«نیم شب» روایت اضطراب یک ملت/ مهدویان: وقتی پای ایران وسط است، شعار هم می دهیم
رکنا: محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «نیم شب»، با تأکید بر اینکه ما مرزبانان فرهنگی این کشور هستیم، گفت: وسیع ترین مرز، مرز فرهنگی است.
به گزارش رکنا، نشست خبری فیلم سینمایی «نیم شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، از آثار چهل وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، عصر روز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه با اجرای حمیدرضا مدقق در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
در این نشست حبیب والی نژاد تهیه کننده، الناز ملک بازیگر، مهدی یزدانی خرم نویسنده و هادی بهروز فیلمبردار حضور داشتند.
مهدویان که با لباسی مشکی منقش به جمله «از خون جوانان وطن لاله دمیده» در این نشست حاضر شده بود، بیان کرد: آنچه در این فیلم دیدید، یک ماجرای واقعی است. حتی تولد نوزاد و صبر و عمل در آن فضای ملتهب، اتفاق افتاده بود و تصویر جالبی از آن روزها به شمار می رفت. ما فکر می کردیم باید یک روایت سینمایی از این ماجرا باقی بماند، هرچند تغییراتی فرعی در خرده روایت ها انجام دادیم.
مهدی یزدانی خرم نیز با ایستادن مقابل جایگاه خود گفت: من به احترام بی جان شدگان اتفاقات اخیر می ایستم. بسیاری از آن ها دوست داشتند بازیگر شوند، فیلم بسازند و زندگی کنند و این رنج عظیمی است. من نمی توانم به عنوان نویسنده، روزی این روایت را ننویسم و حتماً آن را خواهم نوشت.
وی درباره نگارش فیلمنامه توضیح داد: همکاری تنگاتنگ من و اعظم بهروز، حضور محمدحسین مهدویان و بازنویسی های مکرر باعث شد این متن شکل بگیرد. همان طور که فضای فیلم نشان می دهد، این کار کاملاً گروهی بوده است.
در ادامه، مهدویان در پاسخ به پرسشی درباره شعاری شدن برخی موقعیت های فیلم گفت: اینکه برخی بخش ها شعاری شده اند، بله؛ وقتی پای ایران وسط باشد، شعار هم می دهیم. زمانی که «لاتاری» را ساختم نیز لحظه ای درباره نام خلیج فارس وجود داشت که برخی آن را شعاری دانستند، اما من گفتم تنها چیزی که می شود به آن شعار داد، ایران دوستی و ایران پرستی است.
وی افزود: در این مدت جوانان زیادی را از دست دادیم و من نام این اتفاق را «سهراب کُشان» می گذارم. این خون ها یادآور خون سهراب است که فردوسی قرن ها پیش آن را روایت کرده بود.
مهدویان تصریح کرد: این داغ مدام تکرار می شود، انگار نفرینی است که هر از گاهی باید یک سهراب کُشان داشته باشیم و تنها نام ایران است که ما را تسلی می دهد. در این ایام درباره جشنواره دعوا و حرف و حدیث زیاد بود. بسیاری از همکاران من ترسیدند و وحشت کردند، چون فضای ارعاب وجود داشت؛ فضایی شوم که شما را تهدید می کند و باعث می شود جایی که باید پای این ظرفیت ملی از جنس زندگی ایستاد، بترسید و نیایید.
این کارگردان ادامه داد: چرا فکر می کنید ما داغدار نیستیم؟ در همین جمع افرادی هستند که داغدارند، اما ما مرزبانان فرهنگی این کشور هستیم. وسیع ترین مرز، مرز فرهنگی است. دشمن می خواهد ما غفلت کنیم و از پاسداری از این مرز بترسیم. من هیچ ابایی نداشتم و ندارم که درباره مفاهیم ملی شعار بدهم. چرا شعار ندهیم؟ آن قدر خجالت کشیده ایم که شعار بدهیم که وطن پرستی سست شده است، در حالی که در همه جای جهان چنین است. ما اینجا شعار بلند می دهیم، گل درشت می گوییم؛ هر جا پای دشمن و هجوم بیگانه مطرح باشد، پای این مملکت تا پای جان می ایستیم و این شعار نیست.
مهدویان درباره واقعی بودن ماجرا در ارتباط با حضور اتباع در روایت فیلم گفت: آن شب، هشت نفر از اتباع در آن ساختمان دستگیر شدند.
حبیب والی نژاد، تهیه کننده فیلم، درباره شکل گیری ایده اثر عنوان کرد: ما در دوران جنگ ۱۲ روزه مشغول ساخت مستند بودیم. این قصه درباره جنگ بود و زمانی که آقای انتظامی آن را پیشنهاد داد، احساس کردیم از جنس سینماست و به همین دلیل تصمیم گرفتیم این فیلم سینمایی را بسازیم.
