مغز زیر رگبار خبرهای بد/ از کجا به بعد دیگر هیچ چیزی حس نمی کنیم؟
رکنا: صبح با خبر جنگ شروع می شود، ظهر با خبر گرانی، عصر با تصویری از یک حادثه تلخ و شب با تحلیل هایی درباره آینده ای نامعلوم. انسان امروز فقط با مشکلات زندگی خودش روبه رو نیست؛ او هر روز در معرض رنج میلیون ها انسان در نقاط مختلف جهان قرار می گیرد. گوشی تلفن همراه تبدیل به پنجره ای شده که از پشت آن، بحران ها بدون توقف وارد ذهن ما می شوند. جنگ، بیماری، فقر، خشونت، بلایای طبیعی و ناامنی های اجتماعی دیگر فقط خبرهایی دوردست نیستند؛ آنها به بخشی از تجربه روانی روزمره ما تبدیل شده اند اما مغز انسان برای تحمل این حجم بی پایان از تهدید طراحی نشده است.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، وقتی جهان دائماً خبر بد تولید می کند، ذهن انسان تلاش می کند از خودش محافظت کند؛ گاهی با نگرانی، گاهی با خشم و گاهی با بی تفاوتی. مغز انسان چرا به خبرهای بد حساس تر است؟ یکی از ویژگی های طبیعی مغز، توجه بیشتر به تهدیدهاست. در روانشناسی این موضوع با مفهوم «سوگیری منفی» شناخته می شود. در طول تکامل، انسان هایی که سریع تر خطر را تشخیص می دادند، شانس بیشتری برای بقا داشتند. مغز ما هنوز هم اخبار منفی را مهم تر از اخبار مثبت پردازش می کند. به همین دلیل یک تصویر ناراحت کننده، یک خبر نگران کننده یا یک پیش بینی منفی می تواند بیشتر از ده ها خبر خوب در ذهن باقی بماند. مشکل اینجاست که در گذشته انسان با یک خطر واقعی در محیط نزدیک خود مواجه می شد، اما امروز مغز ما می تواند در یک روز با صدها نشانه تهدید روبه رو شود. بدن ما هنوز با همان سیستم هشدار قدیمی کار می کند، اما تعداد هشدارها چند برابر شده است.
وقتی مغز همیشه در حالت آماده باش می ماند
سیستم اضطراب برای محافظت از انسان ساخته شده است. وقتی خطری وجود دارد، بدن آماده واکنش می شود؛ ضربان قلب بالا می رود، توجه بیشتر می شود و انرژی برای مقابله آزاد می شود اما اگر مغز دائماً با خبرهای تهدید کننده مواجه شود، ممکن است این سیستم خاموش نشود.
فرد احساس می کند همیشه باید منتظر اتفاق بد بعدی باشد. حتی زمانی که مشکل فوری وجود ندارد، ذهن در حال جستجو برای خطر تازه است. این وضعیت می تواند به خستگی روانی، کاهش تمرکز، تحریک پذیری و احساس فرسودگی منجر شود.
چرا بعضی ها دیگر به خبرهای تلخ واکنش نشان نمی دهند؟
یکی از واکنش های جالب مغز در برابر حجم زیاد رنج، کاهش حساسیت است. گاهی انسان برای اینکه بتواند ادامه دهد، از شدت واکنش های احساسی خود کم می کند. این پدیده را می توان نوعی سازگاری روانی دانست. فرد ممکن است ابتدا با دیدن یک حادثه تلخ بسیار ناراحت شود، اما پس از مواجهه مکرر با اخبار مشابه، واکنش عاطفی کمتری نشان دهد.
این به معنای بی رحم شدن انسان نیست؛ بلکه گاهی مغز برای جلوگیری از فروپاشی هیجانی، شدت احساسات را کاهش می دهد اما اگر این بی حسی به همه بخش های زندگی سرایت کند، ممکن است باعث کاهش همدلی، بی انگیزگی و احساس بی تفاوتی شود.

چرا مدام اخبار را دنبال می کنیم، حتی وقتی حالمان بدتر می شود؟
یکی از رفتارهای رایج در دوره های بحران، دنبال کردن وسواس گونه اخبار است. فرد می داند دیدن خبرهای بیشتر حالش را بد می کند، اما باز هم صفحه تلفن را باز می کند. علت این رفتار، نیاز مغز به کنترل است.
