احساسِ امنیت
«از ذهنیتِ فردی تا نظمِ اجتماعی» / تحلیلِ روانشناختی و جرم شناختیِ مفهومِ امنیت
حمید اندرزچمنی، نویسنده، پژوهشگرِ حوزه یِ تربیت و توسعه یِ اجتماعی
امنیت، برخلافِ تصورِ رایج ، صرفاً یک وضعیتِ عینی و بیرونی نیست ؛ بلکه پیش از هر چیز ، یک سازه یِ ذهنی است ، که در بسترِ ادراک ، تجربه و تفسیرِ فرد از محیطِ پیرامون شکل میگیرد .
این مقاله با تکیه بر دیدگاهِ نگارنده که مهمترین وجوهِ امنیت را « ذهنی » میداند ، تلاش میکند تا این مفهوم را از منظرِ روانشناختی و جرم شناختی واکاوی کند.
یافته ها نشان میدهد که احساسِ امنیت ، به مثابه یِ شاخصی از رفاهِ اجتماعی ، نه تنها بر کیفیتِ زندگیِ فردی اثر میگذارد ، بلکه به عنوانِ زیربنایِ نظمِ اجتماعی و پیشگیری از جرم عمل میکند.
۱- مقدمه :
امنیت به مثابه یِ نیازِ بنیادین
از منظرِ روانشناسیِ انسانگرا ، امنیت در سلسله مراتبِ نیازهایِ مازلو ، بلافاصله پس از نیازهایِ فیزیولوژیک قرار میگیرد ، و شرطِ لازم برایِ ظهورِ نیازهایِ عالیتر ( تعلق. ، احترام و خودشکوفایی ) است .
اما نکته یِ کلیدی آن است که این نیاز ، در جوامعِ مدرن. ، دیگر صرفاً با
« بودنِ » امنیت تأمین نمیشود ؛ بلکه با « احساسِ » امنیت گره خورده است .
به بیانِ دیگر ، امنیتِ عینی به واقعیتِ بیرونیِ فقدانِ تهدید اشاره دارد ، در حالی که امنیتِ ذهنی به ادراکِ فرد از آن واقعیت .
این تمایز ، بنیادِ تحلیلِ ما را تشکیل میدهد ، ممکن است جامعه ای از نظرِ آماری امن باشد ، اما شهروندانش احساسِ ناامنی کنند - و برعکس..
۲ - ابعادِ چندلایه یِ امنیت
همانگونه که در متنِ مبنا اشاره شد ، امنیت به حوزه هایِ اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی محدود نمیشود ، بلکه در تمامِ شؤونِ حیاتِ اجتماعی رخنه کرده است .
این گستردگی ، امنیت را به یک مفهومِ میان رشته ای تبدیل میکند ، که در
آن :
- بعدِ عینی :
نبودِ تهدیدِ واقعی (جرم، جنگ ، بحرانِ اقتصادی )
- بعدِ ذهنی :
ادراکِ فرد از نبودِ تهدید (احساسِ آرامش ، اعتماد ، پیشبینی پذیری)
از منظرِ جرم شناختی ، این دو بُعد همواره با هم منطبق نیستند . پارادوکسِ امنیت زمانی رخ میدهد که نرخِ جرم پایین است ، اما احساسِ ناامنی بالا - پدیده ای که ریشه در عواملِ روانشناختی و رسانه ای دارد .
۳- تحلیلِ روانشناختی :
چرا احساسِ امنیت ، ذهنی است؟
۳.۱ - ادراک و تفسیر
ذهنِ انسان ، واقعیت را بطورِ خام دریافت نمیکند ؛ بلکه آن را از صافیِ تجربه ، باور و هیجان عبور میدهد ، فردی که تجربه یِ قربانی شدن داشته ، حتی در محیطِ امن، احساسِ ناامنی میکند .
این پدیده در ادبیاتِ روانشناسیِ بالینی با اختلالِ استرسِ پس از سانحه (PTSD) پیوند دارد .
