غذا خوردن نزدیک خواب می تواند حال روانی شما را بدتر کند؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، غذا را می خوریم و چند دقیقه بعد دراز می کشیم؛ خسته ایم و می خواهیم زودتر بخوابیم. اما احساس سنگینی، سوزش یا بیدار شدن های مکرر، استراحت را به تجربه دیگری تبدیل می کند. صبح، بی حوصلگی را به حساب شام می گذاریم و شب بعد شاید از ترس، اصلا غذا نخوریم. بین این دو واکنش، راه دقیق تری وجود دارد: بررسی اینکه چه خورده ایم، چه مقدار بوده و چقدر تا خواب فاصله داشته است. موضوع برای همه یکسان نیست و باید از تجربه بدنی فرد شروع شود.

نزدیک خواب، یک تعریف کاربردی می خواهد

ساعت نه شب برای کسی که ساعت ده می خوابد، نزدیک خواب است؛ برای فردی که چند ساعت بعد استراحت می کند، فاصله متفاوتی دارد. بنابراین زمان روی ساعت به تنهایی کافی نیست. بهتر است زمان دراز کشیدن هم پرسیده شود. گاهی فرد زود شام می خورد، اما بلافاصله روی مبل می خوابد. گاهی شام دیرتر است، ولی فرد تا زمان خواب در وضعیت نشسته یا ایستاده می ماند.

حجم و شکل وعده هم مهم هستند. یک غذای بسیار بزرگ با یک میان وعده کوچک یکسان نیست. همچنین همه افراد به خوراکی های مشابه واکنش مشابه ندارند. اگر تجربه ناراحتی تکرار می شود، یادداشت ساده زمان و نوع غذا می تواند برای گفت و گو با متخصص مفید باشد. هدف، پیدا کردن الگویی قابل بررسی است؛ نه ترسیدن از خوردن هر چیزی پس از غروب.

رفلاکس، یک مسیر مشخص برای توجه است

موسسه ملی دیابت و بیماری های گوارشی و کلیوی آمریکا می گوید در افراد دارای علائم رفلاکس هنگام شب یا دراز کشیدن، خوردن وعده دست کم سه ساعت پیش از دراز کشیدن یا خواب ممکن است به بهبود علائم کمک کند. این توصیه درباره رفلاکس است، نه اثبات یک ساعت عمومی برای پیشگیری از افسردگی.

اگر سوزش یا برگشت محتویات معده تکرار می شود، بهتر است بررسی انجام شود. تغییر زمان غذا ممکن است یکی از اقدامات باشد، اما تشخیص و درمان به وضعیت فرد بستگی دارد. قرار نیست همه غذاهای معمول از ترس رفلاکس حذف شوند. شناسایی محرک های شخصی و توصیه اختصاصی، از پیروی از فهرست بلند ممنوعیت ها مناسب تر است. تجربه گوارشی باید جدی گرفته شود، بدون اینکه خودسرانه نام بیماری روی آن گذاشته شود.

خواب دشوار با افسردگی یکسان نیست

پس از یک شب خواب نامناسب، ممکن است روز سخت تری داشته باشیم. اما بی حوصلگی، خستگی یا تحریک پذیری کوتاه مدت، خود به خود تشخیص افسردگی نیست. برای صحبت درباره اختلال روانی، مدت، شدت و اثر نشانه ها اهمیت دارند. اگر خواب و حال روانی هر دو دچار مشکل شده اند، باید هر دو بررسی شوند؛ نه اینکه یکی را بدون ارزیابی، علت قطعی دیگری بدانیم.

راهنمای عادت های خواب موسسه ملی قلب، ریه و خون آمریکا پرهیز از وعده های بزرگ نزدیک خواب و توجه به کافئین را توصیه می کند. این نکات برای بهبود شرایط خواب هستند. اگر بی خوابی مداوم وجود دارد، اصلاح شام ممکن است کافی نباشد. زمان خواب، محیط، دارو و مشکلات دیگر هم می توانند به بررسی نیاز داشته باشند.

گرسنگی پیش از خواب را نادیده نگیریم

اگر هر شب هنگام خواب گرسنه اید، شاید غذا در طول روز کافی نبوده است. حذف میان وعده بدون توجه به این کمبود، مشکل را کامل حل نمی کند. بهتر است ترکیب و مقدار شام و وعده های قبلی را بررسی کنید. یک برنامه غذایی مناسب باید نیاز روزانه را تامین کند. رعایت فاصله از خواب نباید به تحمل گرسنگی شدید یا جبران شتاب زده در شب های بعد منجر شود.

برای بعضی افراد، یک میان وعده متناسب با نیاز می تواند در برنامه قرار بگیرد. در کسانی که دیابت دارند یا داروهای مشخص مصرف می کنند، تغییر خودسرانه وعده ممکن است مناسب نباشد. توصیه عمومی جای برنامه اختصاصی را نمی گیرد. همچنین برای فردی که سابقه اختلال خوردن دارد، قواعد زمانی سخت باید با دقت بیشتری بررسی شوند. مراقبت از غذا و خواب باید به آسودگی کمک کند، نه نگرانی مداوم.

یک تغییر کوچک را با مشاهده همراه کنیم

اگر شرایط اجازه می دهد، شام اصلی را کمی زودتر آماده کنید یا از یک وعده بسیار بزرگ درست پیش از خواب فاصله بگیرید. هم زمان، زمان نوشیدنی های کافئین دار را ببینید. سپس بررسی کنید راحتی گوارشی و خواب چه تغییری کرده اند. این مشاهده شخصی، آزمایش درمان افسردگی نیست؛ راهی برای شناخت عادت است. اگر ناراحتی جسمی، بی خوابی یا نشانه های روانی ادامه پیدا کردند، به ارزیابی متناسب نیاز دارند. فاصله غذا تا خواب مهم است، اما تمام داستان سلامت روان نیست.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257233
  • پیمان قاسم‌خانی از زندگی در اسپانیا گفت / دوری از ایران برایش آسان نیست