به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده از بیست و دوم آبان 93 به دنبال کشته شدن مرد 40 ساله ای به نام منصور در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان می داد این مرد سرش بریده شده است. پلیس به بررسی پرداخت و رد یک زوج جوان را یافت. به این ترتیب روشن شد فرشاد 48 ساله و همسر 41ساله اش فریده که از مزاحمت های منصور 40 ساله خسته شده بودند طبق نقشه از پیش طراحی شده وی را به خانه شان در خیابان پاسداران تهران کشاندند و او را به طرز هولناکی کشتند . با بازسازی صحنه جرم این زوج در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.

فرشاد در جلسه دادگاه گفت: منصور مهدورالدم بود و من از قتل او پشیمان نیستم. او همسرم را به بهانه پیدا کردن کار به دفتر کارش کشانده و او را با خوراندن آبمیوه مسموم بیهوش کرده و آزار داده بود. منصور از این جنایت سیاه فیلم تهیه کرده بود تا با تهدید هایش همسرم را بار دیگر به دفتر کارش بکشد. وقتی به ماجرا پی بردم با منصور صحبت کردم تا دست از مزاحمت بردارد اما گفت باید همسرم را طلاق بدهم. او دست از سر همسرم بر نمی داشت به همین خاطر تصمیم به قتل او گرفتم.

وی در تشریح جزییات جنایت گفت: طبق نقشه همسرم منصور را به خانه دعوت کرد و من در اتاق خواب پنهان شدم . به محض روبه رو شدن با منصور با میله آهنی به سرش زدم. اما در آن حال به من ناسزا گفت و با من درگیر شدیم. می خواست تیغ موکت بری را که در اتاق بود بردارد که من زودتر تیغ را برداشتم و به گردنش زدم. سپس با کارد اشپزخانه سر منصور را بریدم و داخل گونی گذاشتم و آن را به سطل زباله انداختم. شب هم جنازه بدون سر را با ماشینم به حاشیه شهر بردم تا شناسایی نشود.

فریده وقتی در جایگاه متهم ایستاد منکر اتهام معاونت در قتل شد و گفت: من از نقشه شوهرم برای قتل بی اطلاع بودم. فکر می کردم شوهرم او را به خانه دعوت کرده تا او را گوشمالی بدهد.

در پایان جلسه هیات قضایی با توجه به مدرک های موجود در پرونده فرشاد را به خاطر اعتقاد به مهدورالدم بودن قربانی به پرداخت دیه و 10 سال زندان محکوم کرد. فریده نیز به 5 سال زندان و 2 سال کار اجباری در آسایشگاه سالمندان محکوم شد.این حکم در شعبه 28 دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد. با گذشت نزدیک به 5 سال از این جنایت و در حالی که فرشاد همچنان در زندان بود طی نامه ای درخواست آزادی مشروط را مطرح کرد و از قضات دادگاه کمک خواست.

وی دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شد و گفت: باور کنید من چاره ای غیر از کشتن منصور نداشتم. او همسرم را آزار داده و مستحق مرگ بود. من بارها با او صحبت کردم تا دست از سر زندگی ما بردارد ولی قبول نمی کرد. به همین خاطر او را کشتم .

وی ادامه داد: در مدت  5 سالی که در زندان هستم خودم و خانواده ام سختی زیادی کشیدیم. من خرج زندگی پدر و مادر پیرم را تامین می کردم و حالا در این سالها آنها به سختی زندگی می گذرانند. همسرم بعد از پایان دوره محکومیتش آزاد شده و من تقاضا دارم به مناسبت عید سعید فطر با درخواست آزادی مشروطم موافقت کنید تا برای عید کنار خانواده ام باشم. قول می دهم بعد از آزادی زندگی آرامی برای همسر و پدر و مادرم مهیا کنم.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با درخواست وی موافقت کردند. به این ترتیب فرشاد آزاد شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