صبح بخیر به تو  که دلتنگ اویی یا درگیر چیزی هستی که هیچ وقت تمام نشد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،   صبح بخیر به تو که مدام خاطرات قدیمی را مرور می کنی؛ شاید دلت برای آن آدم تنگ نشده باشد. گاهی یک رابطه تمام شده، آدمش رفته و زندگی هم ادامه پیدا کرده است اما ذهن هنوز برمی گردد. به آخرین گفت و گو. به یک جمله که نباید گفته می شد. به چیزی که باید می گفتی و نگفتی. به اینکه اگر آن روز جور دیگری رفتار می کردی، شاید همه چیز تغییر می کرد.

اینجاست که دلتنگی با نشخوار ذهنی فرق پیدا می کند.

دلتنگی بیشتر به خود فرد و تجربه نبودنش مربوط می شود؛ اما نشخوار ذهنی می تواند ذهن را بارها به یک اتفاق برگرداند، بدون اینکه واقعا به راه حل یا نتیجه تازه ای برسد.

گاهی هم چیزی که ذهن را نگه می دارد، احساس ناتمام بودن است.

وقتی یک رابطه بدون توضیح تمام شده، سوالی بی جواب مانده یا اتفاقی برخلاف انتظارمان پایان گرفته، ممکن است ذهن همچنان تلاش کند برای آن یک داستان کامل بسازد.

اما یک نکته مهم وجود دارد:

هر بار فکر کردن به یک آدم قدیمی به این معنا نیست که هنوز او را می خواهی.

گاهی تو دلتنگ آن آدم نیستی؛ دلتنگ توضیحی هستی که هیچ وقت نگرفتی.

گاهی دنبال برگشتن نیستی؛ دنبال فهمیدن چیزی هستی که هنوز برایت روشن نشده است.

و گاهی هم فقط یک خاطره، محرکی برای برگشتن به احساسی قدیمی شده است.

پس اگر دوباره ذهنت سراغ گذشته رفت، قبل از اینکه بگویی هنوز دلم برایش تنگ شده، از خودت بپرس:

دلم برای خود او تنگ شده، یا هنوز دارم تلاش می کنم بفهمم چرا آن اتفاق این طور تمام شد؟

صبح بخیر به تو که بعضی خاطرات برنمی گردند چون هنوز دوستشان داریم؛ برمی گردند چون ذهنمان هنوز برایشان دنبال یک پایان قابل فهم می گردد.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1251406
  • دلخوری ترامپ از ناکامی مجدد در دریافت جایزه صلح نوبل!