وقتی «بدنام» قربانی می‌شود؛ ساترا علیه سرگرمی مردم!

خبر عدم پخش قسمت دوم سریال «بدنام» و شائبه توقیف آن، به‌سرعت در فضای رسانه‌ای پیچید. اتفاقی که نه‌تنها مخاطبان این سریال را غافلگیر کرد، بلکه پرسش‌های جدی‌تری را درباره عملکرد ساترا به میان آورد: چگونه نهادی که مدعی حمایت از نمایش خانگی در شرایط بحرانی است، همزمان مانعی جدی بر سر راه پخش یکی از محصولات همین فضا ایجاد می‌کند؟

مسأله فقط یک سریال نیست. موضوع، بی‌ثباتی و نبود شفافیت در سیاست‌گذاری است. مخاطبی که قسمت اول یک اثر را می‌بیند، انتظار دارد روند تماشای آن بدون اختلال ادامه پیدا کند. این انتظار، حداقلی‌ترین حق اوست.

در وضعیتی که دسترسی به بسیاری از منابع سرگرمی محدود شده و بخش قابل توجهی از محتوای خارجی نیز در دسترس نیست، اهمیت تولیدات داخلی دوچندان می‌شود.

در چنین شرایطی، هرگونه محدودیت یا توقف ناگهانی در پخش آثار، عملاً به معنای محدودتر کردن دایره انتخاب مخاطب است؛ تصمیمی که در تضاد کامل با نیازهای روانی جامعه قرار دارد. و در شرایط خاص کشور، یک رفتار ضد مردمی و شاید صد امنیت ملی قلمداد شود.

«بدنام» حالا به نمادی از این تناقض «حمایت و نظارت و رقابت» تبدیل شده؛ سریالی که قرار بود بخشی از سبد سرگرمی مردم در روزهای دشوار باشد، اما پیش از آنکه فرصت تثبیت پیدا کند، با مانع مواجه شد. نتیجه چنین اتفاقی، چیزی جز دلسردی مخاطب و بی‌اعتمادی تولیدکننده نیست.

 

اخبار تاپ حوادث