فمینیسم چیست؟
رکنا: فمینیسم یک جنبش اجتماعی و فکری است که بر اصل برابری حقوق بین زنان و مردان تأکید دارد و در تلاش است تا تبعیضهای جنسیتی و نابرابریهای موجود در جوامع را از بین ببرد.
به گزارش رکنا، فمینیسم یا فمنیسم (Feminism) یک جنبش اجتماعی و نظریه است که به دنبال برابری حقوق و فرصتها برای زنان است. این جنبش در راستای مقابله با تبعیضها و نابرابریهایی که در بسیاری از جوامع نسبت به زنان وجود دارد، تلاش میکند.
فمینیستها معمولاً بر این باورند که زنان باید از حقوق و فرصتهایی مشابه مردان برخوردار باشند، از جمله در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. این باور شامل مبارزه برای حقوق مدنی، حق رای، دسترسی به تحصیلات و شغلهای برابر، آزادیهای شخصی و جلوگیری از خشونتهای جنسیتی میشود.
در طول تاریخ، فمینیسم به شکلهای مختلفی ظاهر شده و در هر دوره با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، اهداف و روشهای متفاوتی داشته است. به طور کلی، فمینیسم شامل چندین موج بوده که به شرح زیر میتوان آنها را خلاصه کرد:
موج اول فمینیسم (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰): تمرکز بر حقوق ابتدایی زنان مانند حق رای، حق تحصیل و دسترسی به امکانات بهداشتی.
موج دوم فمینیسم (دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰): تمرکز بر مسائلی چون حقوق باروری، آزادی جنسی و برابری در محیطهای کاری و اجتماعی.
موج سوم فمینیسم (دهه ۱۹۹۰ به بعد): نقد تحلیلی به تفاوتهای فرهنگی، نژادی و اقتصادی در تجربه زنان و توجه به مسائلی مانند هویت جنسی و حقوق افراد LGBTQ+.
موج چهارم فمینیسم (دهه ۲۰۱۰ به بعد): تأکید بر مسائل مرتبط با حقوق دیجیتال، آزار و اذیتهای آنلاین، برابری جنسیتی در رسانهها و مبارزه با فرهنگ «تجاوز و بیاحترامی» (rape culture).
به طور کلی، فمینیسم به دنبال برابری و عدالت است و نه تنها برای زنان، بلکه برای همه انسانها، بدون توجه به جنسیت، نژاد، مذهب یا هویت جنسی آنها.
فمینیسم یک جنبش اجتماعی و فکری است که بر اصل برابری حقوق بین زنان و مردان تأکید دارد و در تلاش است تا تبعیضهای جنسیتی و نابرابریهای موجود در جوامع را از بین ببرد. این جنبش با هدف حذف نابرابریها و ایجاد فرصتهای برابر برای زنان در تمامی جنبههای زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی فعالیت میکند. در ادامه، میتوان به ابعاد مختلف این جنبش و تاریخچه آن پرداخته و مفاهیم کلیدی آن را بیشتر توضیح داد.
۱. مبانی نظری فمینیسم:
فمینیسم در اساس به این باور است که زنان باید از حقوق و فرصتهایی برابر با مردان برخوردار باشند و هیچگونه تبعیضی بر اساس جنسیت نباید در جامعه وجود داشته باشد. این باور ریشه در مبارزه با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد که زنان را بهعنوان جنس ضعیفتر و کماهمیتتر از مردان معرفی میکنند. فمینیسم میخواهد این پیشفرضها را به چالش بکشد و به ایجاد یک جامعه عادلانهتر کمک کند.
از نظر فمینیستها، نابرابری جنسیتی نه تنها در سطوح اجتماعی و اقتصادی، بلکه در ساختارهای فرهنگی و ذهنی نیز وجود دارد. برای مثال، در بسیاری از جوامع، زنان با انواع مختلفی از خشونتهای جسمی و روانی مواجه هستند که ریشه در نابرابریهای ساختاری دارد. به همین دلیل، فمینیسم تنها به تغییرات قانونی یا سیاسی نمیپردازد، بلکه در پی تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز است.
۲. موجهای مختلف فمینیسم:
فمینیسم در طول تاریخ خود، تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی مختلف، دچار تحولات زیادی شده است. این تحولات بهویژه در قالب «موجهای فمینیسم» شناخته میشوند:
موج اول فمینیسم (قرن ۱۹ تا اوایل قرن ۲۰):
این موج بیشتر بر حقوق مدنی و سیاسی زنان متمرکز بود، بهویژه حق رای، حق مالکیت و حق دسترسی به تحصیلات. زنان در این دوره در بسیاری از کشورها برای حق رأی خود مبارزه کردند. یکی از مهمترین دستاوردهای این موج، به دست آوردن حق رأی برای زنان در برخی از کشورها بود. در این دوران، چهرههای برجستهای مانند ماری ولستونکرفت و الیزابت کادی استنتون در شکلگیری فمینیسم مشارکت داشتند.
