به گزارش رکنا، آزادی بدون احساس مسئولیت در قبال آنچه می گوئیم و انجام می دهیم یله گی و امری حیوانی است ، یله گی تحقق میلی است که در عمل حتی در صورت تحقق مبدل به هیچ می شود. بدون مهم شمردن حس مسئولیت چه در جانب قدرت و چه در طرف مردم نتیجه یی جز حس ناامید مطلق برای تغییر وضع موجود به نفع وضع موعود ندارد.

ناامیدی از آنکه آدمی بتواند در جهان تاثیر بگذارد حاصل فروپاشی درونی فرد و جامعه یی است که اصل خودباوری را از دست داده و خود را مثل پر کاهی می بینند که دست طوفان ضرورت هر جا بطلبد می بردشان ، چرا که بی مسئولیتی زمام امور را از دست بشر خارج و آنرا به سیر خود انگیخته رویدادها می سپارد

ولی تجربه ثابت کرده است تاریخ را بشر می سازد و در این ساختن آیا به هدفش می رسد و یا نه بحث دیگری تلقی می شود . البته یادمان باشد بی تفاوتی و انفعال هم یک روش ساختن تاربخ است که در آن برده وار اسیر بر ساخته خودمان می شویم

جامعه ما بین فاعلیت مقطعی مثل انقلاب ها و جنبش های پر سر وصدا کوتاه مدت و انفعال بلند مدت سرگردان است . در کوتاه مدت خود را آزاد مطلق می داند و در بلند مدت اراده اش را برای تاثیرگذاری به تعطیلات تاریخی می فرستد و در دو حالت در قبال کاری که انجام داده و یا از انجام دادن اش سرباز زده قبول مسئولیت نمی کند و با فرافکنی گناه را بر شانه های تقدیر و یا نیروهای ناشناس می اندازد و از یاد می برد حتی اگر این نیروها تاثیر گذار باشند از بی عملی و ضعف ما بهره می برند تا از قدرت خودشان

فروید جمله یی راهگشا دارد ،او می گوید :انسان نه تنها بسی ناآزادتر از آن است که خود باور دارد ، بلکه همچنین بسی آزادتر از آنست که خود می داند"یعنی فرد آزاد در قبال رفتار جامعی و فردی اش احساس مسئولیت کند و باور داشته باشد انتخاب ناآزادی انتخاب آزادانه عدم مسئولیت در برابر سرنوشت خود و جامعه است

دارندگان قدرت و ثروت مشروط به ساختار روانی و خود جامعه اند به همین دلیل از منظر روانشناسی اگر فرصت نقد آزاد علیه خودشان را ندهند و یا به خود انتقادی پناه نبرند در دام ناآزادی گرفتارند و برده ارباب میلی اند که هویت زداست و برده موقعیتی اند که محاصره شان است و امکان تخطی از آن را نمی یابند

مهم نیست چقدر قدرت داری و یا نداری ، آزادی پذیرش پیامد هر گفته و رفتار است و برده گی انکار هر نوع مسئولیتی در قبال خود و دیگران است .ناآزادی دارندگان قدرت و بی قدرت ها را به یک اندازه برده می کند که بی قدرت ها را ، هر چند نمود زندگی نمایشی برای دارندگان قدرت و ثروت حرف دیگری بزند. بلکه در پشت صحنه در تنها ساختارها فرمان می رانند و بس . به همین دلیل آزادی تنها با آزادی همگان وجود دارد چرا که در چنین جامعه همه در قبول خود و دیگران احساس مسئولیت می کنند و این نوع مسئولیت شرط بقای فردی ، جمعی و حتی تمدنهاست . متاسفانه در شرایط کنونی ما در فقدان کامل این مسئولیت پذیری به سر می بریم؟ و همه در هر سطوح احساس سرگشتگی ، نارضایتی و نا آزادی می کنیم .مسئولیت پذیر به آدمی امید ، سرسختی و‌ نهراسیدن از شکست می دهد و همه چیز بجای عقبگرد رو به جلو حرکت می کند.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