الناز ملک، بازیگر فیلم، در پاسخ به پرسشی درباره بازی اغراق آمیز خود گفت: به نظر خودم بازی ام اغراق آمیز نبود. من افراد زیادی با این شمایل دیده ام و چنین آدم هایی در جامعه وجود دارند.
یزدانی خرم سپس درباره نقدهایی که به فرم فیلم وارد شده بود، بیان کرد: من در رمان نویسی می گویم نقد برای مخاطب است. در جلسات نقد رمان هم فقط گوش می کنم. فرمی که مهدویان در کارگردانی انتخاب کرده، فضایی مستندگونه دارد و حتی بوی جریان تلویزیونی می دهد که به نظر من رویه درستی است.
وی افزود: اضطراب فیلم را پیش می برد. در این نوع روایت ها تعلیق عملکرد متفاوتی دارد، اما در اینجا حتی با خنثی شدن بمب هم اضطراب برطرف نمی شود. این فیلم، فیلم اضطراب است؛ اضطراب ملتی که عمری است به این شکل زندگی می کند.
مهدویان در پاسخ به پرسشی درباره نبود چهره ها در فیلم گفت: شما از صبح تلاش می کنید یک رویداد ملی را پوشش دهید، اما عده ای بزدلانه حاضر نمی شوند مقابل شما بایستند.
sisi️, [2/2/2026 9:39 PM]
خوشحالم که از ستاره های سینما استفاده نکردم و اصلاً هم نمی ترسم دیگر با من کار نکنند؛ شایسته همان فیلم هایی هستند که در آن ها بازی می کنند.
الناز ملک در ادامه درباره نقش خود گفت: آنچه برای من سخت و در عین حال جالب بود این بود که همزمان با این فیلم، در «خیابان جمهوری» هم حضور داشتم. قبلاً در کلاس های بازیگری چنین نقشی را بداهه اتود زده بودم و سعی کردم همان نقش را گسترش بدهم. زمانی که مهدویان این نقش را به من پیشنهاد داد، شرط گذاشت که اگر با گریم، مقابل عوامل نقش یک دختر معتاد را بازی کنم و دیگران مرا جدی بگیرند، نقش را به من می دهد که همین اتفاق هم افتاد.
هادی بهروز، فیلمبردار اثر، گفت: سر این کار واقعاً حالم خوب بود و فکر می کردم باید کنار نیروهای نظامی باشیم و قدردانی ای از آن ها صورت بگیرد. این موضوع انگیزه ای شد تا تمام توانم را برای فیلمبرداری بگذارم. ابتدا پلان هایی با دوربین ثابت گرفتیم اما بعدها مدل کار تغییر کرد و سکانس پلان های حدود چهار تا پنج دقیقه ای زیاد داشتیم. کار سختی بود اما فیلمبرداری آن را بسیار دوست داشتم.
مهدویان نیز افزود: بیش از ۹۵ درصد فیلم در شب گرفته شد و گستردگی پلان ها، نورپردازی را دشوار می کرد. بازیگران کم تجربه بودند و همین موضوع باعث افزایش تعداد برداشت ها شد. صدابرداری هم کار دشواری بود.
والی نژاد درباره حمایت شهرداری گفت: شهرداری مانند سایر پروژه ها به ما اعتماد کرد. در این کار نیز شرایط سخت بود اما مجموعه شهرداری تهران، نیروهای امنیتی، مردم یوسف آباد و دیگر عوامل همکاری خوبی داشتند و این فیلم نتیجه یک کار کاملاً تیمی است.
مهدویان درباره ساخت فیلمی درباره اعتراضات گفت: من همین حالا فیلمی دارم که چهار سال است امکان پخش ندارد. «شیشلیک» درباره گرسنگی و جامعه ای است که به مرز گرسنگی رسیده. اگر شرایط ساخت درباره وقایع اخیر فراهم شود، چرا که نه، حتماً می سازم.
یزدانی خرم در ادامه گفت: فیلمنامه بارها بازنویسی شد. در روزهای پایانی، فیلمنامه را برای همسرم که در روزهای آخر عمرش بود خواندم؛ او گفت «خسته ام، می خواهم بخوابم» و همان شب از دنیا رفت.
مهدویان اظهار کرد: در این فیلم تلاش کردم از قومیت ها، عقاید مختلف، اقلیت های مذهبی و نسل زد استفاده کنم. این فیلم تصویری کوچک از ایران است.
وی افزود: به نظرم این فیلم از آثار قبلی ام پخته تر است. در فیلم های قبلی خامی هایی می دیدم که در این اثر وجود ندارد.
در پایان، مهدویان گفت: نفس ساخت فیلم مهم نیست، حرف فیلم مهم است. من هم فیلمی ساخته ام که جامعه آن را نپذیرفته و هم فیلمی که مجوز نگرفته است. منصفانه نیست بگوییم فقط فیلمی می سازم که امکان اکران داشته باشد
ارسال نظر