من حدود هشت سال است که با دختردایی خود و به خاطر حرفهای مادرزنم و اطرافیانش که گفتند ما پشتوانه تو هستیم و به خاطر دخترمان از همه نظر تو را حمایت میکنیم ازدواج کردهام. کارم را در یکی از استانها رها کرده و به محل زندگی همسرم در یکی از استانهای شمالی رفتم و مشغول درس خواندن شدم. پس از عقد متوجه شدم از نظر مالی و اخلاقی صفر هستند. من ماشینی خریداری کردم و دادم پدرزنم با آن کار کند به عنوان پول پیش خانه آنها و کمک هزینه زندگی خودمان باشد که پس از مدتی بین ما اختلاف افتاد و ماشین را پس گرفتم که گفتند باید خانه تهیه کنی و از آن زمان همسرم بهانه گیر شد و فحاشی میکند و حتی چندین بار پشت سر من تهمت زدند با این تفاسیر با کمک پدرم در آن شهر زمینی خریداری کردم و خانه ساختم که همین باعث شده من کمی دستم خالی باشد با این حال برای همسرم کم نگذاشتم و نتیجه ازدواج هشت ساله ما یک دختر چهار ساله است. هنوز همسرم بدترین اخلاق ممکن را هم با من و هم با دخترم دارد با و رفتارش با وجود بیست و سه سال سن بچگانه است. یک سال اول ازدواجمان خوب بود بعد از داستان ماشین تا الان از اخلاق وی رنج میبرم. لطفا راهنمایی کنید.
همسرم خیلی رفتارهای بدی دارد و همه به رفتار و اخلاقش اعتراض میکنند. من و دختر ۳ ساله ام از دست او خسته شده ایم. من اگر خودم بودم جوری تحمل میکردم ولی میبینم دخترم بدتربیت میشود و با او بدرفتاری میشود نمیتوانم تحمل کنم. بابت هر مسئله ای دعواو راه میاندازد و برای دکتر بردن و هیچ کاری همکاری نمیکند. فقط میخواهم تمام شود. طلاق توافقی نمیخواهد و آدم بددهن و بی پروایی است. چکار کنم؟
پسرم نه ساله است. اغلب در مورد مسئله ای همچون بازیهای فردی خیلی دروغ میگوید و این روزها خیلی جواب بزرگتر از خودش را با بیادبی میدهد و زود گریه میکند. خواهشا راهنمایی کنید چگونه باید برخورد بکنم؟
دختری دوازده ساله دارم که زود عصبانی میشود و از کوره در میرود. با او چگونه برخورد کنیم؟
من اعتیاد به مواد مخدر هرویین دارم. جهت ترک، بارها به کمپ ترک اعتیاد مراجعه کردم اما هر بار دوباره مصرف کردم. خواهش میکنم کمکم کنید تا باعث بهبود و سلامت مجدد بنده شود.