اکشن و روانشناسی میل به هیجان / وقتی تماشای خشونت و خطر، راهی برای تجربه احساس قدرت می شود / نحلیل روانشناسی خبر ترند

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، افزایش جست وجوی واژه اکشن را نباید به معنای افزایش خشونت طلبی مخاطبان دانست. علاقه به فیلم های اکشن لزوما به معنای تایید خشونت یا تمایل به تجربه آن در زندگی واقعی نیست. سینمای اکشن فضایی می سازد که در آن مخاطب می تواند با خطر روبرو شود، ضربان هیجانی خود را بالا ببرد و در عین حال از امنیت محیط واقعی خود خارج نشود.

با این حال تفاوت مهمی میان هیجان داستانی و عادی شدن خشونت وجود دارد. مسئله فقط این نیست که چرا مخاطب از صحنه های پرتنش لذت می برد  مسئله این است که چه زمانی خشونت از یک ابزار روایی به کالایی برای تحریک مداوم هیجان تبدیل می شود.

مغز چگونه از ترس لذت می برد؟

یکی از توضیح های روانشناختی این علاقه را می توان در مفهوم برانگیختگی انتقال یافته در نظریه دالارد و زایلمان بررسی کرد. بر اساس این دیدگاه، برانگیختگی جسمانی ناشی از یک موقعیت هیجانی ممکن است پس از پایان آن موقعیت باقی بماند و بر تجربه بعدی فرد اثر بگذارد.

در فیلم اکشن، تعقیب، انفجار، تهدید و فرار می توانند ضربان قلب و سطح برانگیختگی را بالا ببرند. مخاطب این تنش را در بستری تجربه می کند که می داند واقعی نیست و خطری مستقیم او را تهدید نمی کند. همین فاصله میان احساس خطر و امنیت واقعی، امکان تجربه هیجان بدون پرداخت هزینه واقعی خطر را فراهم می کند بنابراین ممکن است فرد از تماشای صحنه ای که در زندگی واقعی برایش وحشتناک است، در سینما لذت ببرد. او همزمان می ترسد و می داند که در امان است. این دو تجربه متضاد، بخشی از جذابیت ژانر اکشن را شکل می دهند.

چرا قهرمان شکست ناپذیر جذاب است؟ 

در بسیاری از فیلم های اکشن، قهرمان با وجود تهدیدهای بزرگ، در نهایت کنترل اوضاع را به دست می گیرد. او تصمیم می گیرد، مقاومت می کند، از موانع عبور می کند و در لحظه ای که دیگران درمانده اند، دست به اقدام می زند.

این الگو را می توان با مفهوم خودکارآمدی آلبرت بندورا تحلیل کرد. خودکارآمدی به باور فرد درباره توانایی خود برای انجام دادن یک عمل و مواجهه با دشواری ها اشاره دارد. تماشای قهرمانی که در موقعیت های دشوار راهی برای اقدام پیدا می کند، می تواند برای مخاطب تجربه ای نیابتی از توانمندی ایجاد کند.

این تجربه به ویژه زمانی جذاب می شود که فرد در زندگی روزمره با شرایطی روبرو باشد که احساس می کند اختیار چندانی بر آنها ندارد. در چنین وضعیتی، قهرمان اکشن فقط یک شخصیت سرگرم کننده نیست او تصویر نمادین فردی است که برخلاف تجربه روزمره مخاطب، هنوز می تواند بر شرایط اثر بگذارد اما باید مرزی را حفظ کرد: تماشای قدرت، با به دست آوردن مهارت حل مسئله یکسان نیست. اگر مخاطب تنها به خیالپردازی درباره قدرت پناه ببرد و آن را جایگزین اقدام واقعی کند، اثر انگیزشی سرگرمی ممکن است به تسکین موقت و بی حاصل محدود شود.

چه زمانی خشونت سرگرمی را تغییر می دهد؟

در نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، افراد فقط از طریق تجربه مستقیم یاد نمی گیرند مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن نیز می تواند بر نگرش و رفتار اثر بگذارد. این نظریه به ما کمک می کند میان نمایش خشونت و شیوه نمایش آن تفاوت بگذاریم.

وقتی خشونت در داستان پیامد دارد، رنج قربانی دیده می شود و رفتار مهاجم مورد پرسش قرار می گیرد، مخاطب با یک موقعیت اخلاقی و انسانی روبرو است اما وقتی آسیب زدن صرفا به شکل نمایش قدرت، شوخی یا سرگرمی بی پیامد ارائه می شود، امکان کمرنگ شدن حساسیت نسبت به رنج دیگران مطرح می شود.

