مرد طلافروش وقتی اسم همسر سابقش را شنید فریب خورد ! / قاتل اعدام شد !

رسیدگی به این پرونده از 21 اسفندماه سال 98 و به‌دنبال شکایت زنی درخصوص ناپدید شدن همسرش آغاز شد. زن جوان در تحقیقات گفت: شوهرم طلافروشی دارد و ظهرها برای ناهار به خانه می‌آید، اما امروز به خانه نیامد و هر چه با او تماس گرفتم، تلفن را پاسخ نداد و بعد از یک ساعت تلفن همراهش خاموش شد. نگران شدم و به مغازه‌اش رفتم که کرکره مغازه‌اش پایین بود و داخل مغازه هم کسی نبود.

با شکایت زن جوان تحقیقات آغاز و در بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته محل زندگی و کار این مرد مشخص شد زمانی که وی در حال بستن مغازه‌اش بود، 2 مرد با یک خودرو که آرم اورژانس اجتماعی داشت به سراغش آمده و او را سوار خودرو کرده و از محل رفته‌اند. دقایقی بعد نیز آن 2 مرد به مغازه برگشته و پس از بازکردن مغازه به داخل رفته و بعد از مدتی با 2 کیسه طلا خارج شده و در مغازه را دوباره بسته و رفته‌اند.

در ادامه مأموران شماره پلاک خودرو را استعلام کردند و معلوم شد که پلاک متعلق به یک خودروی پراید سرقتی بوده است.

چند روز بعد جسد مرد طلافروش که به قتل رسیده بود، پیدا شد و تیم جنایی یکی از آشنایان مقتول به‌نام حمید را دستگیر کرد. وی خیلی زود به ربودن مرد طلافروش  اعتراف کرد و گفت: ما قصد کشتن او را نداشتیم فقط می‌خواستیم طلاهایش را سرقت کنیم. قرار بود من جای طلافروشی را به همدستانم نشان دهم و آنها سرقت کنند. روز حادثه دوستانم مقابل طلافروشی رفته و خودشان را مأمور اورژانس اجتماعی معرفی کردند و گفتند درباره همسر سابقش چند سؤال دارند. او هم بدون اینکه مقاومت کند سوار خودرو شد اما وقتی متوجه شد دروغ گفته ایم و قصد سرقت داریم شروع به داد و فریاد کرد که در همان لحظه همدستم آمپول بیهوشی به او تزریق کرد و بعد هم دوست دیگرمان کلید مغازه را از جیبش برداشت و سرقت را انجام دادیم بعد هم متوجه شدیم مرد طلافروش مرده که او را بیرون شهر رها کردیم. با تکمیل پرونده، متهمان در شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند و عامل اصلی قتل به قصاص محکوم شد، با تأیید این حکم در دیوانعالی کشور، مرد جوان به درخواست اولیای دم در زندان رجایی‌شهر به دار مجازات آویخته شد.

آیا این خبر مفید بود؟