فال حافظ با نیت بازگشت معشوق برای متولدین هر ماه؛ منتظر اویی یا منتظر تمام شدن بلاتکلیفی؟
رکنا: هنوز برنگشته، اما در ذهن تو بارها برگشته است؛ با یک پیام، یک عذرخواهی و حرفی که همه چیز را روشن کند. گاهی پشت نیت بازگشت معشوق، دلی قرار دارد که بیش از دیدار دوباره، از معلق ماندن خسته شده است. این دوازده بیت حافظ، فرصتی برای دیدن همان انتظار پنهان اند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، بعد از جدایی، امید به بازگشت می تواند با دلتنگی، خشم و نیاز به پاسخ درهم بیامیزد. در این مطلب، برای متولدین هر ماه بیتی از حافظ انتخاب شده تا به یکی از این احساس ها نگاه کنیم. ماه تولد سرنوشت رابطه را تعیین نمی کند و شعر نیز وعده بازگشت کسی نیست؛ این خوانش، دعوتی برای شناختن خواسته خود و پیدا کردن امید در میان بلاتکلیفی است.
فروردین؛ پیش از پیام دادن مکث کن
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است / کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا؟
اگر با هر موج دلتنگی تصمیم می گیری پیام بدهی، پیش از فرستادن آن کمی مکث کن. از خودت بپرس چه می خواهم بگویم و آیا آمادگی شنیدن پاسخی متفاوت با انتظارم را دارم؟ این مکث، فرصتی برای تصمیم روشن تر است.
اردیبهشت؛ دلتنگ اویی یا روزهای با او؟
بشد! که یاد خوشش باد روزگار وصال / خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا؟
خاطره های خوب می توانند اشتیاق بازگشت را زنده نگه دارند. اما میان رابطه ای که امروز امکان ساختنش وجود دارد و رابطه ای که در خاطره باقی مانده، تفاوت هست. ببین دلت برای خود او تنگ شده یا برای احساسی که زمانی کنارش داشتی.
خرداد؛ هر نشانه، پاسخ نیست
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز؟ / که هر چه گفت برید صبا، پریشان گفت
خبر گرفتن از دوستان مشترک یا دنبال کردن فعالیت های او ممکن است ابهام را بیشتر کند. آنچه دیگران حدس می زنند، جای گفت و گوی روشن را نمی گیرد. برای فهمیدن قصد او، به حرف و رفتار مشخصش توجه کن.
تیر؛ انتظار چه اندازه از زندگی ات را گرفته است؟
مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد / بدان هوس که بدین رهگذار بازآید
این بیت تصویر آشنای چشم به راه ماندن است. اگر برنامه روزت به احتمال تماس او وابسته شده، برای کارها و آدم های دیگر نیز جا باز کن. لازم نیست برای ادامه زندگی، ابتدا تمام دلتنگی ات ناپدید شود. :
مرداد؛ آرزوی بازگشت را با واقعیت بسنج
زهی خجسته زمانی که یار بازآید / به کام غمزدگان غمگسار بازآید
خواستن دیدار دوباره قابل فهم است، اما تصور یک بازگشت شیرین، همه دشواری های رابطه را نشان نمی دهد. اگر او برگردد، چه چیزی باید تغییر کرده باشد تا دوباره همان رنج تکرار نشود؟
شهریور؛ ماندن احساس، دستور بازگشت نیست
خیال روی تو در هر طریق همره ماست / نسیم موی تو، پیوند جان آگه ماست
یاد او ممکن است هنوز همراهت باشد، حتی وقتی می دانی رابطه پایان یافته است. می توان یک احساس را پذیرفت و درباره عمل کردن به آن جداگانه تصمیم گرفت. دلتنگی به تنهایی نمی گوید که تماس دوباره برایت مناسب است.
مهر؛ برای اثبات ارزش خود منتظر نمان
گو نام ما ز یاد به عمدا چه می بری؟ / خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
شاید بخشی از انتظار، تلاش برای اطمینان از فراموش نشدن باشد. اما اینکه او تماس بگیرد یا نگیرد، معیار ارزش تو نیست. بازگشت یک نفر نباید شرط دوباره محترم شمردن خودت شود.
