پیادهراه بوده است، اما مسئله صرفا یک مکان نیست؛ بلکه این نگرانی وجود دارد که چنین برخوردهایی نشانه آغاز رویکردی سختگیرانهتر باشد یا خاطرات و نگرانیهای پیشین را در ذهن جامعه زنده کند. این روند به سود جامعه نخواهد بود. واقعیت این است که کنار هم نشستن تعداد محدودی از جوانان هیچ زیانی برای دولت یا حاکمیت ندارد؛ نه هزینه اقتصادی دارد، نه هزینه سیاسی و نه بار مضاعفی بر دوش دولت میگذارد. اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم، هم در جوامع روستایی و هم در شهرها، همواره فضاهایی برای دورهمنشینی، گفتوگو و تعامل اجتماعی وجود داشته است. نمیتوان با همه جلوههای زندگی اجتماعی با بدسلیقگی برخورد کرد، بیآنکه به آثار اجتماعی چنین تصمیمهایی توجه داشت. پیامدهای این نوع اقدامات، محدود به همان جمع کوچک باقی نمیماند، بلکه به افکار عمومی سرایت میکند و بر احساس نااطمینانی موجود در جامعه میافزاید»./ شرق
-
همه حساب های بانکی در یک صفحه؛ سامانه جدید بانک مرکزی به زودی رونمایی می شود + فیلم