«از ذهنیتِ فردی تا نظمِ اجتماعی» / تحلیلِ روانشناختی و جرم شناختیِ مفهومِ امنیت

امنیت، برخلافِ تصورِ رایج ، صرفاً یک وضعیتِ عینی و بیرونی نیست ؛ بلکه پیش از هر چیز ، یک سازه یِ ذهنی است ، که در بسترِ ادراک ، تجربه و تفسیرِ فرد از محیطِ پیرامون شکل میگیرد . 

این مقاله با تکیه بر دیدگاهِ نگارنده  که مهمترین وجوهِ امنیت را « ذهنی » میداند ، تلاش میکند تا این مفهوم را از منظرِ روانشناختی و جرم شناختی واکاوی کند.

یافته ها نشان میدهد که احساسِ امنیت ، به مثابه یِ شاخصی از رفاهِ اجتماعی ، نه تنها بر کیفیتِ زندگیِ فردی اثر میگذارد ،  بلکه به عنوانِ زیربنایِ نظمِ اجتماعی و پیشگیری از جرم عمل میکند.

۱- مقدمه :

امنیت به مثابه یِ نیازِ بنیادین

از منظرِ روانشناسیِ انسانگرا ، امنیت در سلسله مراتبِ نیازهایِ مازلو ، بلافاصله پس از نیازهایِ فیزیولوژیک قرار میگیرد ،  و شرطِ لازم برایِ ظهورِ نیازهایِ عالیتر ( تعلق. ، احترام و خودشکوفایی ) است .

اما نکته یِ کلیدی آن است که این نیاز ، در جوامعِ مدرن. ، دیگر صرفاً با 

« بودنِ » امنیت تأمین نمیشود ؛ بلکه با « احساسِ » امنیت گره خورده است .

به بیانِ دیگر ، امنیتِ عینی به واقعیتِ بیرونیِ فقدانِ تهدید اشاره دارد ، در حالی که امنیتِ ذهنی به ادراکِ فرد از آن واقعیت .

این تمایز ، بنیادِ تحلیلِ ما را تشکیل میدهد ،  ممکن است جامعه ای از نظرِ آماری امن باشد ، اما شهروندانش احساسِ ناامنی کنند -  و برعکس..

۲ -  ابعادِ چندلایه یِ امنیت

همانگونه که در متنِ مبنا اشاره شد ، امنیت به حوزه هایِ اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی محدود نمیشود ، بلکه در تمامِ شؤونِ حیاتِ اجتماعی رخنه کرده است . 

این گستردگی ، امنیت را به یک مفهومِ میان رشته ای تبدیل میکند ،  که در

آن :

- بعدِ عینی :

نبودِ تهدیدِ واقعی (جرم، جنگ ، بحرانِ اقتصادی )

- بعدِ ذهنی : 

ادراکِ فرد از نبودِ تهدید (احساسِ آرامش ، اعتماد ، پیش‌بینی پذیری)

از منظرِ جرم شناختی ، این دو بُعد همواره با هم منطبق نیستند . پارادوکسِ امنیت زمانی رخ میدهد که نرخِ جرم پایین است ، اما احساسِ ناامنی بالا -  پدیده ای که ریشه در عواملِ روانشناختی و رسانه ای دارد .

۳-  تحلیلِ روانشناختی : 

چرا احساسِ امنیت ، ذهنی است؟

۳.۱ - ادراک و تفسیر

ذهنِ انسان ، واقعیت را بطورِ خام دریافت نمیکند ؛ بلکه آن را از صافیِ تجربه ، باور و هیجان عبور میدهد ، فردی که تجربه یِ قربانی شدن داشته ،  حتی در محیطِ امن، احساسِ ناامنی میکند .

این پدیده در ادبیاتِ روانشناسیِ بالینی با اختلالِ استرسِ پس از سانحه (PTSD) پیوند دارد .