وقتی شرایط نامطمئن است، انسان تصور می کند اگر اطلاعات بیشتری داشته باشد، آماده تر خواهد بود. اما گاهی حجم زیاد اطلاعات نه کنترل ایجاد می کند و نه آرامش؛ بلکه فقط سیستم اضطراب را فعال نگه می دارد. این همان چرخه ای است که در بسیاری از نگرانی های مزمن دیده می شود: جستجوی بیشتر برای آرامش، اما نتیجه آن اضطراب بیشتر.
تلنگر روانشناسی
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و متخصص در حوزه تروما - می گوید: در جهانی که پر از خبرهای تلخ است، یکی از مهمترین مهارت های روانی، مدیریت فاصله با رنج های بیرونی است. انسان مسئول است، اما قرار نیست بار تمام دردهای جهان را به تنهایی روی دوش خود حمل کند. گاهی افراد تصور می کنند اگر از اخبار فاصله بگیرند، بی تفاوت یا بی مسئولیت شده اند. اما مراقبت از سلامت روان به معنای نادیده گرفتن جهان نیست.
ذهنی که دائماً در معرض ترس و ناامیدی قرار دارد، در نهایت حتی توان کمک کردن به دیگران را هم از دست می دهد. همانطور که بدن برای ادامه فعالیت به استراحت نیاز دارد، روان انسان هم به فاصله هایی از بحران نیاز دارد. آگاهی بدون فرسودگی، همدلی بدون فروپاشی و مسئولیت پذیری بدون نابودی آرامش شخصی، تعادل روانی مورد نیاز انسان امروز است.
خبر بد فقط احساس ما را تغییر نمی دهد؛ رفتار ما را هم تغییر می دهد
وقتی ذهن مدت طولانی در فضای تهدید قرار می گیرد، نگاه انسان به جهان تغییر می کند. ممکن است فرد تصور کند همه چیز در حال بدتر شدن است، آینده هیچ امیدی ندارد یا هیچ اقدامی فایده ندارد. در روانشناسی، این حالت می تواند با احساس درماندگی و کاهش احساس کنترل ارتباط پیدا کند. افراد ممکن است کمتر برنامه ریزی کنند، کمتر لذت ببرند و بیشتر در انتظار اتفاقات منفی باشند. در واقع خبرها فقط اطلاعات وارد ذهن نمی کنند؛ آنها می توانند روی برداشت ما از جهان اثر بگذارند.
چرا در بحران ها بعضی افراد مقاوم تر می مانند؟
تفاوت افراد فقط به میزان مشکلاتی که تجربه می کنند مربوط نیست؛ بلکه به شیوه معنا دادن آنها به اتفاقات هم ارتباط دارد. افراد تاب آور معمولاً مشکلات را انکار نمی کنند، اما اجازه نمی دهند یک اتفاق بیرونی تمام تصویر زندگی آنها را تعریف کند. آنها می توانند همزمان واقعیت سخت را ببینند و هنوز جایی برای امید، ارتباط، معنا و اقدام نگه دارند.تاب آوری به معنای نترسیدن نیست؛ به معنای ادامه دادن با وجود ترس است.
چگونه از مغز خود در برابر بمباران خبرهای بد محافظت کنیم؟
محدود کردن زمان پیگیری اخبار، انتخاب منابع معتبر، ایجاد فاصله بین خود و فضای مجازی و حفظ فعالیت هایی که احساس زندگی و ارتباط ایجاد می کنند، می تواند به تنظیم فشار روانی کمک کند.همچنین مهم است که به خودمان اجازه دهیم گاهی خوشحال باشیم، حتی وقتی جهان با مشکلات زیادی روبه رو است. شادی در زمان بحران بی احساسی نیست؛ یکی از راه های حفظ توان روانی برای ادامه مسیر است.
جهان همیشه خبرهای سخت داشته است، اما انسان امروز برای اولین بار با سرعتی بی سابقه همه این خبرها را همزمان دریافت می کند. مغز انسان در برابر این حجم از تهدید، یا مضطرب می شود، یا خسته می شود و گاهی برای محافظت از خود، بی حس می شود. مسئله این نیست که اخبار بد را نبینیم؛ مسئله این است که اجازه ندهیم اخبار بد تمام فضای ذهن ما را اشغال کنند. در دنیایی که پر از بحران است، حفظ آرامش یک انتخاب ساده نیست؛ یک مهارت روانشناختی ضروری است.
-
فیلمی که اشکتان را درمی آورد / آغوشی پس از ۳ سال دوری در آسایشگاه کهریزک البرز / لحظهای که همه را به گریه انداخت
ارسال نظر