زلزله‌شناس مطرح کشور: تهران هنوز برای روز مبادا آماده نیست/ گسل مشا ۱۹۵ سال است در سکوت به سر می‌برد/فاجعه تهران از زمین آغاز نمی‌شود؛ از بی‌برنامگی آغاز می‌شود

دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمین‌شناسی، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با اشاره به وضعیت گسل‌های فعال تهران گفت: گستره تهران تحت تأثیر سامانه‌های گسلی مهمی مانند مشا، شمال تهران، ایوانکی و گسل‌های جنوب تهران شامل ری، کهریزک و پیشوا قرار دارد. در میان این گسل‌ها، مشا و شمال تهران به دلیل طول زیاد، توان لرزه‌زایی بالا و مجاورت مستقیم با بافت شهری، مهم‌ترین تهدید لرزه‌ای پایتخت محسوب می‌شوند.

وی افزود: گسل مشا با طولی حدود ۲۰۰ کیلومتر و گسل شمال تهران با طول حدود ۹۰ کیلومتر، هر دو توان ایجاد زمین‌لرزه‌هایی با بزرگای بیش از ۷ را دارند. به‌ویژه در منطقه لواسانات که محل تلاقی این دو سامانه گسلی است، انتقال تنش میان گسل‌ها می‌تواند شرایط گسیختگی را تغییر دهد و این پهنه را به یکی از حساس‌ترین نقاط لرزه‌ای کشور تبدیل کرده است.

زارع درباره ریزلرزه‌های مکرر شرق تهران، پردیس و دماوند گفت: این رخدادها نشانه فعال بودن پهنه زمین‌ساختی شرق پایتخت هستند. البته وقوع ریزلرزه‌ها به معنای وقوع قریب‌الوقوع یک زلزله بزرگ نیست، اما نشان می‌دهد تنش به‌طور مستمر در اطراف گسل مشا در حال انباشت است.

وی ادامه داد: در منطقه دماوند، نفوذ سیالات گرمابی در زون‌های گسلی باعث افزایش فشار منفذی و کاهش اصطکاک گسل می‌شود و می‌تواند یکی از عوامل لرزه‌خیزی مداوم و ریززمین‌لرزه‌های این منطقه باشد.

این استاد زمین‌شناسی درباره ادعاهای مطرح‌شده پیرامون تأثیر حملات نظامی بر وقوع زلزله گفت: از نظر علمی، انفجارهای نظامی و بمب‌های سنگرشکن توان فعال کردن گسل‌های عمیق تکتونیکی را ندارند. تأثیر این انفجارها محدود به چند ده متر از سطح زمین است، در حالی که بیشتر زمین‌لرزه‌های مهم تهران در عمق ۸ تا ۱۸ کیلومتری پوسته زمین رخ می‌دهند.

وی با اشاره به سکوت طولانی گسل مشا اظهار کرد: از زمان زلزله بزرگ سال ۱۸۳۰ میلادی تاکنون حدود ۱۹۵ سال از آخرین رخداد بزرگ این گسل می‌گذرد. این سکوت به معنای از بین رفتن خطر نیست، بلکه می‌تواند نشانه ذخیره شدن انرژی کرنشی در پوسته و نزدیک شدن گسل به آستانه گسیختگی باشد.

زارع افزود: براساس مطالعات دیرینه‌لرزه‌شناسی، دوره بازگشت زمین‌لرزه‌های بزرگ در گسل شمال تهران حدود ۳ هزار تا ۳ هزار و ۵۰۰ سال و در بخش‌های مختلف گسل مشا از چند صد تا حدود هزار سال برآورد می‌شود.

وی یکی از مهم‌ترین تهدیدهای پنهان تهران را فرونشست زمین دانست و گفت: برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی در جنوب و جنوب‌غرب تهران موجب افت شدید سطح آب، تراکم خاک و فرونشست گسترده شده است. این پدیده می‌تواند بر رفتار گسل‌های مجاور از جمله ری، کهریزک و شهریار تأثیر بگذارد.

