برادرکشی تاسفبار در قهوه خانه ! / اشک پشیمانی قاتل تهرانی !

برادرکشی در کهریزک اتفاق افتاد. برادرکشی سال98 در قهوه خانه رخ داد. متهم برادرکشی دستگیر شد. متهم به برادرکشی اعتراف کرد. پدر و مادر این دو برادر از قصاص پرونده برادرکشی گذشتند.

به گزارش رکنا،  رسیدگی به این پرونده از شامگاه دوم مهرماه سال ۹۸ به دنبال وقوع درگیری خونین در قهوه خانه ای در کهریزک آغاز شد. وقتی مأموران پلیس به قهوه خانه موردنظر رفتند دریافتند صاحب قهوه خانه به نام پدرام زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.

شواهد  نشان می‌داد پدرام در درگیری با برادر کوچکش به نام پیمان چاقو خورده است. ماموران پلیس به ردیابی پیمان پرداختند و وی را بازداشت کردند .

در این میان از بیمارستان خبر رسید پدرام به خاطر شدت خونریزی روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شده است. با مرگ پدرام  ۳۵ ساله برادر کوچکش تحت بازجویی قرار گرفت و به درگیری خونین اعتراف کرد .

وی به بازسازی صحنه جرم پرداخت و در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد .در ابتدای جلسه پدر و مادر مقتول در جایگاه ویژه ایستادند و اعلام گذشت کردند.

 مادر پدرام در حالی که اشک می ریخت گفت :پسرهایم هیچ اختلافی با هم نداشتند و هنوز باور ندارم پسر کوچکم پسر بزرگم را کشته است است. من داغ بزرگی بر دل دارم و نمی توانم برای پسر کوچکم درخواست قصاص را مطرح کنم .به همین خاطر گذشت می کنم .

 وقتی پیمان روبروی قضات ایستاد در حالی که اشک می ریخت گفت :من تنها برادرم را از دست نداده‌ام .من  رفیقم را کشته‌ام و از این موضوع به شدت ناراحت هستم. من اوضاع روحی بدی دارم و نمی دانم باید چه حرفی بزنم. حالا که پدر و مادرم مرا بخشیده اند باور کنید من  نمی توانم خودم را ببخشم.

 وی در تشریح انگیزه قتل گفت: برادرم سالها بود قهوه خانه داشت و من به قهوه خانه او رفت و آمد داشتم. دو روز قبل از این ماجرا به قهوه خانه او رفتم  اما به دوستان او که در گوشه ای نشسته بودند سلام  نکردم .عصر همان روز وقتی پدرام به خانه برگشت از من گلایه کرد و گفت اشتباه کرده ام که به دوستانش احترام نگذاشته ام. آن روز سر این موضوع با هم بحث کردیم و دقایقی بعدی بحث  پایان یافت. تا اینکه آن روز بار دیگر به قهوه خانه رفتم  اما برادرم  بار دیگر بحث را پیش کشید. او مدام گلایه می‌کرد و می‌گفت با بی احترامی به دوستانش او  خراب کرده‌ام.سر همین موضوع با هم درگیر شدیم .او دست بردار نبود که یکباره به رویم  چاقو کشید و به سمتم حمله ور شد . من هم چاقو رو از دستش گرفتم و یک ضربه به او زدم.

متهم  در حالی که سرش را پایین انداخته بود ادامه داد: باور کنید من راضی به مرگ برادرم  بودم و هنوز هم باور نمیکنم او مرده است. ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم . من در یک لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم  و برارد دفاع از خودم چاقو را از او گرفتم و یک ضربه به سینه اش زدم. من  سه فرزند دارم اما با این ماجرا زندگی ام از هم پاشیده و امیدی برای زندگی ندارم .من جز شرمندگی حرفی برای گفتن ندارم .

با پایان دفاعیات متهم ، قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.با توجه به رضایت اولیای دم ،وی طبق ماده 612 قانون مجازات اسلامی و از جنبه عمومی جرم به 3تا 10 سال زندان محکوم خواهد شد.

آیا این خبر مفید بود؟