رکنا گزارش می دهد
مسکن متری ۱۴۵ میلیون تومان در مناطق نهچندان برخوردار تهران؛ خانهدار شدن از پایین شهر هم کوچ کرد/ رشد ۵.۸ درصدی مسکن در یک ماه !
اجتماعی رکنا، میانگین قیمت پیشنهادی مسکن در مناطق ۹ تا ۱۲ تهران، مناطقی که در زمره محلههای گرانقیمت و بالاشهر پایتخت قرار نمیگیرند، تنها در یک ماه از متری ۱۳۷ میلیون تومان به ۱۴۵ میلیون تومان رسیده و ۵.۸ درصد افزایش یافته است؛ بهطوریکه اکنون خرید یک آپارتمان ۵۰ متری در این محدوده بهطور متوسط ۷ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان هزینه دارد؛ رقمی که از تعمیق بحران دسترسی به مسکن و حذف تدریجی خانوارهای مزدبگیر از محلههای معمولی شهر حکایت میکند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، قیمت پیشنهادی آپارتمان در مناطق ۹ تا ۱۲ تهران، که در پهنه «تهران قدیم» قرار میگیرند، به متوسط ۱۴۵ میلیون تومان برای هر مترمربع رسیده است؛ رقمی که نسبت به ماه گذشته با میانگین ۱۳۷ میلیون تومان، حدود ۵.۸ درصد رشد را نشان میدهد.
این افزایش در ظاهر شاید یک نوسان ماهانه به نظر برسد، اما در واقعیت، در بازاری که بخش بزرگی از تقاضای آن مصرفی و معیشتی است، همین رشدهای کوتاهمدت به معنای عقبنشینی بیشتر خانهاولیها و خانوارهای اجارهنشین از امکان خرید مسکن است.
بازار در محلههای مرکزی، هنوز کشش پرداخت ندارد
نمونههای امروز بازار هم نشان میدهد که دامنه قیمتها در محلههای مرکزی و قدیمی تهران دیگر به سطحی رسیده که حتی واحدهای سالخورده و بعضاً کمکیفیت نیز با قیمتهای سنگین عرضه میشوند.
در مهرآباد واحدی ۱۲ سال ساخت با قیمت ۱۲۳ میلیون تومان در مترمربع فایل شده، در استاد معین ۲۲ سال ساخت با ۱۴۱ میلیون تومان، در سلسبیل ۱۳ سال ساخت با ۱۱۵ میلیون تومان، و در کارون ۱۵ سال ساخت با ۱۲۷ میلیون تومان. در مقابل، در منیریه و حر، فایلهایی با قیمت ۲۰۰ میلیون تومان در مترمربع دیده میشود و فردوسی نیز با ۱۸۰ میلیون تومان و بهارستان با ۱۴۴ میلیون تومان در فهرست قرار گرفتهاند.
این فاصله قیمتی نشان میدهد که بازار مرکز شهر، دیگر فقط تابع سن بنا یا کیفیت ساخت نیست؛ موقعیت مکانی، انتظارات تورمی و رفتار سرمایهای، نقش اصلی را در قیمتگذاریکن، از بحران عبور کردهاف میان دستمزد و مسکن، از بحران عبور کرده است
در سوی دیگر این بازار، حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ نیز تصویری روشن از ناترازی عمیق درآمد و هزینه مسکن ارائه میکند. حداقل حقوق پایه ماهانه حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده و حتی با اضافه شدن مزایایی مانند حق مسکن، بن کارگری، حق تأهل و پایه سنوات، دریافتی یک کارگر مجرد بدون سابقه به حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان میرسد. برای کارگر متأهل بدون فرزند هم این رقم حدود ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان است. اما وقتی متوسط قیمت پیشنهادی هر مترمربع در مرکز تهران به ۱۴۵ میلیون تومان واحد ۵۰، معنایش این است که حتی یک واحد ۵۰ متری نیز به سطحی از ارزش رسیده که خرید آن با پسانداز متعارف نیروی کار تقریباً ناممکن است. در چنین شرایطی، صحبت از خانهدار شدن برای بخش بزرگی از مزدبگیران، بیشتر به یک آرزو شباهت دارد تا یک هدف قابل دسترس.
