فرزندان زن گم‌ شده نیز اعلام کردند که چند سالی است سر خانه و زندگی خود هستند. یکی از آن‌ها به پلیس گفت: «چند روز پیش پدرم طی تماس تلفنی سراغ مادرم را گرفت که به او گفتم خبری از مادرم ندارم.»

فرزند دیگر این زن نیز اعلام کرد: «‌آن روز پدرم با من هم تماس گرفت که به او گفتم مادرم به خانه ما نیامده است.»

پسر خردسال خانواده نیز در مواجهه با کارآگاهان پلیس گفت: «وقتی صبح از خواب بیدار شدم مادرم خانه نبود. سراغش را از پدرم گرفتم که گفت، مادرم شبانه از خانه بیرون زده است.»

همه‌چیز به خانه زن مفقود شده بر‌می‌گشت

مأموران پلیس آگاهی پس از کسب این اطلاعات، تحقیقات میدانی خود را برای یافتن زن میان‌سال آغاز کردند اما هیچ سرنخی که نشان دهد فرد گمشده از خانه‌ خارج شده باشد، به دست نیامد. گستره تحقیقاتی ضابطان قضایی به مناطق اطراف کشیده شد، اما بازهم هیچ نشانی از این زن به دست نیامد. در این میان مأموران برای تکمیل بررسی‌های خود به سراغ چند نفر از بستگان او رفتند ولی آن‌ها هم هیچ ‌خبری از او نداشتند.

نبود مدرکی که نشان دهنده بیرون رفتن زن میان‌سال از منزل باشد، رفته‌رفته رگه‌هایی از جنایت را ایجاد کرد و ظن کارآگاهان مبنی بر قتل زن چهل‌ساله را برانگیخت. تیم تحقیقاتی هرچه پازل‌های به دست آمده را در کنار هم می‌چید آخر به خانه زن گمشده می‌رسید و فرضیه جنایت در این پرونده قوت می‌گرفت. با توجه به تحقیقات ٣ماهه، مأموران به این نتیجه رسیدند که اصلاً زن میان‌سال از خانه‌اش خارج نشده است از همین رو نتیجه بررسی‌های خود را به بازپرس ویژه قتل دادسرای مشهد اعلام کردند و روز شنبه هجدهم اسفند با دستور قاضی کاظم میرزایی، شوهر این فرد بازداشت شد.

اعترافات هولناک مرد میان‌سال

پیگیری‌های پلیسی روال عادی خود را می‌گذراند که بالاخره مرد چهل‌وپنج ساله سکوت نود روزه‌اش را شکست و راز جنایتی هولناک را برای مقام قضایی فاش کرد. اعترافات مرد میان‌سال از قتلی پرده برداشت که همانند چندین پرونده جنایی مشابه دیگر، روایت تلخ و هولناک یک همسر‌کشی بود.

مرد میان‌سال که حال در جایگاه متهم به قتل قرار گرفته بود در اعترافاتش به بازپرس کاظم میرزایی گفت: «‌چند وقتی بود که با همسرم به مشکل خورده بودم، اما بروز نمی‌دادم. آن شب همه مشکلات توی سرم مرور می‌شد. تمام وجودم رنگ انتقام گرفته بود. دقایق اولیه بامداد بود و همسرم داخل هال و فرزند کوچکم در اتاق انتهایی خواب بودند. بدون اینکه همسرم بیدار شود دو دستم را دور گردنش گذاشتم و آن‌قدر فشار دادم تا خفه‌ شد. هنوز فرزندم خواب بود که جسد همسرم را داخل حیاط بردم. چند موزائیک که بر روی دهانه چاه فاضلاب قرار داشت و از قبل شل کرده بودم را بدون اینکه سر‌و‌صدایی ایجاد شود برداشتم و جسد را داخل چاه انداختم. بعد هم موزائیک‌ها را روی چاه گذاشتم و به طوری که جلب توجه نکند سر چاه را مثل روز اولش بستم.»

با اعترافات هولناک مرد میان‌سال پرونده جنایی دیگری با تلاش ضابطان قضایی و تحقیقات تخصصی بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه‌٢ مشهد به نتیجه رسید و دست متهم آن برای قانون رو شد.

روز گذشته قاضی کاظم میرزایی به همراه کارآگاهان پلیس و تیمی از مأموران آتش‌نشانی مشهد برای کشف جسد به صحنه وقوع جرم در بولوار طبرسی رفتند.

آتش‌نشانان با برداشتن دهانه چاه فاضلاب و ورود به چاه با جسد مقتول که دچار فساد نعشی شده بود رو به رو شدند، بدن متوفی از عمق چاه ١٠متری به زمین منتقل و برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.

به گفته قاضی میرزایی، بازپرس ویژه قتل عمد دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، متهم به جرمش اعتراف کرده و جسد نیز برای تعیین دقیق علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شده است اما تحقیقات تا روشن شدن همه زوایای این ماجرای تلخ ادامه دارد. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