شلیک به زن دوم

دومین قاتلی که دیروز در شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام همسرکشی از خود دفاع کرد سعید 42 ساله بود که همسر دومش را با شلیک گلوله کشته بود.

رسیدگی به این پرونده از بیست و چهارم اسفند ماه سال 97 به دنبال شلیک خونین به یک زن جوان به نام مرجان در یکی از خیابان‌های نظرآباد آغاز شد.

این زن که همراه فرزند خردسالش پشت فرمان ماشین نشسته بود هدف شلیک مرگبار قرار گرفت. پلیس به ردیابی عامل شلیک خونین پرداخت و دریافت زن جوان بتازگی از همسر دومش جدا شده و بارها از سوی او تهدید به مرگ شده بود. با افشای این ماجرا همسر سابقش ردیابی و بازداشت شد.

سعید که صاحب یک کلینیک ترک اعتیاد بود به شلیک خونین اعتراف کرد و گفت : من ۱۲ سال قبل با همسر اولم ازدواج کردم ما صاحب دو فرزند بودیم و زندگی خوبی داشتیم تا اینکه همسرم به بیماری ام اس مبتلا شد . او دیگر توان انجام کارهای شخصی اش را نداشت .به همین خاطر سال ها از او مراقبت کردم .از این زندگی خسته شده بودم تا این که به پیشنهاد همسرم تصمیم به ازدواج مجدد گرفتم. من با مرجان که معاون یک مدرسه بود آشنا شدم .او می گفت بتازگی از همسر اولش جدا شده است و صاحب یک فرزند است . من او را صیغه کردم .پس از مدتی عاشق او شدم.

به همین خاطر به خواستگاری اش رفتم و او را عقد کردم . من برای مرجان یک ماشین و خانه خریده بودم. ما زندگی خوبی داشتیم اما او یکباره به من گفت که قصد دارد از من جدا شود . او می گفت فرزندش اولویت زندگی اش است و به خاطر فرزندش حاضر است بار دیگر زندگی اش را با همسر اولش آغاز کند. من به او التماس کردم از من جدا نشود اما قبول نکرد تا اینکه با هم به محضر رفتیم و از هم جدا شدیم.

وی ادامه داد: چند ماه از این ماجرا گذشته بود که به صورت اتفاقی مرجان را دیدم و متوجه شدم با یکی از آشنایان من که پسر ۲۰ ساله بود رابطه دوستانه برقرار کرده است . مرجان می‌گفت عاشق او شده و قصد دارد با او ازدواج کند .از شنیدن این ماجرا شو که شده بودم. من که متوجه شدم او به من دروغ گفته بود برای اینکه از من جدا شود ماجرای رجوع به زندگی قبلی اش را مطرح کرده است، چند بار با او تماس گرفتم و خواستم تا با من زندگی کند اما قبول نکرد. او حتی از من شکایت کرد تا دیگر مزاحم او نشوم .آنجا بود که تصمیم به قتل مرجان گرفتم.

وی در تشریح جزییات جنایت گفت: آخرین بار مقابل مدرسه ای رفتم که مرجان در آنجا کار می کرد. وقتی او و فرزندش را سوار ماشین دیدم با تفنگی که از قبل تهیه کرده بودم به سمتش شلیک کردم .گلوله به سینه مرجان خورد و جان سپرد.

اعدامم کنید

این قاتل دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که پدر و مادر مرجان و همسر سابق وی که قیم فرزند خردسالش است برای او حکم قصاص خواستند.

سعید وقتی در جایگاه ویژه ایستاد گفت: من قتل را قبول دارم و برای مرگ آماده ام. من از این زندگی خسته شده ام و می خواهم تا قضات هر چه زودتر برایم حکم قصاص صادر کنند. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

آیا این خبر مفید بود؟