خط فقر تهران و هزینه مسکن؛ فشار مضاعف بر طبقه فرودست و متوسط
آخرین خط فقر اعلامشده برای شهر تهران ۶۲.۵ میلیون تومان است؛ عددی که خود بهتنهایی نشان میدهد بخش مهمی از خانوارهای تهرانی حتی قبل از ورود به بازار مسکن، در تأمین هزینههای جاری زندگی تحت فشارند. حال اگر هزینه مسکن را به این معادله اضافه کنیم، شکاف معیشتی عمیقتر میشود. در واقع، در تهران امروز مسکن فقطشود. در واقع، در تهران امروز مسکن فقطتولید نابرابری تبدیل شده است. خانوارهایی که درآمدشان زیر یا نزدیک خط فقر است، ناچارند بخش بزرگی از منابع خود را صرف اجاره کنند و همین موضوع، سهم آموزش، درمان، تغذیه و پسانداز را در سبد خانوار کاهش میدهد.
کوچ اجباری، حاشیهنشینی پنهان و فرسایش طبقه متوسط
افزایش قیمت مسکن در مرکز تهران فقط یک خبر اقتصادی نیست، بلکه نشانهای از تغییرات اجتماعی عمیقتر است. بالا رفتن قیمتها در مناطق قدیمی و مرکزی، بهتدریج ساکنان کمدرآمد و حتی بخشی از طبقه متوسط را به سمت مناطق دورتر، واحدهای کوچکتر و کیفیت سکونت پایینتر سوق میدهد. این روند، از یکسو به جابهجایی جمعیت و تضعیف پیوندهای محلهای منجر میشود و از سوی دیگر، الگوی سکونت را از «انتخاب» به «اجبار» تبدیل میکند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی حاشیهنشینی درونشهری است؛ یعنی خانوارها هنوز در شهر میمانند، اما از مرکز فرصتها دور میشوند.
آسیبشناسی بازار؛ وقتی مسکن از نیاز به ابزار حفظ ارزش تبدیل میشود
بخش آسیبزای ماجرا اینجاست که بازار مسکن در مرکز تهران بیش از آنکه از منطق مصرف پیروی کند، از منطق حفظ ارزش و انتظارات تورمی تبعیت میکند. در چنین بازاری، حتی واحدهای فرسوده نیز به پشتوانه موقعیت مکانی، قیمتهای بالا پیدا میکنند و این یعنی عرضه مسکن متناسب با توان خرید خانوارهای واقعی شکل نمیگیرد. نتیجه، انباشت تقاضای مصرفی سرکوبشده، رشد اجارهنشینی، تأخیر در تشکیل خانواده و کاهش امنیت سکونتی است. این چرخه، اگر با سیاستهای مؤثر در حوزه عرضه، مالیات بر خانههای خالی، کنترل سوداگری و تقویت قدرت خرید همراه نشود، میتواند شکاف طبقاتی را در پایتخت عمیقتر کند.
دادههای امروز بازار مسکن نشان میدهد که مرکز تهران وارد مرحلهای شده که در آن، قیمت پیشنهادی واحدهای مسکونی با سرعتی بالاتر از رشد دستمزدها حرکت میکند. رشد حدود ۵.۸ درصدی ماهانه در میانگین قیمت پیشنهادی، در کنار حداقل حقوقی که فاصلهای جدی با هزینه واقعی مسکن دارد، نشانهای از بحرانی است که فقط اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً به کیفیت زندگی، عدالت شهری و آینده سکونت در پایتخت مربوط میشود. اگر این روند ادامه پیدا کند، تهران قدیم بیش از پیش به شهری برای صاحبان سرمایه تبدیل خواهد شد، نه برای ساکنان عادی.
-
بهترین دستور تهیه کیک کشمشی + فیلم
ارسال نظر