آبان؛ احساس های متناقضت را بشنو
در اندرون من خسته دل ندانم کیست / که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
ممکن است هم خواهان بازگشت باشی و هم از آن بترسی. به جای مجبور کردن خودت به یک پاسخ فوری، بنویس چه چیزی تو را به رابطه نزدیک می کند و چه چیزی نگران ات می سازد. هر دو بخش این تجربه شایسته توجه اند.
آذر؛ امید می تواند معنای دیگری داشته باشد
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما
بعد از جدایی، ممکن است تمام امیدت را به برگشتن همان یک نفر گره بزنی؛ انگار اگر او برنگردد، یعنی عشق هم برای همیشه تمام شده است. اما ماندن توان دوست داشتن در تو، لزوما به معنای ماندن یک رابطه نیست.
شاید چیزی که باید نجات پیدا کند، فقط یک رابطه نباشد؛ بلکه توان تو برای دوباره اعتماد کردن، دوست داشتن و ساختن یک رابطه سالم باشد. پایان یک رابطه نمی تواند تمام آینده عاطفی تو را تعریف کند.
اگر هنوز دلت برای او تنگ می شود، لازم نیست احساس خودت را انکار کنی. اما می توانی از خودت بپرسی: اگر قرار نباشد او برگردد، من دوست دارم زندگی عاطفی ام در آینده چگونه باشد؟
دی؛ بین امید و انتظار فرق بگذار
سحر بلبل حکایت با صبا کرد / که عشق روی گل با ما چه ها کرد
گاهی امید به بازگشت، آرام آرام به انتظار دائمی تبدیل می شود؛ هر تماس، هر پیام و هر نشانه ای می تواند دوباره ذهن را درگیر کند. از خودت بپرس آیا هنوز امید داری یا زندگی ات را متوقف کرده ای تا اتفاقی بیفتد؟ امید می تواند وجود داشته باشد، بدون اینکه تمام روزهای تو را در انتظار نگه دارد.
بهمن؛ اگر بازگردد، آیا همان رابطه را می خواهی؟
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم / از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
بعد از جدایی، ذهن گاهی بیشتر به نبودن آدم فکر می کند تا کیفیت رابطه ای که وجود داشته است. اگر امکان بازگشت پیش بیاید، فقط به این فکر نکن که او را می خواهی یا نه؛ از خودت بپرس آیا رابطه ای را که قبلا تجربه کردی، با همان شکل و همان مشکلات دوباره می خواهی؟ گاهی چیزی که دلت برایش تنگ شده، خود رابطه نیست؛ پایان یافتن آن است که هنوز برایت قابل پذیرش نشده.
اسفند؛ برای برگشتن، فقط دلتنگی کافی نیست
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد / ز هر در می دهم پندار کان دلبر نمی گیرد
دلتنگی می تواند بسیار واقعی باشد، اما برای شروع دوباره یک رابطه کافی نیست. بازگشت زمانی معنا پیدا می کند که دو نفر درباره دلیل جدایی، خواسته هایشان و چیزهایی که باید تغییر کند، حرفی روشن داشته باشند. اگر فقط یکی از دو نفر درگیر بازگشت باشد، امید ممکن است به فرسودگی تبدیل شود.
و یک پایان برای همه ماه ها
فال حافظ قرار نیست به جای تو درباره بازگشت یا نرفتن تصمیم بگیرد. مهمترین سوال بعد از جدایی این نیست که آیا برمی گردد؟ بلکه این است که اگر برگردد، چه چیزی باید متفاوت باشد تا من دوباره همان فرد قبلی نباشم؟
حافظ را می توان نه برای پیش بینی آینده، بلکه برای مکث کردن روی حال خود خواند؛ روی دلتنگی، خشم، امید، ترس و حتی میل به دوباره دوست داشته شدن. پاسخ مهمتر از آمدن یا نیامدن یک نفر، این است که بعد از این جدایی، خودت درباره نیازها و مرزهای عاطفی ات چه چیزی فهمیده ای.
-
فیلم نصیحت های سیاوش طهمورث به دزد تلفن همراهش / گدایی کنی بهتر از دزدیه ! / گریه های دزد که زمین را هم خیس کرد
ارسال نظر