وی هشدار داد: خاک‌های فشرده و ترک‌خورده ناشی از فرونشست، هنگام وقوع زلزله می‌توانند موجب تشدید امواج لرزه‌ای شوند. همچنین زیرساخت‌های حیاتی مانند خطوط آب، گاز و برق نیز تحت تنش قرار می‌گیرند و حتی در یک زلزله متوسط نیز احتمال گسیختگی گسترده آنها وجود دارد.

زارع درباره روش‌های پایش گسل‌ها گفت: امروزه از فناوری‌هایی مانند تداخل‌سنجی راداری، شبکه‌های دائمی GPS و اندازه‌گیری نویز لرزه‌ای برای بررسی جابه‌جایی‌های میلی‌متری پوسته و تغییرات ساختاری گسل‌ها استفاده می‌شود تا روند انباشت تنش و رفتار گسل‌ها به‌طور مستمر رصد شود.

وی با اشاره به پیامدهای ثانویه زلزله در تهران تصریح کرد: خطر اصلی تنها لرزش زمین نیست. شکست خطوط گاز و برق می‌تواند به آتش‌سوزی‌های گسترده منجر شود، فروریزش ساختمان‌ها و انسداد معابر عملیات امدادرسانی را مختل می‌کند و در دامنه‌های البرز نیز خطر زمین‌لغزش و ریزش سنگ وجود دارد.

این استاد دانشگاه در توضیح تفاوت «پیش‌بینی زلزله» و «هشدار پیش‌هنگام» گفت: هنوز در جهان امکان تعیین دقیق زمان وقوع زلزله وجود ندارد، اما سامانه‌های هشدار پیش‌هنگام می‌توانند با شناسایی موج اولیه زلزله، بین ۵ تا ۳۰ ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب هشدار صادر کنند؛ زمانی که برای قطع خطوط گاز، توقف قطارها و پناه‌گیری افراد بسیار ارزشمند است.

زارع در پاسخ به این پرسش که در تهران کدام عامل خطرناک‌تر است؛ بزرگای زلزله، مخاطرات ثانویه یا ضعف مدیریت، تأکید کرد: بی‌برنامگی و ضعف مدیریت مهم‌ترین و خطرناک‌ترین عامل است. بزرگای زلزله یک پدیده طبیعی است، اما تبدیل شدن آن به فاجعه انسانی نتیجه تصمیمات مدیریتی و میزان آمادگی جامعه است.

وی افزود: ساخت‌وساز در حریم گسل‌ها، بلندمرتبه‌سازی در معابر تنگ، ضعف نظارت بر کیفیت ساختمان‌ها، نبود سناریوهای عملیاتی برای ساعات نخست پس از بحران و کمبود آموزش عمومی، آسیب‌پذیری تهران را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.

زارع خاطرنشان کرد: در شهری با تراکم جمعیتی بالا و زیرساخت‌های فرسوده، آتش‌سوزی‌های گسترده، قطع خدمات حیاتی، انسداد راه‌های امدادرسانی و فروپاشی شبکه‌های شهری می‌تواند از خود زلزله نیز خسارت‌بارتر باشد.

وی در پایان گفت: بزرگای زلزله تنها صورت مسئله است. مخاطرات ثانویه پیامد آن هستند، اما آنچه یک حادثه طبیعی را به فاجعه ملی تبدیل می‌کند، بی‌برنامگی و ضعف مدیریت است. تا زمانی که دانش زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در تصمیم‌گیری‌های شهری و مدیریت بحران به‌طور عملیاتی به کار گرفته نشود، تهران همچنان در برابر یک زمین‌لرزه بزرگ آسیب‌پذیر خواهد بود.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246671
  • بدترین انتخاب نقش بازیگری! + فیلم