رکنا گزارش می دهد
درخت هم طبقاتی شد؛ شکاف سبز در پایتخت/ آدرس خانه، سهم شهروند از درختان را تعیین می کند
اجتماعی رکنا، طبق آمارها ، هر شهروند تهرانی بهطور میانگین ۱۶ متر مربع فضای سبز در اختیار دارد؛ اما این عدد حاصل تقسیم کل فضای سبز شهر بر جمعیت است و لزوماً به معنای دسترسی برابر همه شهروندان نیست. در حالی که برخی مناطق از سرانهای نزدیک به ۶۰ متر مربع برخوردارند، ساکنان مناطق پرتراکم مرکزی و جنوبی سهم بسیار کمتری از این فضاها دارند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در نقشههای رسمی، تهران شهری با سرانه ۱۶ متر مربع فضای سبز برای هر شهروند معرفی میشود. عددی که روی کاغذ قابل قبول به نظر میرسد. اما کافی است از پشت جدولهای آماری فاصله بگیریم و وارد محلهها شویم؛ آنوقت واقعیت دیگری دیده میشود. واقعیتی که در آن برخی شهروندان پنجره خانهشان رو به پارک باز میشود و برخی دیگر برای رسیدن به یک فضای سبز کوچک باید از میان خیابانهای فشرده و ساختمانهای متراکم عبور کنند. مسئله امروز کلانشهرهای ایران کمبود مطلق فضای سبز نیست؛ مسئله اصلی توزیع ناعادلانه آن است.
آدرس پارک را کدپستی تعیین میکند
تهران نمونهای روشن از این شکاف است. در حالی که منطقه ۲۲ از سرانهای حدود ۶۰ متر مربع برای هر نفر برخوردار است، مناطقی مانند ۷، ۱۰، ۱۱ و ۱۷ در زمره کمبرخوردارترین مناطق شهر قرار دارند.این تفاوت فقط یک عدد نیست؛ تفاوتی است میان محلهای که کودکانش عصرها زیر سایه درختان بازی میکنند و محلهای که ساکنانش سهم بیشتری از آسفالت، ترافیک و گرما دارند.
به بیان دیگر، دسترسی به فضای سبز در برخی مناطق به یک مزیت مکانی تبدیل شده؛ مزیتی که ارزش آن هر سال با افزایش دما و آلودگی هوا بیشتر میشود.
درختان میروند، بتن میآید
مطالعات مرکز مطالعات شهر تهران نشان میدهد بخشهایی از پوشش گیاهی و اراضی باز شهری طی دهههای گذشته جای خود را به سطوح نفوذناپذیر دادهاند؛ سطوحی از جنس بتن، آسفالت و ساختمان.این تغییر شاید در ظاهر نشانه توسعه شهری باشد، اما در عمل یکی از مهمترین سپرهای دفاعی شهر در برابر گرما را تضعیف کرده است.
شهرها در حال از دست دادن توان طبیعی خود برای خنک کردن محیط هستند؛ درست در زمانی که رکوردهای دمایی یکی پس از دیگری شکسته میشوند.
جزیره گرمایی؛ مالیاتی که فقرا بیشتر میپردازند
پدیده «جزیره گرمایی شهری» سالهاست در کلانشهرهای ایران مشاهده میشود. هرچه پوشش گیاهی کمتر و سطوح بتنی بیشتر باشد، شهر گرمای بیشتری جذب و ذخیره میکند. اما این گرما بهطور مساوی توزیع نمیشود. محلههایی که کمترین فضای سبز را دارند، معمولاً همان مناطقی هستند که تراکم جمعیت در آنها بالاست و ساکنانش توان کمتری برای فرار از گرما دارند. بنابراین هزینه واقعی کمبود فضای سبز را بیش از همه گروههای کمدرآمد پرداخت میکنند.
اصفهان؛ وقتی پارکها زیر بار جمعیت فرسوده میشوند
بحران فقط به تهران محدود نیست. در اصفهان، مسئولان شهری هشدار دادهاند که کمبود فضای سبز باعث شده فشار استفاده از پارکها و بوستانهای موجود چند برابر شود. نتیجه آن، تخریب سه تا چهار برابری فضاهای سبز موجود است.
به این ترتیب شهر وارد یک چرخه فرسایشی میشود؛ کمبود فضای سبز باعث استفاده بیش از حد میشود و استفاده بیش از حد، همان فضای سبز محدود را نیز از بین میبرد.
آخرین پناهگاه عمومی شهر در حال کوچک شدن است
فضای سبز تنها محل کاشت درخت نیست. پارکها از معدود فضاهایی هستند که هنوز برای استفاده از آنها نیازی به خرید بلیت، پرداخت هزینه یا عضویت در مجموعهای خاص وجود ندارد.
در روزهایی که گرما و آلودگی هوا زندگی شهری را دشوارتر کرده، این فضاها به پناهگاه عمومی شهروندان تبدیل شدهاند؛ بهویژه برای کودکانی که امکان سفر، تفریحگاههای خصوصی یا خانههای بزرگ را ندارند. هر متر مربع فضای سبزی که از دست میرود، در واقع بخشی از کیفیت زندگی شهری را با خود میبرد.
آمار سبز است؛ تجربه شهروندان نه
مدیریت شهری معمولاً موفقیت را با رشد سرانه متوسط فضای سبز اندازهگیری میکند؛ اما تجربه شهروندان معیار دیگری دارد.
شهروندان با «میانگین» زندگی نمیکنند. آنها در محله خود زندگی میکنند؛ در خیابانی که شاید هیچ سایهای نداشته باشد، در منطقهای که نزدیکترین پارک آن چندین خیابان دورتر است.به همین دلیل، رشد عددی سرانه فضای سبز لزوماً به معنای بهبود کیفیت زندگی شهری نیست. آنچه اهمیت دارد، توزیع عادلانه، دسترسی واقعی و حفظ پوشش گیاهی موجود است.
بحران واقعی؛ کمبود درخت نیست
اگر روند فعلی ادامه یابد، فضای سبز در کلانشهرهای ایران بیش از آنکه یک خدمت عمومی باشد، به یک امتیاز جغرافیایی تبدیل خواهد شد؛ امتیازی که محل زندگی افراد آن را تعیین میکند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چند متر مربع فضای سبز داریم؟» بلکه این است که «چه کسانی از آن برخوردارند؟» و پاسخ این پرسش، شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا باشد. زیرا بحران امروز شهرهای ایران فقط بحران محیط زیست نیست؛ بحران عدالت شهری است.
-
«زنم به من خیانت کرد...»؛ روایت مجید سالک و پاسخ افسر پرونده پس از ۴۰ سال + فیلم