موج دوم فمینیسم (دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰):
موج دوم فمینیسم بیشتر به مسائل اجتماعی و فرهنگی میپرداخت و بر برابری در حقوق اقتصادی، به ویژه حقوق زنان در محیطهای کاری و آموزش، تمرکز داشت. فمینیستها به مسائل مربوط به حقوق باروری (مانند دسترسی به سقط جنین و پیشگیری از بارداری)، آزادی جنسی و رفع تبعیض در محیطهای آموزشی و کاری پرداختند. در این دوران، چهرههای برجستهای مانند بتی فریدان و گلورا استاینم به مبارزات فمینیستی پرداختند.
موج سوم فمینیسم (دهه ۱۹۹۰ به بعد):
موج سوم فمینیسم نقدهای فرهنگی و اجتماعی عمیقتری به ساختارهای قدرت داشت و شامل مسائلی چون تنوع فرهنگی، حقوق اقلیتها و نقد سرمایهداری و نهادهای دولتی بود. این موج همچنین به بررسی مسائل هویت جنسی و جنسیتی پرداخت و به مسائلی مانند حقوق افراد LGBTQ+ و تجدید نظر در نگرشها نسبت به جنسیت و هویتهای غیر دوتایی پرداخت. ریچل هالیس و جودی اسکات از جمله نظریهپردازان این دوره بودند.
موج چهارم فمینیسم (دهه ۲۰۱۰ به بعد):
موج چهارم فمینیسم بهویژه تحت تأثیر فضای دیجیتال و رسانههای اجتماعی قرار دارد و بیشتر بر مبارزه با خشونتهای جنسیتی در دنیای آنلاین، مانند آزار و اذیتهای دیجیتال و تجاوزهای آنلاین، متمرکز است. جنبشهایی مانند #MeToo و Time’s Up در این دوره شکل گرفتند و توانستند توجه جهانی را به موضوعات خشونت خانگی و تجاوز جلب کنند.
۳. مفاهیم و اصول کلیدی فمینیسم:
برابری جنسیتی:
فمینیسم بر این باور است که مردان و زنان باید از حقوق و فرصتهای یکسانی برخوردار باشند. این مفهوم بهویژه در حوزههایی مانند دستمزد برابر برای کار برابر، دسترسی به آموزش، خدمات بهداشتی و مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی مطرح است.
حق انتخاب:
فمینیستها از حق زنان برای تصمیمگیری در مورد بدن و زندگی خود حمایت میکنند، از جمله حق سقط جنین، حق استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری و حق آزادی جنسی. این مفاهیم از حقوق بنیادی بشر برای فمینیستها محسوب میشوند.
آزادی از خشونت:
فمینیسم مبارزه با انواع خشونتهای جنسیتی، از جمله خشونت خانگی، آزار جنسی، خشونت روانی و ازدواجهای اجباری را در دستور کار خود قرار داده است. فمینیستها معتقدند که خشونت علیه زنان بهویژه در جوامع مردسالار به عنوان یک ابزار کنترل اجتماعی و اقتصادی است و باید بهطور جدی با آن مقابله شود.
تقاطعگرایی:
یکی از جنبههای مهم فمینیسم مدرن، تقاطعگرایی است که به تفاوتهای فردی، فرهنگی و اجتماعی در تجربه زنان توجه دارد. این مفهوم به این معناست که تجربه زنان از تبعیض و نابرابری به عواملی مانند نژاد، طبقه اجتماعی، مذهب، هویت جنسی و غیره بستگی دارد و بنابراین باید به این تفاوتها توجه کرد. بهعبارتدیگر، فمینیسم امروز نهتنها به مشکلات زنان سفیدپوست و با طبقه اجتماعی متوسط میپردازد، بلکه به مسائل زنان سیاهپوست، بومی، مهاجر، و دگرباشان نیز اهمیت میدهد.
۴. نقدها و چالشها:
فمینیسم همواره با نقدهایی مواجه بوده است. برخی از این نقدها از سوی مخالفان فمینیسم و برخی دیگر از سوی خود فمینیستها مطرح شده است. برخی از نقدهای رایج عبارتند از:
فمینیسم سفیدپوست:
برخی از منتقدان معتقدند که فمینیسم در تاریخ بیشتر به مسائل زنان سفیدپوست پرداخته و از مشکلات زنان سیاهپوست، بومی و اقلیتها غفلت کرده است. این انتقاد منجر به شکلگیری فمینیسمهای تقاطعی (intersectional feminism) شد که به تفاوتها و تجربیات مختلف زنان توجه بیشتری دارد.
