داستانک "مسافر"

برای انجام کاری به مشهد آمده بود. سرش شلوغ بود. حتی به زیارت امام رضا(ع) نرفت. روز آخر بود بعد از انجام کار سوار تاکسی شد و به هتل رفت. قرار بود چند ساعت دیگر پرواز کند متوجه شد کیفش که محتوی لپ‌تاپ و مدارک و میلیون‌ها پول بوده نیست از پنجره هتل چشمش به گنبد طلایی افتاد. با شرمندگی گفت یا امام رضا(ع) خودت درست کن. تو فرودگاه در حالی که ناراحت و عصبی بود و چیزی به پرواز نمانده بود یکی دوان دوان به سویش آمد راننده تاکسی بود با تمام مدارکش انگار او را امام رضا(ع) فرستاده بود پروازش را لغوکرد و به زیارت امام رضا(ع) رفت.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

محبوبه محدودی/ 0915---5408

آیا این خبر مفید بود؟