این به معنای آن نیست که دیدن هر فیلم خشن، مخاطب را خشن می کند. رابطه میان محتوای رسانه ای و رفتار انسان پیچیده است و به سن، ویژگی های فردی، شرایط خانوادگی، زمینه اجتماعی، نوع روایت و میزان مواجهه بستگی دارد. نکته اصلی، تکرار محتوایی است که در آن خشونت از زمینه انسانی خود جدا و به یک نمایش جذاب و بی هزینه تبدیل می شود.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

ترند شدن واژه اکشن فرصتی برای طرح یک پرسش فراتر از سلیقه سینمایی است: جامعه امروز برای تجربه هیجان به چه چیزی نیاز دارد؟ در شرایطی که زندگی روزمره می تواند با فشار، نگرانی و احساس محدودیت همراه باشد، سرگرمی های پرهیجان ممکن است راهی برای تجربه موقت تحرک و کنترل باشند و نباید هر علاقه به اکشن را نشانه خشم پنهان یا میل به خشونت تفسیر کرد.

نکته مهمتر، تفاوت میان هیجان خواهی و خشونت پذیری است. فرد ممکن است به سرعت، تعلیق و خطر داستانی علاقه داشته باشد، اما در روابط واقعی انسانی آرام، همدل و قانون مدار باشد. آنچه باید بررسی شود، نه صرفا ژانر مورد علاقه افراد، بلکه نوع رابطه ای است که با خشونت، رنج و قدرت برقرار می کنند.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان 

سیاستگذاری هوشمندانه باید بجای تمرکز انحصاری بر میزان خشونت، به شیوه بازنمایی آن توجه کند: آیا پیامدهای آسیب دیده شدن نشان داده می شود؟ آیا قربانی انسانیت و هویت دارد؟ آیا خشونت تنها راه حل قهرمان معرفی می شود؟ آیا مخاطب کودک و نوجوان امکان تشخیص تفاوت میان خیال و واقعیت را دارد؟

رسانه ها و نهادهای آموزشی می توانند سواد رسانه ای را از سطح توصیه های کلی فراتر ببرند و به خانواده ها بیاموزند چگونه درباره پیامدهای خشونت، قهرمان سازی و حل تعارض در فیلم ها با فرزندان خود گفتگو کنند.

راهکار برای مردم و خانواده ها

والدین بهتر است بجای واکنش فوری و سرزنش آمیز به علاقه فرزندشان به فیلم های اکشن، درباره دلیل جذابیت آن اثر سؤال کنند. آیا هیجان و سرعت داستان را دوست دارد؟ به شخصیت قهرمان علاقمند است؟ یا از صحنه های آسیب رسان و تحقیر دیگران لذت می برد؟ پاسخ این پرسش ها تصویر دقیق تری از تجربه کودک یا نوجوان به دست می دهد.

تماشای مشترک و گفتگو درباره فیلم می تواند فرصتی برای آموزش همدلی باشد. می توان پرسید اگر شخصیت آسیب دیده امکان صحبت داشت، چه احساسی را توصیف می کرد؟ آیا قهرمان راه دیگری برای حل مسئله داشت؟ اگر همین رفتار در دنیای واقعی اتفاق می افتاد، چه پیامدهایی به دنبال داشت؟ برای بزرگسالان نیز یک معیار ساده وجود دارد: بعد از تماشای محتوای خشن، آیا هنوز می توان رنج شخصیت ها را درک کرد یا خشونت به تصویری عادی و بی اهمیت تبدیل شده است؟ این پرسش، از قضاوت درباره سلیقه افراد مفیدتر است.

تلنگر روانشناختی

هیجان را تماشا می کنیم یا برای احساس قدرت به آن پناه می بریم؟ پرسش اصلی درباره ترند اکشن این نیست که چرا از خطر در فیلم ها لذت می بریم بلکه این است که در زندگی واقعی چقدر فرصت تجربه هیجان سالم، اثرگذاری و احساس توانمندی داریم.

تماشای قهرمانی که از دل بحران عبور می کند می تواند سرگرم کننده باشد، اما قدرت واقعی زمانی شکل می گیرد که فرد در زندگی خود نیز بتواند بدون خشونت، مسئولانه تصمیم بگیرد، از حق خود دفاع کند و مسئله های دشوار را حل کند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1264162
  • جاده پاییزی توسکستان گرگان به شاهرود