فمینیسم رادیکال یا افراطی:
در مقابل، برخی از مخالفان فمینیسم معتقدند که برخی از گروههای فمینیستی خواستار تغییرات افراطی و نادرست در ساختارهای اجتماعی هستند که میتواند منجر به از دست رفتن مزایای اجتماعی و فرهنگی موجود شود.
فمینیسم یک جنبش گسترده و متنوع است که در طول زمان به تحولات اجتماعی و فرهنگی متناسب با شرایط مختلف واکنش نشان داده است. این جنبش همچنان در بسیاری از جوامع بهویژه در زمینههای حقوق زنان، برابری جنسیتی، و مبارزه با خشونتهای جنسیتی فعالیت میکند. مهمترین هدف فمینیسم ایجاد جامعهای عادلانهتر است که در آن افراد، صرفنظر از جنسیت، به یکسانترین حقوق و فرصتها دست یابند.
تاریخچه فمینیسم
تاریخچه فمینیسم یک تاریخ طولانی و پیچیده است که به فراز و فرودهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مختلف واکنش نشان داده است. این جنبش در طول زمان با توجه به تحولات اجتماعی و تغییرات در موقعیت زنان، به چندین موج مختلف تقسیم میشود. در اینجا به بررسی تاریخچه فمینیسم در قالب این موجها و مراحل مختلف آن پرداخته میشود.
۱. موج اول فمینیسم (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰)
موج اول فمینیسم بهویژه در قرن ۱۹ در کشورهای غربی شروع شد. این موج بیشتر بر حقوق مدنی و سیاسی زنان متمرکز بود و هدف اصلی آن کسب حقوق ابتدایی مانند حق رأی، حق تحصیل و حق مالکیت برای زنان بود. در این دوران، زنان بهویژه در اروپا و آمریکا برای تغییرات قانونی و اجتماعی تلاش کردند تا جایگاه خود را در جامعه بهبود بخشند.
شخصیتهای برجسته:
برخی از شخصیتهای مهم این دوره عبارتند از ماری ولستونکرفت (Mary Wollstonecraft)، نویسنده کتاب معروف "حقوق زنان" (A Vindication of the Rights of Woman)، که از نخستین متفکران فمینیستی به شمار میرود. همچنین الیزابت کادی استنتون (Elizabeth Cady Stanton) و سوزان بی انتونی (Susan B. Anthony) که مبارزات زیادی برای حق رأی زنان انجام دادند.
مهمترین دستاوردها:
حق رأی زنان: یکی از مهمترین پیروزیهای این موج، کسب حق رأی برای زنان بود. در سال ۱۸۹۳، نیوزیلند اولین کشوری بود که به زنان حق رأی داد و پس از آن، کشورهای دیگر مانند ایالات متحده (۱۹۲۰) و بریتانیا (۱۹۲۸) این حق را برای زنان به رسمیت شناختند.
دسترسی به تحصیل: در این دوره، زنان به تدریج به امکانات تحصیلی دست یافتند و توانستند وارد دانشگاهها و مؤسسات آموزشی عالی شوند.
۲. موج دوم فمینیسم (دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰)
موج دوم فمینیسم در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آغاز شد و به طور عمده بر مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان متمرکز بود. در این دوره، فمینیسم وارد عرصههای جدیدی از جمله حقوق باروری، آزادی جنسی، و مبارزه با تبعیض در محیطهای کاری و آموزشی شد. این موج با جنبشهای اجتماعی و سیاسی بزرگ آن دوران، مانند جنبش حقوق مدنی و جنبش ضد جنگ ویتنام، همزمان بود.
شخصیتهای برجسته:
بتی فریدان (Betty Friedan) با کتاب مشهور خود "مقصد زنانه" (The Feminine Mystique) که در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، به نقد وضعیت زنان در دهههای پس از جنگ جهانی دوم پرداخت و نشان داد که بسیاری از زنان در جوامع غربی از لحاظ اجتماعی و اقتصادی محدود شدهاند.
گلورا استاینم (Gloria Steinem) که بهعنوان یکی از چهرههای برجسته فمینیستی در دهه ۱۹۷۰ شناخته میشود و فعالیتهای گستردهای در زمینه حقوق زنان و مبارزه با تبعیضهای جنسیتی انجام داد.