۳.۲ - نقشِ هیجان و اضطراب
احساسِ امنیت ، بیش از آنکه محصولِ محاسبه یِ عقلانیِ ریسک باشد ، محصولِ حالتِ هیجانیِ فرد است ، اضطراب ، به مثابه یِ یک سازوکارِ دفاعی ، میتواند ادراکِ تهدید را بزرگنمایی کند و فرد را در حالتِ آماده باشِ دائمی نگه دارد .
۳.۳- اعتمادِ اجتماعی
از منظرِ روانشناسیِ اجتماعی ، احساسِ امنیت با سرمایه یِ اجتماعی و اعتمادِ بین فردی گره خورده است .
جامعه ای که در آن اعتماد پایین است ، حتی با نرخِ جرمِ پایین ، احساسِ ناامنی میکند ؛ زیرا پیشبینی پذیریِ رفتارِ دیگران از بین میرود .
۴ - تحلیلِ جرم شناختی :
امنیت و پیشگیری از جرم
۴.۱ - امنیت به مثابه یِ عاملِ بازدارنده
در نظریه هایِ بازدارندگی ، امنیتِ ذهنی نقشی دوگانه دارد :
از یک سو ، احساسِ امنیتِ شهروندان ، مشارکتِ اجتماعی و نظارتِ غیررسمی را افزایش میدهد و از سوی دیگر ، ادراکِ مجرمان از احتمالِ کشف شدن را تقویت میکند .
۴.۲ - ناامنی و بسترِ جرم
برعکس ، در شرایطِ نبودِ امنیت ، همانگونه که در متنِ مبنا آمده ، گسترشِ آسیبهایِ اجتماعی و افزایشِ جرم، هم نشانه و هم عاملِ تنزلِ امنیتِ اجتماعی است .
این چرخه یِ معیوب ، در نظریه یِ پنجره هایِ شکسته بخوبی تبیین شده است:
بی نظمیِ کوچک ، اگر کنترل نشود ، به بی نظمیِ بزرگ و در نهایت جرم می انجامد .
۴.۳ - پلیس و امنیتِ ذهنی
از منظرِ پلیسی ، مأموریتِ پلیس صرفاً کاهشِ جرم نیست ؛ بلکه افزایشِ احساسِ امنیت نیز هست .
حضورِ محسوسِ پلیس ، حتی اگر نرخِ جرم را تغییر ندهد ، میتواند احساسِ امنیت را ارتقا دهد — چراکه به شهروندان قابلیتِ پیش بینی و کنترل را بازمی گرداند .
۵ - نتیجه گیری
امنیت ، بعنوانِ نخستین شرطِ تداومِ زندگی و همزیستی ، پیش از آنکه یک واقعیتِ عینی باشد ، یک واقعیتِ ذهنی است ، این نگاه، پیامدهایِ عملیِ مهمی دارد :
۱- سیاستگذاریِ اجتماعی باید علاوه بر کاهشِ جرم ، بر ادراکِ شهروندان از امنیت متمرکز شود .
۲- نهادهایِ پلیسی باید احساسِ امنیت را به مثابه یِ یک شاخصِ عملکردی در نظر بگیرند .
۳- رفاهِ اجتماعی بدونِ احساسِ امنیت ، ناقص است ؛ چراکه امنیتِ ذهنی ، زیربنایِ اعتماد ، مشارکت و توسعه است .
در نهایت ، میتوان گفت که امنیتِ ذهنی ، نه یک امتیاز بلکه یک استحقاقِ طبیعی و شرطِ بنیادینِ رشد و تعالی از سطحِ فردی تا فراملی است .
- منابعِ پیشنهادی
- مازلو، آبراهام«انگیزش و شخصیت »
- نظریه یِ پنجره هایِ شکسته (ویلسون و کلینگ)
- ادبیاتِ جرم شناسیِ بازدارندگی و پیشگیریِ وضعی...
-
فیلم/ آواز احساسی و باشکوه عرفان طهماسبی در کنسرتش / الهی دنیا برات بسازه
ارسال نظر