حادثه اول

در اولین حادثه یک زن خانه دار قربانی اسیدپاشی ناشناسی شد. او که در خانه تنها بود وقتی زنگ در به صدا درآمد و آیفون را جواب داد به خواسته یک زن جلو در رفت اما پیش از آنکه فرصت حرف زدن پیدا کند یک سطل اسید روی صورتش پاشیده شد.

پس از فرار زن اسیدپاش، جوان مجروح که از درد و سوزش ناله می کرد توجه عابران را برانگیخت و وی بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت اما شدت سوختگی به حدی بود که پزشکان امید چندانی به بهبودی او نداشتند و در نهایت این زن بینایی اش را از دست داد.

اسیدپاشی در خیابان

در حالی که نیم ساعت از حادثه اول می گذشت و افسران پلیس تازه در حال تشکیل پرونده یی در این خصوص بودند، دومین زن نیز قربانی حادثه یی مشابه شد. او مقابل بازار انقلاب شیراز در خودروی خود نشسته بود که اسیدپاشی به وی نزدیک شد و بدون اینکه صحبتی بکند به صورت او نیز اسید پاشید.

زن دوم نیز با کمک رهگذران به بیمارستان قطب الدین انتقال یافت و تحت مداوا قرار گرفت.کارآگاهان پلیس آگاهی شیراز که از وقوع دو حادثه مشابه و با فاصله زمانی کم شوکه شده بودند، سعی کردند از طریق بازجویی از دو قربانی به جزییاتی از این حوادث پی ببرند.

زن اول در حالی که به سختی صحبت می کرد، به آنان گفت؛ وقتی آیفون را جواب دادم آن زن به من گفت از آشنایانم است. با وجود اینکه او را نشناختم جلو در رفتم تا بفهمم موضوع چیست. ولی به محض باز کردن در آن زن یک پارچ اسید روی صورتم پاشید.

قربانی دوم نیز ماجرا را این طور شرح داد؛ سوار خودروام بودم که زنی نزدیک شد و به شیشه کوبید و گفت کارم دارد. همین که شیشه را پایین کشیدم دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. صورتم چنان می سوخت که حتی توان پیاده شدن از خودرو را نداشتم اما چون عینک داشتم اسید به چشمم آسیبی نرساند.

مشخصاتی که این دو زن از متهم ناشناس ارائه دادند با هم مطابقت داشت و نشان می داد هر دو اسیدپاشی توسط یک نفر انجام شده است. اما آنچه برای پلیس به معما تبدیل شد این بود که دو قربانی هیچ نسبتی با هم نداشتند و به احتمال زیاد زن فراری به صورت اتفاقی آن دو را هدف قرار داده بود.

کارآگاهان به این نتیجه رسیدند در صورت صحت داشتن این فرضیه به احتمال زیاد زن اسیدپاش فردی است که از هم جنسان خود ضربه روحی خورده و به همین سبب به فکر انتقام جویی افتاده است. با این وجود آنان هنوز برای این سوال پاسخی پیدا نکرده اند که آیا متهم طعمه اولش را از پیش شناسایی کرده بود و با علم به تنها بودن وی در خانه دست به این کار زده یا اینکه فقط روی شانس تکیه کرده و به صورت اتفاقی زنگ یک خانه را به صدا درآورده است.

در حال حاضر کارآگاهان در تلاش هستند از طریق چهره نگاری به سرنخ هایی از متهم دست یابند. از طرفی آنها امید دارند در جریان تحقیقات خود متوجه شوند چه افرادی احتمالاً به وی اسید فروخته اند. کوشش پلیس برای رازگشایی از این معما در حالی ادامه دارد که زن خانه دار دیگر امیدی به بینایی ندارد و زن دوم نیز قرار است تحت عمل جراحی پیوند صورت قرار بگیرد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