مهمترین دستاوردها:
حق باروری: یکی از بزرگترین مسائل این دوران، حق انتخاب برای زنان در مورد باروری بود. این شامل حق استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری و دسترسی به سقط جنین میشود. در ایالات متحده، قانون رود وید (Roe v. Wade) در سال ۱۹۷۳ به زنان حق سقط جنین را اعطا کرد.
حقوق برابر در محل کار: در این دوره، جنبشهای فمینیستی مبارزات زیادی برای برابری دستمزد و شرایط کاری بین زنان و مردان داشتند.
آزادی جنسی: در این دوره، فمینیستها بر آزادی جنسی و کاهش محدودیتهای اجتماعی در مورد روابط جنسی زنان تأکید داشتند.
۳. موج سوم فمینیسم (دهه ۱۹۹۰ به بعد)
موج سوم فمینیسم در دهه ۱۹۹۰ و بهویژه در دوران دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت. این موج فمینیسم بر تفاوتهای فردی، فرهنگی و اجتماعی در تجربیات زنان تأکید داشت و نقدهایی را به موجهای قبلی فمینیسم وارد میکرد. یکی از ویژگیهای این دوره، توجه بیشتر به هویتهای جنسی و جنسیتی مختلف و گسترش نگرشهای فمینیستی به مسائل مربوط به نژاد، طبقه اجتماعی و اقلیتها بود.
شخصیتهای برجسته:
بیل هوکسی (bell hooks)، یکی از نظریهپردازان مهم فمینیسم تقاطعی که به تأثیرات تقاطعهای نژادی، جنسیتی، اجتماعی و اقتصادی بر زندگی زنان میپرداخت.
آندرا دیکسون (Andrea Dworkin) که به بررسی موضوعات مرتبط با خشونت جنسی و رابطه قدرت در روابط جنسی پرداخت.
مهمترین ویژگیها:
فمینیسم تقاطعی: موج سوم فمینیسم توجه ویژهای به تفاوتهای فرهنگی، نژادی، و اقتصادی زنان داشت. این دوره بهویژه بر زنان سیاهپوست، بومی، مهاجر و دیگر اقلیتها تمرکز داشت.
مسائل جنسی و هویت جنسی: این موج توجه به هویتهای جنسی و جنسیتی متفاوت، مانند دگرباشان و افراد ترنس، را در دستور کار قرار داد.
مبارزه با خشونت جنسی: در این دوره، تأکید زیادی بر آزار و خشونت جنسی به ویژه در محیطهای کاری و تحصیلی صورت گرفت.
۴. موج چهارم فمینیسم (دهه ۲۰۱۰ به بعد)
موج چهارم فمینیسم که بهویژه در دهه ۲۰۱۰ شروع شد، در دنیای دیجیتال و شبکههای اجتماعی به شدت رشد کرده است. این موج بیشتر به مسائلی مانند آزار و اذیت آنلاین، تعرضهای جنسی، و مبارزه با فرهنگ تجاوز (rape culture) میپردازد. این موج همچنین به موضوعات حقوق دیجیتال، برابری در رسانهها و تغییر ساختارهای قدرت در جامعه توجه دارد.
شخصیتهای برجسته:
#MeToo و Time’s Up جنبشهایی بودند که به شدت در این دوره رشد کردند. افرادی مانند تارانا برک (Tarana Burke) که جنبش #MeToo را آغاز کرد، و گریتا تونبری (Greta Thunberg) که در کنار فعالان فمینیستی دیگر برای تغییرات اجتماعی و اقلیمی مبارزه میکند، از چهرههای برجسته این دوره هستند.
ویژگیهای مهم:
آزار و اذیت دیجیتال: توجه به آزار و اذیتهای آنلاین، بهویژه در رسانههای اجتماعی، یکی از موضوعات مهم این دوره است.
فرهنگ تجاوز: مبارزه با نرمالسازی تجاوز و سوءاستفاده جنسی در جامعه، به ویژه در سینما و رسانهها.
حقوق و برابری در دنیای دیجیتال: فمینیستها در این دوره بر اهمیت دسترسی به اطلاعات و حقوق دیجیتال برای زنان تأکید دارند.
تاریخچه فمینیسم نشاندهنده تکامل تدریجی یک جنبش اجتماعی است که از زمانهای قدیم به مبارزه با تبعیضهای جنسیتی پرداخته و همچنان در تلاش است تا تغییرات اجتماعی و فرهنگی لازم را به وجود آورد. فمینیسم بهویژه در زمینههای حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تحولاتی بزرگ ایجاد کرده است و همچنان به پیشبرد برابری جنسیتی در جوامع مختلف ادامه میدهد.
ارسال نظر