۳.۲ - نقشِ هیجان و اضطراب

احساسِ امنیت ، بیش از آنکه محصولِ محاسبه یِ عقلانیِ ریسک باشد ، محصولِ حالتِ هیجانیِ فرد است ، اضطراب ، به مثابه یِ یک سازوکارِ دفاعی ، میتواند ادراکِ تهدید را بزرگنمایی کند و فرد را در  حالتِ آماده باشِ دائمی نگه دارد .

۳.۳-  اعتمادِ اجتماعی

از منظرِ روانشناسیِ اجتماعی ، احساسِ امنیت با سرمایه یِ اجتماعی و اعتمادِ بین فردی گره خورده است .

جامعه ای که در آن اعتماد پایین است ، حتی با نرخِ جرمِ پایین ، احساسِ ناامنی میکند ؛ زیرا پیش‌بینی پذیریِ رفتارِ دیگران از بین میرود .

۴ -  تحلیلِ جرم شناختی :

امنیت و پیشگیری از جرم

۴.۱  -  امنیت به مثابه یِ عاملِ بازدارنده

در نظریه هایِ بازدارندگی ، امنیتِ ذهنی نقشی دوگانه دارد : 

از یک سو ، احساسِ امنیتِ شهروندان ، مشارکتِ اجتماعی و نظارتِ غیررسمی را افزایش میدهد و از سوی دیگر ، ادراکِ مجرمان از  احتمالِ کشف شدن  را تقویت میکند .

۴.۲ -  ناامنی و بسترِ جرم

برعکس ، در شرایطِ نبودِ امنیت ،  همانگونه که در متنِ مبنا آمده ،  گسترشِ آسیبهایِ اجتماعی و افزایشِ جرم، هم نشانه و هم عاملِ تنزلِ امنیتِ اجتماعی است .

این چرخه یِ معیوب ، در نظریه یِ پنجره هایِ شکسته بخوبی تبیین شده است: 

بی نظمیِ کوچک ، اگر کنترل نشود ، به بی نظمیِ بزرگ و در نهایت جرم می انجامد .

۴.۳ -  پلیس و امنیتِ ذهنی

از منظرِ پلیسی ، مأموریتِ پلیس صرفاً  کاهشِ جرم  نیست ؛ بلکه افزایشِ احساسِ امنیت نیز هست .

حضورِ محسوسِ پلیس ، حتی اگر نرخِ جرم را تغییر ندهد ، میتواند احساسِ امنیت را ارتقا دهد — چراکه به شهروندان  قابلیتِ پیش بینی و  کنترل  را بازمی گرداند .

۵ - نتیجه گیری

امنیت ، بعنوانِ نخستین شرطِ تداومِ زندگی و همزیستی ، پیش از آنکه یک واقعیتِ عینی باشد ، یک واقعیتِ ذهنی است ،  این نگاه، پیامدهایِ عملیِ مهمی دارد :

۱-  سیاستگذاریِ اجتماعی باید علاوه بر کاهشِ جرم ، بر  ادراکِ شهروندان از امنیت متمرکز شود .

۲-  نهادهایِ پلیسی باید احساسِ امنیت را به مثابه یِ یک شاخصِ عملکردی در نظر بگیرند .

۳-  رفاهِ اجتماعی بدونِ احساسِ امنیت ، ناقص است ؛ چراکه امنیتِ ذهنی ، زیربنایِ اعتماد ، مشارکت و توسعه است . 

در نهایت ، میتوان گفت که امنیتِ ذهنی ، نه یک امتیاز بلکه یک استحقاقِ طبیعی و شرطِ بنیادینِ رشد و تعالی  از سطحِ فردی تا فراملی  است .

- منابعِ پیشنهادی

-  مازلو، آبراهام«انگیزش و شخصیت »

-  نظریه یِ پنجره هایِ شکسته (ویلسون و کلینگ) 

-  ادبیاتِ جرم شناسیِ بازدارندگی و پیشگیریِ وضعی...

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238715
  • «خفاش شب» چگونه ساخته شد؟ / روایت دکتر مریم سامانی روانشناس بالینی از زخم های کودکی قاتل سریالی

اخبار تاپ حوادث